روزی پیغمبر (ص) در اطراف مدینه با عده‌ای از مسلمانان در حرکت بودند. به یک جوان برخورد کردند. یک جوان عربِ چوپان بی‌سواد که نه دانشگاه دیده و نه حوزه‌ی علمیه دیده بود و عمرش را به چوپانی و در بیابان گذرانده بود. رسول‌الله (ص) به او فرمودند: تو، خدا را می‌پرستی؟ عرض کرد: بله یا رسول‌الله، من مسلمانم.

در یک سال، در مدینه، بنده در بعثه‌ی آیت‌الله العظمی مکارم نشسته بودم آقایی آمد که از استان دیگری از کشورمان بود و می‌خواست حساب خمس خودش را بکند. گفت امشب می‌خواهم به مسجد شجره بروم.

همین طور که صحبت می‌کرد، گفت: من سؤالی هم دارم: 22 سال است که با دخترم حرف نمی‌زنم.

یکی از جدی‌ترین عواملی که مانع شکوفایی جوان می‌شود، رفقا و دوستان ناباب و نااهل است. آیات 27 تا 29 سوره‌ی مبارکه فرقان، ناظر به همین مطلب است که روز قیامت، عده‌ای از مردم در صحرای محشر، جلوی محشریان، در پیشگاه خدا می‌گویند: ای کاش با آدم بد رفیق نشده بودیم.

جاهل دو دسته است:

جاهل قاصر، جاهل مقصر.

جاهل قاصر یعنی کسی که نمی‌دانست و شرایط فهمیدن هم برایش مهیّا نبود و در این جهل رشد کرد و در این جهل هم مُرد.

مرحوم علامه مجلسی نقل می‌کند زمان موسی‌الهادی، شخصی بود که خیلی با خلیفه مقرب بود. همسایه‌ای داشت که او هم با خلیفه مقرّب بود اما نمی‌توانست ببیند که اینقدر خلیفه به این همسایه محبت دارد.

بعضی حسودند؛ روایت داریم: اَلحَسودُ لا یَسُود: آدم حسود، آسایش ندارد. بیش‌ترین ضربه را هم خودِ حسود می‌بیند.

در یکی از این دبیرستان‌های شمال شهر شیراز، جلسه‌ی انجمن اولیاء بود. پدر و مادرها بودند. دبیرستان شلوغی بود و جمعیت زیادی بودند. جلسه که تمام شد، من از مجلس بیرون آمدم و در حال خارج شدن از مدرسه بودم که دیدم یک خانمی، من را مدام صدا می‌زند: حاج آقا، حاج آقا، حاج آقا.

 یک وقت در یک جلسه عرض کردم، از خودِ آیت الله محفوظی هم سؤال کردم که ایشان هم این مطلب را تصدیق کردند.

می‌خواهم مراقبت خدا را بگویم. حیا اگر آمد، خروجی‌اش می‌شود این. بقیه‌اش توجیه است که: رفتیم خارج، آنجا دین نبود، در جمع گنهکار نشستیم و گناه مرتکب شدیم و... این‌ها ضعف ایمان است. اگر کسی باایمان و با حیا باشد، در بدترین شرایط هم تن به گناه نمی‌دهد و اگر کسی بی‌حیا باشد، در مقدس‌ترین اماکن هم به سمت‌وسوی خطا و گناه کشیده می‌شود.

 در یک سال که امام صادق (ع) به حج مشرّف شده بودند، بعد از اعمال، در گوشه‌ی مسجدالحرام نشسته بودند. یکی از اصحاب عرض کرد: یابن رسول الله! ما أکثر الحجیج! امسال حاجی زیاد آمده است. الحمدالله زحمات جدّ بزرگوارتان به نتیجه رسیده و مسلمانان زیادی برای حج آمده‌اند.

طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه