آیات مهدویت در قرآن / 3 اسفند 1404

استاد حدائق روز یکشنبه 3 اسفندماه 1404 مصادف با چهارمین روز از ماه مبارک رمضان در مسجد الرسول(ص) شیراز به بیان سلسله مباحث “آیات مهدویت در قرآن” پرداختند.

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم­ الله الرحمن الرحیم

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[1].

صدق الله العلی العظیم

یک مسأله­‌ای را عزیزی سؤال کردند اشاره کنم در ماه مبارک رمضان می­گویند خون گرفتن برای آزمایش چه صورتی دارد؟ کارهایی که موجب ضعف برای روزه­ دار می­شود مکروه است حرام نیست، حالا مخصوصاً اگر ضرورت پیش آمد که این شخص روزه ­دار آزمایش لازمی دارد خونی باید گرفته بشود این خون مبطل روزه نیست بله آن­چه که روزه را بهم می­زند، سرم­ های غذایی است، آن سرم­ های غذایی که به روزه­ دار وصل می کنند این­ها دیگر احتیاط واجب خیلی از علما دارند که دیگر طرف روزه نیست این یک نوع تغذیه است و دارد استفاده می­کند و لذا حالا مراجعه به پزشک و درمان در روز ماه رمضان مانعی ندارد باید رعایت کرد که اکل و شربی اتفاق نیفتد، این هم مسأله چون سؤال شده بود عرض کردیم خدمت عزیزان.

سخن پیرامون آیه سوم از دومین سوره قرآن سوره مبارکه البقره با محوریت مهدویت در قرآن بود، مقدمه ­ای را ما در جلسه نخست خدمت عزیزان عرض کردیم با توجه به اوضاع موجود عالم که دشمن جنگ شناختی راه انداخته و دیگر این­ها رو باورهای مردم دارند کار می­کنند، اعتقادات مردم را به چالش می­کشند افراد را از آن اعتقادات قوی که دارند بازگردانند و سست کنند، که این را کراراً هم مقام معظم رهبری تذکر دادند که باید بیدار بود یکی از روش ­های قوی کردن انسان­ ها انس با قرآن و رجوع به معارف قرآنی است ما قرآن را فراموش نکنیم، ببینیم قرآن که کتاب نامه زندگی و درس نامه است چه مسئولیتی را برای ما تبیین کرده و در رأس این مسائل ما مردم در عصر غیبت امام زمان را از نگاه قرآن بهتر بشناسیم، رهبر خودمان را، پیشوای خودمان را، حجت الهی را معرفت بهتری پیدا کنیم، به همین جهت گفتیم آیات مهدویت در قرآن در حدی که فرصت هست مورد بحث قرار بگیرد، یکی از آیات مهدویت آیه سوم از سوره مبارکه البقره است که خداوند در توصیف انسان­ های با تقوی سه ویژگی را در این آیه نام می­برد: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[2] این­ها به عالم غیب ایمان دارند، انسان با تقوی انسانی است که به عالم غیب معتقد است، لذا عرض شد که حالا در نظام خلقت یک سری چیزهایی است که محسوسات و مشهودات است و یک چیزهایی است که در حیطه مشهودات ما و محسوسات ما قرار نمی­گیرد، عالم غیب در روایاتی که عرض کردیم یک جهت در روایت و یک عنوان از عالم غیب اشاره به ذات مقدس پروردگار است عالم غیب اشاره به حشر و بعث و نشر و نشور است که انسان ­های با تقوی به قیامت معتقد هستند، به روز جزاء معتقد هستند، به حساب­ رسی الهی اعتقاد دارند، عالم غیب اعتقادت دارند، در روایت داریم در کنار این­ها به قیام قائم که صاحب ­الزمانی می­آید، حکومت عدلی بر پا می­شود و عدالتی شکل می­گیرد و رجعت که دوباره اولیاء خدا باز می­گردند در همین دنیا، سیدالشهداء، امیرالمؤمنین، حکومت می­کنند و این بشارت الهی است در قرآن و وعده الهی است در همین کره خاکی، انسان و بشر طعم عدالت مطلق را خواهد چشید، این­ها از مصادیق عالم غیب بود که روایت این­ها ذکر شد و گذشت، روایات متعددی نسبت به: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[3] که اشاره به وجود مقدس امام زمان دارد بحث امروز من این است، ما باید به عالم معتقد باشیم یعنی به صاحب ­الزمان معتقد باشیم، ما مردمی که امروز در عصر غیبت هستیم وظیفه ­ما چیست؟ ما می­خواهیم رفتارمان رفتاری باشد که حکایت کند از این­ که ایمان داریم به این حقیقت، ایمان داریم به این واقعیت، آیا به همین دعای ندبه خواندن تنها باید کفایت کرد، یک دعایی عهدی بخوانیم، بالاخره دعای توسلی بخوانیم، دعای فرجی بخوانیم، این کافی است یا این که فراتر از این باید تلاش کرد، من از روایات یک سری سر فصل­هایی را امروز محضر عزیزان اشاره می­کنم، در وظایف مردمی که در عصر غیبت هستند برای این­ که این حقیقت: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[4] ما در خودمان تکمیل کنیم، حالا این­ها را بنده عرض می­کنم، این­ها گرفته شده و عصاره و حصیله روایات ماست، حالا من برای این­ که وقت مجلس را هم خیلی گرفته نشود، سر فصل­ها را عرض می کنم، ما مردمی که الآن در این زمان داریم زندگی می­کنیم اگر می­خواهیم: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[5] باشیم و ایمان به قیام حجت خدا داشته باشیم یک سری وظایفی را و تکالیفی را به عهده ماست که هر کسی در حد توانش، در حد وسعش و امکاناتش باید این­ها را گسترش بدهد، یک سر وظایف وظایف عام است که تکلیف همه است، عموم جامعه و عمومیت جامعه، و یک سر وظایف هم وظایف خاص است ما در روابط خاص خودمان با دیگران، از وظایف عالم در عصر غیبت برای منتظران امام زمان، یکی شناخت امام زمان است ما اول امام زمان را بشناسیم و به فرزندان­مان و به اطرافیان­مان امام زمان را معرفی کنیم این یک، که این حجت خدا بالاخره چه ویژگی­ های دارد، رضایت حجت خدا در چیست؟ این را ما اولاً بفهمیم و امام را بشناسیم، امام شناسی، این امام شناسی امتیازش این است امیرالمؤمنین می­فرماید: «انْظُرُوا أَهْلَ‏ بَیْتِ‏ نَبِیِّكُمْ‏»[6] نگاهتان به اهل بیت باشد: «فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ»[7] در جهت این­ها حرکت کنید، ما با سرعت اهل­ البیت نمی­توانیم حرکت کنیم ولی در جهت می­توانیم حرکت کنیم، می­گویند آقا این صراط این مسیر مسیر اهل­ البیت است، حضرت می­فرماید در این مسیر بروید: «لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا»[8] مراقب باشید بر اهل­ البیت پیشی نگیرید که گمره می­شوید جلو نزنید، در تاریخ کم نبودند کسانی که از ائمه جلو زدند، نهروانی­ ها، این­ها در جنگ نهروان یک دست­شان قرآن بود، یک دست­شان شمشیر، مقابل امیرالمؤمنین ایستادند و بعد ادعا می­کردند امیرالمؤمنین از دین خارج شده و امیرالمؤمنین را باید از بین برد، این­ها سبقت است، گاهی اوقات بعضی از فرق انحرافی یک کارهایی می­کنند که اصلاً دین تجویز نکرده، دین تأیید نکرده، تندروی ­هایی در مسائل اعتقادی، مسائل اجتماعی، گاهی اوقات یک ریاضت­ هایی سختی که ائمه هم توصیه نکردند، یک بنده ­ای خدا آمد گفت من دو سال است گوشت نخوردم، گفتم چه کسی گفته نخوری؟ گفت نه برای تهذیب نفس، گفتم یک روایت بیاور تا من هم مثل تو نخورم، بابا تراز اهل­ البیت هستند امیرالمؤمنین فرمود به اهل­ البیت نگاه کنید، در مسیر آن­ها حرکت کنید، پیشی بر آن­ها نگیرید، اگر پیشی گرفتید گمراه می­شوید و عقب نمانید: «وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا»[9]عقب هم افتادید هلاک می­شوید، جلو زدن از اهل ­البیت گمراهی ضلالت، عقب ماندن از اهل­ البیت هلاکت، همراهی با اهل­ البیت سعادت، با اهل ­البیت همسو باشید همراه باشید لذا اهل­ البیت هم توصیه­ شان این است که با ما باشید، نه جلو بیفتید نه عقب بمانید، این شناخت امام زمان لازمه­ اش همین است بعضی­ ها تندروی می­کنند من یک نمونه از تندروی­ هایی زمان امیرالمؤمنین را برایتان بگویم، آقا امیرالمؤمنین بعد از جنگ صفین آمدند بصره، در بصره دوتا برادر بودند هردو به امیرالمؤمنین ارادت داشتند ولی یکی امام را خوب شناخته، یکی متأسفانه امام را درست نشناخته، آن برادری که امام را شناخته بود و معرفت داشت، وضع مالی خوبی هم داشت از ثروتمندان بصره بود، آقا وقتی وارد بصره شدند از حضرت تقاضا کرد که آقا یک وعده نهار منزل ما دعوت کنیم، امیرالمؤمنین را دعوت کرد به ضیافت، امیرالمؤمنین هم قبول کردند، همین که آقا قبول کردند تأیید کار آن طرف است حضرت که در هر خانه­ ای قدم نمی گذارد، معلوم است فرد موجه درستی بود، که حضرت پذیرفتند دعوت او را آقا وارد خانه شدند آن روز موعودی که دعوت بودند، عده ­ای هم با حضرت بودند و خانه بزرگی داشت امکانات خوبی داشت، البته من این را عرض کنم اسلام با دنیا که مخالف نیست، اسلام با حب دنیا مخالف است مردم در دنیا باشید وابسته به دنیا نباشید، مثل کسی باشید که در کشتی است، ولی در عین حالی که در کشتی است در آب درگیر نیست، روی آب حرکت می­کند، شاعر یک شعر زیبایی دارد می­گوید:

آب در کشتی هلاک کشتی است، آب در بیرون کشتی پشتی است

می­گوید این آب اگر آمد داخل کشتی، کشتی را واژگون می­کند ساقط می­کند، ولی آب بیرون کشتی سبب حرکت کشتی است، مردم در دنیا خوب زندگی کردید آخرت خوبی دارید: «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَة»[10]اما اگر حب دنیا آمد در دل انسان­ ها کار دست انسان­ ها می­دهد، امروز بعضی­ ها حب دنیا وجودشان را گرفته، اسلام با این مخالف است، اسلام با خانه، با ثروت، با اموال، با دلار، با طلا که مخالف نیست اسلام با وابستگی به این­ها مخالف است می­گوید حواست باشد آقا وابسته نباش: «حُبُ‏ الدُّنْیَا رَأْسُ‏ كُلِ‏ خَطِیئَةٍ»[11] در دنیا باش ولی با دنیا مباش، خب آقا دیدند خانه بزرگ و مجلل و امکانات خیلی خوبی دارد بعد از صرف غذا وقتی حضرت داشتند خارج می­شدند از خانه، فرمودند که من یک نصیحتت می­کنم، به آن آقایی که صاحب خانه بود و دعوت کرده بود آقا فرمودند حواست باشد این خانه، این امکانات از آخرت غافلت نکند، مردم یک جوری زندگی کنیم که وقتی ملک الموت آمد شما را ببرد، سخت­تان نیاید، در و دیوار خانه مانع نشود، شهادتینت را بر زبانت کند نکند، ظواهر دنیایی سرگرم نکند انسان­ ها را حضرت فرمودند مراقب باشد این خانه و امکانات از آخرت و خدا تو را باز ندارد، وقتی آقا این را فرمودند گفت آقا من یک جمله بگویم من در همین خانه مجالس دینی می­گیرم، در همین خانه اطعام به فقراء می­کنم، شروع کرد یک سری گزارش کارهایی خیرش را در خانه داد، حضرت فرمودند آفرین بر تو، تو از دنیای خوب داری آخرت خوب را برای خودت بهره­ برداری می­کنی، از فرصت ­ها داری استفاده می­کنی، بعد که آقا آمدند خارج بشوند، گفت آقا یک برادر دیگری هم دارم من این خیلی به شما ارادت دارد، اما تارک دنیا شد، این مغازه داشت، زندگی داشت، امکانات داشت، همه را رها کرده رفته مسجد جامع بصره معتکف مسجد شده، شب و روزش شده نماز، حرف هیچ کس را هم قبول نمی­کند، اما حرف شما را می­پذیرد، شما را امام خودش می­داند، آقا فرمودند بروید به او خبر بدهید، من می­خواهم بیایم دیدنش یک دو نفر رفتند جلو خبر بردند، آقا هم حرکت کردند با همان برادر و عده ­ای، رسیدند ورودی مسجد جامع بصره این برادری که در مسجد معتکف بود فهمید که آقا دارند می­ آیند به او خبر دادند، آمد در آستانه در مسجد، ورودی مسجد ایستاده بود، تا حضرت آمد خودش را انداخت روی قدم­ های حضرت و اظهار ارادت کرد به امیرالمؤمنین که آقا ما قابل نبودیم شما دیدن ما بیایید، تاریخ می­نویسد اول سخنی که امیرالمؤمنین به این فرد گفت این بودی: «یا عدی نفسک» ، ای دشمنک جان خودت چه می­کنی؟ آقا فرمودند این چه کاری است کردی؟ زن و بچه­ ات رها کردی آمدی در مسجد شب و روزت شده نماز؟ برو زندگی کن، خوب­ ها خوبی را منتقل کنید، آقا خوب است، می­گوید ما نمی آییم، در جلسات ما سر نمی­زنیم، بابا برو انرژی مثبت بده، برو احیا کن، اگر بنا بشود آن­هایی که ظرفیت خوبی دارند در خودشان متمرکز بشوند، جامعه را چه کسی باید اصلاح کند؟ آقا فرمودند پا شو از مسجد بیا بیرون، برو بالای سر خانواده ­ات، برو در جامعه، در بازار بین مردم تو که خوب هستی، دیگران را دعوت به خوبی کن، ببینید عزیزان این­ها بر می­گردد به این­ که گاهی اوقات ما رهبران­مان را درست نشناختیم، ما گاهی اوقات می گوییم که زهد در انصراف از تعلقات دنیایی است، یک کسی آمد به امام صادق گفت آقا زهد را تعریف کنید، آقا فرمودند زهد را خدا بین این دو آیه تعریف کرده است: «لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»[12]زاهد کسی است که هرچه از او می­گیرند از خدا جدا نکند او را و هرچه به او می­دهند او را از خدا دور نکند، مردم به ثروت و مقام و قدرت می­رسید از خدا نبرید، این­ها را هم از دست می­دهید از خدا فاصله نگیرید این زهد است، زهد همان است که در امام خمینی دیدیم، آخرین نماز شب امام را سیمای جمهوری اسلامی نشان دادند، امام سوند به ایشان وصل بود، سرم به ایشان وصل بود، نماز شب­شان را ایستاده خواندند، زهد یعنی این، یعنی در بیماری با خدا باش، در سلامتی ­ات هم با خدا باش، روزی که اوضاع بر وفق مرادت هست با خدا باش، روزی که در سختی و تلخی زندگی هم هستی با خدا باش، خب یکی از نکاتی که در عصر انتظار وظایف عام همه است شناخت امام زمان است این­ که ما معرفت­مان را نسبت به امام زمان بالا ببرم، اطلاعات خودمان را نسبت به این امامی که در برابر این امام ما امروز مسئول هستیم، شما اربعین­ ها را ببینید، محرم و صفرها را ببینید ارادت مردم نسبت به امام حسین، نسبت به اهل­ البیت بسیار ارزنده و ارزشمند است، اما به مراتب بیشتر از این­ها مردم باید نسبت به امام زمان اظهار ارادت کنند، اما گاهی اوقات متأسفانه این خلأ را انسان می­بیند این یک، شناخت امام زمان نکته اول و پایداری در محبت اهل­ البیت این­ها از وظایف عمومی مردم در عصر غیبت است: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[13] به امام زمان­تان ایمان داشته باشید یعنی در محبت به این امام پایدار باشید یک وقتی متزلزل نشویم مقطعی نباشد، در یک شب در یک مجلس یادمان برود امام زمان، در یک سفر خارج از کشور امام زمان را فراموش کنیم، این پایداری، در مسجد هستیم، در خانه هستیم، در جشن هستیم، در سرور و شادی هستیم، در عذاب و حزنم در همه حال این پایداری و ثبات را نسبت به امام زمان فراموش کنیم، که امیرالمؤمنین فرمود: فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ»[14]در سمت و جهت اهل­ البیت حرکت کنیم، نکته دیگر پرهیزکاری و رعایت تقوی الهی این هم یکی از وظایف عمومی همه منتظران است، ما منتظر شخصیتی هستیم که پاک­ترین انسان نظام خلقت است، قطعاً منتظران نور از ظلمت باید فاصله بگیرند، یک سخنی را از فرمایشات امام صادق من عرض کنم آقا امام صادق می­فرماید در عصر غیبت تلاش کنیم که از منتظران امام زمان باشیم و خودتان را در زمره منتظران ولی­عصر قرار بدهید، بعد دو چیز را امام صادق به عنوان ویژگی­ های منتظران امام زمان نام می­برد در این حدیث آقا آمدند دوتا نکته مهم عرض شود که بیان می­فرماید که این­ها را به عنوان ویژگی­ های خودتان: «من سرّه أن‏ یكون‏ من‏ أصحاب‏ القائم فلینتظر»[15] هر کسی دوست دارد از یاران امام زمان به حساب بیاید باید منتظر باشد بعد امام منتظر را تعریف می­کند، منتظر کیست؟ امام می­فرماید: «و لیعمل بالورع و محاسن الأخلاق»[16] منتظران امام زمان کسانی هستند که اول پارسا هستند، پاک هستند، زبان این­ها چشم این­ها، رفتار این­ها، معاملات این­ها، با گناه آغشته نیست، اصلاً ببینید ماه رمضان را روز اول عرض کردیم، فلسفه ماه رمضان: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏»[17]الآن هم در صفات متقین داریم یاران امام زمان را تعریف می­کنیم: «هُدىً لِلْمُتَّقینَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[18] متقین که ماه رمضان باید ما را برساند به آن­جا، یاران امام زمان باید تقوی داشته باشند، امام صادق می­فرماید منتظران امام زمان یک: «و لیعمل بالورع»[19] این­ها ورع و پارسایی را پیشه خود می­کنند، دوم: «محاسن الأخلاق»[20] اخلاق شایسته، این­ها اخلاق­شان هم اخلاق خوبی است، آدم های بد اخلاقی نیستند، آدم ­هایی تندخویی نیستند، کم حوصله نیستند این ها ظرفیت بالای دارند در روابط اجتماعی­شان، در روابط خانوادگی­شان، با دیگران با ادب و اخلاق برخورد می­کنند این دوتا ویژگی را امام صادق می­فرماید در هر کسی بود مثل این است که در خیمه امام زمان با امام زمان است، بمیرد با این دو ویژگی بمیرد ثواب همراهی و بودن با امام زمان را به او عنایت می­کنند و لذا شما خیلی­ ها بودند ارتباط نزدیکی با حضرت داشتند به برکت همین: «و لیعمل بالورع و محاسن الأخلاق»[21] این پارسایی و اخلاق شایسته انسان­ها را می­برد در مسیر تقرب به ساحت مقدس ولی­عصر ماه رمضان هم فرصت خوبی است برای به دست آوردن این صفات و دوری از همه رذایل اخلاقی و کارهایی که خدا نمی­پسندد، امروز پاک­ترین انسان روی کره زمین وجود مقدس ولی­عصر است و منتظران امام زمان کسانی هستند که پاک زندگی کنند، حالا می­گویند منتظران مصلح باید صالح زندگی کنند، کسانی که منتظر نور هستند از ظلمت باید بیرون بیایند و خارج بشوند، این آیت ­الله العظمی سیستانی مرجع عالیقدر امروز شیعه ایشان پدر بزرگی داشتند به نام آیت الله سیدعلی سیستانی که از مفاخر روحانیت در استان خراسان و مشهد بودند، در حالات ایشان نقل می­کنند که ایشان خیلی مشتاق بود امام زمانش را زیارت کند و دیداری با حضرت داشته باشد می­گویند یک اربعینی، شب ­های جمعه­ ای چهل شب، ایشان به یک عمل عبادی و ذکر خاصی می­پردازد به قصد این­ که محضر آقا امام زمان مشرف شود، ایشان فرموده بودند مرحوم آیت­ الله سیستانی بزرگ، که شب جمعه چهلم بود من در آن منزلی که بودم مشغول ذکر و مناجات و ادعیه ­ای که برنامه بود مشغول بودم یک دفعه متوجه شدم از خانه همسایه نوری دارد به آسمان طلوع می­کند و می­درخشد، و یک احساسی به من دست داد که در این خانه شاید آقا تشریف آوردند، و یک اتفاقی افتاده، ایشان می­گوید سریع من از آن منزلی که بودم آمدم بیرون، رفتم خانه همسایه در باز بود، صدا زدم همسایه اجازه هست وارد بشویم دیدم ورودی خانه در آن دهلیز خانه یک اتاقی بود در خانه باز بود، نور از آن اتاق داشت تلألؤ می­کرد و می­درخشید ایشان می­گوید وارد اتاق شدم دیدم پیکری وسط اتاق دراز کشیده و جسدی است شخصی فوت کرده پارچه ­ای روی آن پیکر انداختند و وجود مقدس آقا امام زمان بالای سر آن پیکر نشستند و مشغول تلاوت آیات قرآن است، مرحوم آیت­ الله سیستانی می­گوید که من وارد شدم سلام کردم، آقا جواب دادند و یقین پیدا کردم که حضرت ولی­عصر هستند، می­گوید آقا فرمودند سیدعلی سیستانی این پیکر را می­شناسی؟ گفتم نه، گفتند این پیکر پیکری یکی از بانوان متدینه و از شیعیان مؤمنه ­ای ماست که در کشف حجاب رضاخانی شش سال از خانه بیرون نیامد که مبادا مأموران حکومت حجاب را از سر او بردارند، الآن که از دنیا رفته من که امام زمان او هستم، بر خود لازم می­دانم که کنار پیکرش حاضر شوم و برای او دست به دعا در پیشگاه پروردگار بردارم، این: «و لیعمل بالورع»[22] ورع یعنی این، خلوت و جلوت ما را آقا حاضر است خود حضرت می­فرمایند اعمالتان را به ما عرضه می­کنند، ریز و درشت و خرد و کلان کارهایتان را به اذن الهی به ما عرضه می­کنند، در بازار هستیم، در اداره هستیم، در خانه هستیم، اتاق در بسته هستیم، خارج از کشور هستیم هرجا هستیم در محضر خدا هستیم و در محضر ولی­ خدا هستیم، لذا این پرهیزکاری رعایت تقوای الهی که در سخنان اهل­ البیت هم داریم اخلاق خوب، رفتار خوب، ما کردارمان آمیخته با گناه، در مسائل اقتصادی هم همین بوده کراراً داریم افرادی که بالاخره در بحث مسائل اقتصادی این­ها با دقت زندگی می­کردند، با مراقبت، عرض شود که در حالات یکی از علمای بزرگ این را هم باز من اشاره کنم، از علمای بزرگ نجف، می­گویند ایشان چهل شب چهار شنبه مسجد سهله رفت آقا را ببیند ندید، حرم امیرالمؤمنین، به هر ذکر و اورادی که بود متوسل شد نشد، یک شب از امیرالمؤمنین استمداد طلبید که آقا شما یک عنایتی، کمکی، شب خواب دید در عالم خواب به او گفتند اگر آقا را می­خواهی ببینی برو تبریز امام زمان را تبریز می­بینی، این عالم برجسته در نجف، حواله­ اش می­دهند تبریز، نجفی که این همه مواهب و بزرگان و در رأس امیرالمؤمنین و انبیاء هستند، این عالم می­گوید این قدر شوق داشتم که حرکت کردم آمدم تبریز، خانه ­ای را اجاره کردم، حالا در این فکر بودم که کجای تبریز باید آقا را دید آن­جا دیگر ماندم مشغول به عبادت و ذکر هم شدم یک اربعینی، چله ­ای را گرفتم می­گوید روز سی و هشتم بود شب آن روز در عالم خواب خواب دیدم، گفتند فردا امام زمان در بازار آهنگرهای تبریز در مغازه فلان پیرمرد آهنگر، ما بیدار شدیم و صبح آماده شدیم غسل کردیم، لباس پوشیدیم مرتب رفتیم بازار را پیدا کردیم و سراغ آن مغازه پیرمرد را گرفتیم، یک مغازه­ ای را نشان دادند مغازه ساده­ ای محقری هم بود، پیرمردی در مغازه آن پیرمردی گفتند قفل­ ساز است، در بازار آهنگرها، مغازه فلان پیرمرد قفل ساز، گفت دیدم پیرمردی مشغول به کسب و کار خودش است، تعمیر قفل می­­کند، قفل­سازی دارد و فروش قفل می­گوید تا رسیدیم دیدم ورودی در مغازه یک چارپایه ­ای زدند که شخصیتی که به قول شاعر:

آن شب تو را به خوبی تشبیه ماه کردم، تو خوب ­تر ز ماهی من اشتباه کردم

گفت دیدم وجود مقدس حضرت روی آن چهارپایه دم در مغازه ­اش نشستند، این پیرمرد هم سرگرم کارهای خودش است، می­گوید سلام کردم به آقا آقا فرمودند جواب دادند، گفتند بایست نگاه کن، می­گوید ما ایستادم، همان لحظه یک پیرزنی رسید، می­گوید یک پیرزنی رسید یک قفل بدون کلیدی را با خودش آورده بود، به آن پیرمرد قفل ساز گفت این قفل را چقدر می­خری، پیرمرد یک نگاهی به قفل کرد گفت خواهرم چرا می­خواهی بفروشی این قفل قفل خوبی است فقط ایرادش کلید ندارد، من یک کلید برایت می­سازم یک شاهی، قفلت ده شاهی قیمت پیدا می­کند، پیرزن گفت من پولش را لازم دارم من به قفل دیگر نیازی ندارم، این همین طور بدون کلید چند؟ گفت بدون کلید من از تو هشت شاهی می­خرم، یک شاهی هم خرجش می­کنم کلید می­سازم نه شاهی، یک شاهی هم گیر خودم منفعت بیاید ده شاهی، حالا حضرت هم نشستند دارند نگاه می کنند این عالم نجفی هم دارد نگاه می­کند، پیرزن با تعجب گفت من از اول بازار تا این­جا نشان تمام مغازه ­دارها دادم، همه گفتند قفل تو بیشتر از دو شاهی قیمت ندارد، شما چهار برابر دیگران دارید قیمت می­گذارید روی این قفل، آقایون، خانم­ ها امام زمان این­ها را می­بیند، خدا می­بیند، پیرمرد گفت خواهرم تو مسلمان هستی، من هم مسلمان هستم، جنس مسلمان را نباید تضییع کرد، قیمت جنس شما هشت شاهی است، حالا هر کسی هر قیمتی گذاشته، ارزش این کالا هشت شاهی است، پول می­­خواهی پولت بدهم، می­خواهی که کلید برایت بسازم، گفت نه پول بده، هشت شاهی را داد پیرزن گرفت رفت، حضرت رو کردند به آن عالم نجفی فرمودند به شیعیان ما بگویید مسجد سهله رفتن گرهی را باز نمی­کند، چله ­نشینی مشکلی را حل نمی­کند، آخر من چله ­نشینی می­کنم تقلب هم می­کنم، جمکران می­روم در خود جمکران ناسزا هم می گویم، در جمکران بودیم یک آقایی یک دفعه گوش تلفنش زنگ زد، داشت با یکی حرف می­زد و دشنام می­داد حرف می­زد، در جمکران آمدی، کجا آمدی؟ «و لیعمل بالورع و محاسن الأخلاق»[23] دنبال چه کسی هستیم؟ آقا فرمودند به شیعیان ما بگویید همانند این پیرمرد قفل­ ساز اخلاصی در عمل نشان بدهید ما خود به دیدن شما می ­آییم، و عزیزان تمام کسانی که محضر امام زمان مشرف شدند این­ها یک موردش را نداریم که بگوید من امام زمان را پیدا کردم، امام زمان به سمت این­ها رفته، حضرت به سراغ این­ها رفته، امام زمان گمشده نیست که ما او را بیابیم، ما گمشده­ هستیم که در گمشدگی خود او را نمی ­یابیم، الآن ببینید این نگاه امروز در اقتصاد ما، در اجتماع ما، در بازار ما اجرایی است، در روابط ما اجرایی است این که بنده ارزش کالای طرف را بگویم و بگویم حقیقتاً این است، یک کسی گفت آقا این جوری اگر بشود واقعاً که ورشکسته می شویم، گفتم بله ایمان به قرآن نداشته باشی ورشکسته می­شود، اما خدا می­فرماید: «وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»[24] ما عنایت می­کنیم ما کفایت ­تان می­کنیم ما پشت شما را خالی نمی­کنیم، لذا این ورع و محاسن اخلاقی، یکی دو نکته دیگر را هم اضافه کنم، پیروی از دستورات ائمه معصومین جزء وظایف عام همه است: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[25] از دستورات ائمه ما پیروی کنیم، ما یک جاهایی می­بینیم به صلاح­مان نیست می­گذاریم کنار، آقا پیغمبر فرمود مهریه دخترهایتان را خیلی سنگین نگیرید می­گوید آقا این مال هزار و چهار صد قبل است، خیلی از مسائل را ما داریم که در آموزه­ های دینی تذکر دادند ولی به کار نمی­گیریم، پیروی نیست، لذا ما اگر بخواهیم در عصر انتظار به وظایف عام عمل کنیم به دستورات معصومین و وظایفی که برای ما تبیین نمودند پیروی کنیم و نکته پایانی دستگیری از ضعفاء و نیازمندان، یکی از وظایف ما در: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[26] در عصر غیبت دست نیازمندان را گرفتن، ببینید آقایون این­ها فرصتی است خدا امکاناتی به بعضی­ داده و بعضی دارند با این امکانات امتحان می­شوند، ما از این فرصت استفاده کنیم، ماه رمضان است بعضی از عزیزان هستند می­گویند ما امکان دعوت مهمان به منزل نداریم پولش را می­دهیم افطاری بدهند به نیازمندان، خیلی ارزشمند است آقا من شرائط جسمی ­ام مساعد نیست، شرائط خانوادگی ­ام مساعد نیست ولی خدا لطف کرده ثروت داده، این فرصت می­گذرد این رمضان هم سپری می­شود، ما از این داده خدا برای خدا چقدر هزینه کردیم، بارها من این را عرض کردم حضار محترم بیش از نود مورد خدا در قرآن می­فرماید بپردازید برای من، بدهید می­دهم، یک مورد شیطان می­گوید نده گدا می­شوی، شما یک مورد کسی را بیاورید بگوید من با صدقه دادن عقب رفتم، خمس دادم ورشکست شدم، زکات دادم آسیب دیدم ابداً، هرجا مردم دارند آسیب می­بینند یا از رباست، یا از احتکار است یا از اجحاف است یا از حق کشی است تضییع حقوق است لذا این رعایت حقوق ضعفاء و نیازمندان هم جزء وظایف منتظران وظایف عام در عصر غیبت، یک بخشی وظایف هم وظایف خاص است که ان­شاءالله این را فرصت دیگر در ذیل: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[27] خدمت عزیزان عرض کنیم.

صلّی الله علیک یا مولاتنا یا فاطمه الزهراء یا سیدة نساء العالمین روز یک شنبه است و اختصاص به دو معصوم بزرگ وجود مقدس امیرالمؤمنین و حضرت زهرای مرضیه سلام­ الله علیهما دارد:

تا پیامبر بود زهراء داشت قدر و احترام، رفت بعد از او همه عز و وقار فاطمه

وجود مقدس حضرت زهرای مرضیه برای دفاع از ولایت آمد پشت در که این مردم حیا کنند، حرمت داری کنند، دختر رسول­ خدا و ناموس رسول­ الله پشت در است باز گردند، اما این­ها بی ­حیایی کردند بی­ ادبی کردند حریم خانه را شکستند:

زد عدو آتش به درب خانه ­اش، سوخت درب خانه و کاشانه ­اش

مرتضی بود و نمی­دانم چرا هی صدا می­زد که ای فضه بیا

یا رسول­ الله زهراء را ببین، پشت در افتاده بر روی زمین

از فشار در شکسته پهلویش، تازیانه زد عدو بر بازویش

عبدالزهرای کعبی می­گوید یک شب خواب امام حسن و امام حسین را دیدم، در عالم خواب از من گله کردند، عبدالزهراء چرا روضه ما را نمی­خوانی؟ گفتم کدام روضه را مورد نظرتان هست که نخواندم؟ فرمودند عبدالزهراء بگو برای شیعیان ما، آن ساعتی که دشمنان به خانه ما هجوم آوردند، از یک طرف مادر بین در و دیوار ناله می­کرد، از یک طرف این دشمنان ریسمان بر حبل المتین افکندند ما فرزندان علی و زهراء در صحن منزل حیران و متحیر آیا به کمک بابا بشتابیم یا به سمت مادر همه بگوییم یا زهراء.

[1] بقره3.

[2] بقره3.

[3] بقره3.

[4] بقره3.

[5] بقره3.

[6] نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص143.

[7] نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص143.

[8] نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص143.

[9] نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص143.

[10] بقره201.

[11] الكافی (ط – الإسلامیة) ج‏2 ص131.

[12] حدید23.

[13] بقره3.

[14] نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص143.

[15] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[16] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[17] بقره183.

[18] بقره3.

[19] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[20] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[21] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[22] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[23] فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام ص147.

[24] طلاق3.

[25] بقره3.

[26] بقره3.

[27] بقره3.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب اخیر

شرط تکامل جامعه
وحدت اسلامی / 4 شهریور 1405
نگرانی ارزشمند