در این فتنهی دیماه بعضاً مسجدیهایی را بنده میدیدم که کلماتی نسبت به رهبری میگفتند که جای تعجب بود
آقا دیکتاتوریست!
دارند زور میگویند!
بگویید یک خورده کوتاه بیایند!
اگر ارتباط دارید با اینها، بگویید آقا نکنید! نکشید!
کار داشت به اینجا میرسید
یک آقای رسیده به من میگوید آقا من غیبت ایشان را زیاد میکردم حالا با چشم اشکآلود آمده میگوید پشیمانم
از اینها فراوان. مردم! کاری نکنیم که به جایی برسیم که برای بیدار شدن، بهترین سرمایه هزینه بشود، زمان امام حسین(ع) کار به جایی رسید که احیای اسلام در گرو قطعه قطعه شدن سیدالشهدا بود تا امام حسین(ع) به مسلخ نرفت امت خوابیدهی اسلام بیدار نشد.
عبرت بگیریم از تاریخ.
من برداشت خودم این است که این رفتن مقام معظم رهبری اول اجری بود که خدا برای ایشان دیده بود که ایشان خودشان هم از سویدای دل آرزوی شهادت داشت و شهادتی که این غفلتی که داشت جامعه اسلامی را در بر میگرفت
دیدید شب اولی که خبر شهادت ایشان هنوز پخش نشده بود در بعضی از زوایای شهر بعضیها کِل و شادی می زدند، شنیدید؟ جامعه به اینجا رسیده بود. شهادت ایشان شد دوباره یک احیای دیگر، یک تحول دیگر، یک مسئولیتپذیری دیگر برای جامعه اسلامی
حالا میبینید مردم الحمدلله شبها در مساجد، ظهرها، صبحها حضور گسترده، احساس تکلیف و مسئولیت در برابر این نظام و این ملت