آیات مهدویت در قرآن / 2 اسفند 1404

استاد حدائق روز شنبه 2 اسفندماه 1404 مصادف با سومین روز از ماه مبارک رمضان در مسجد الرسول(ص) شیراز به بیان سلسله مباحث “آیات مهدویت در قرآن” پرداختند.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم ­الله الرحمن الرحیم

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[1]

صدق الله العلی العظیم

یک مسئله شرعی مربوط به روزه را که یکی از عزیزان هم سؤال کردند، شاید مبتلی‌به جمع حاضر هم و محشورین و مأنوسین به ما بشود. یکی از مسائلی که در ماه رمضان باید توجه داشت، در بحث آداب سفر است. مسافر به شرط این‌که قبل از ظهر سفر برود و قبل از ظهر بازگردد یا قبل از ظهر به جایی برسد که قصد اقامت ده روز یا وطن اوست، می‌تواند روزه بگیرد؛ اما اگر کسی قبل از ظهر به سفر رفت و بعد از ظهر به مقصد رسید، آن روز روزه ندارد. بنده می‌خواهم بروم مشهد، هواپیما هم گرفتم، پروازم قبل از اذان ظهر رسیدن من به مشهد بعد از اذان ظهر؛ آن روز روزه بی‌روزه، سفر است، مگر این‌که من بگذارم بعد از ظهر سفرم را آغاز کنم. بعد از اذان ظهر، مسافرت روزه را باطل نمی‌کند و روزه آن روز ما صحیح است.

حالا مسئله‌ای که مطرح شد این بود که بعضی‌ها در یک جایی اقامت ده روز یا بیشتر را کردند، مسافر است. حالا مشهد مشرف شده، جای دیگری، قصد دارد که ده روز یا بیشتر بماند. در اثنای این ده روز، یک مسافرت‌هایی اطراف می‌رود، آن هم مسافرت‌هایی که بیش از بیست‌ودو کیلومتر مسافت است. اولاً با این بیست‌ودو کیلومتری که رفت، می‌شود مسافر؛ در برگشت هم دیگر آن نیت اول کارساز نیست. رفت‌وسفر تمام شد، باید به‌مجرد بازگشت قصد ده روز دیگر ماندن را داشته باشد. اگر قصد ده روز دیگر دارد، می‌تواند نمازها را دوباره تمام بخواند و روزه‌ها را بگیرد. اگر قصد ده روز ندارد، دیگر باقی‌مانده سفر، سفر است و دیگر نمی‌تواند نیت تمام را بکند.

این در بحث آداب سفر. یک نکته دیگر هم بگویم که این هم مطلب قابل‌توجهی است: یکی از چیزهایی که در روزه خلل ایجاد می‌کند، نیت است. لذا آقایان می‌گویند اگر به قصد جد بگوید «من می‌روم آب می‌خورم» و واقعاً قصدش آب خوردن بود و نخورد، روزه‌اش باطل است، مگر این‌که دوباره به نیت برگردد، چون نیت باید استمرار داشته باشد. شما از اذان صبح تا مغرب، این نیت، یعنی امتثال امر خدا، امساک از مفطرات، باید در طول روز با شما باشد. اگر این نیت یک جایی شکسته شد، روزه خلل پیدا می‌کند.

حالا از جاهایی که نیت خلل پیدا می‌کند، سفر است. بعضی‌ها توجه ندارند، می‌گویند: «آقا، من یک کاری دارم مرو‌دشت، صبح بعد از نماز صبح می‌روم، قبل از ظهر هم برگشتم.» دیگر نیت روزه را تجدید نمی‌کند. می‌گویند: «آقا، شما همین که بیست‌ودو کیلومتر از شیراز خارج شدی، نیت روزه شما دیگر شکسته شد. در مراجعه، اگر قبل از ظهر رسیدی، باید دوباره نیت روزه را تجدید کنی. آن نیت اولیه وقت سحر با مسافرت رفت‌وبرگشتی، باید نیت مجدد داشته باشی.» این هم نکته‌ای است که توجه داشته باشیم. ان‌شاءالله که خداوند از همه اعمال را به شایستگی پذیرا باشد. صلوات غراتری ختم نمایید.

محضر عزیزان، روز اول ماه رمضان عرض کردیم که بحث، ان‌شاءالله، امثال ما مروری بر آیات مهدویت در قرآن و آیاتی است که به تصریح ائمه و روایات وارده، موضوعیت مهدویت دارد. یک پیش‌مقدمه‌ای را من برای ورود به بحث عرض کنم. بعد این دو آیه‌ای که از آیات دوم و سوم سوره مبارکه بقره قرائت شد، از آیات مهدویت در قرآن، یکی‌ش آیه سوم سوره بقره است، به تصریح ذوات مقدسه معصومین ما.

مقدمه هم این است: عزیزان، امروز شما در شرایطی هستید که دشمن دارد جنگ شناختی راه می‌اندازد؛ یعنی در شناخت‌تان تأثیر می‌گذارد. گاهی اوقات دید حاجی حج‌رفته می‌گوید: «دیگر من اعتقاد به این چیزها ندارم.» باورها را تغییر می‌دهند. من یک جمله را از مقام معظم رهبری یادداشت کردم؛ امروز بگویم و دو سه نکته، و بعد وارد بحث بشوم. در یکی از صحبت‌ها ایشان فرمودند: «دشمن به دنبال تغییر ذهن‌ها و تصرف دل‌هاست.»

این‌ها به این نتیجه رسیدند که با جنگ پیش نمی‌روند. هشت سال دفاع مقدس کاری پیش نبرد، بلکه مردم منسجم‌تر، متحدتر و مقاوم‌تر در برابر استکبار ایستادند. سی‌وهشت کشور دنیا بسیج شده بودند؛ ایران با صلابت ایستاد. در این جنگ دوازده‌روزه هم تجربه کردند. تهدید هم می‌کنند، ابزارهای جنگی خودشان را هم به نمایش می‌گذارند؛ اما آنچه خودشان الآن معترف هستند و دارند کار می‌کنند، همان تغییر ذهن‌هاست: ذهن را عوض کنند، باورها را تغییر بدهند.

شما در جریان همین فتنه‌گری‌ها هم دیدید بعضی‌ها فریب خوردند؛ مسجد آتش زدند، قرآن آتش زدند، آدم کشتند؛ یعنی مردم را از آن باورهای ارزشمند اسلامی و انسانی دور نگه دارند. چند روزی قبل، من صحبت ایشان را می‌شنیدم؛ می‌فرمودند بعضی‌ها به من نامه نوشتند و از من حلالیت می‌طلبند که ما اشتباه کردیم، نسبت به شما یک حرف‌هایی زدیم، حالا پی به اشتباه بردیم.

این همان جنگ شناختی است. این جنگ شناختی هم کار به امروز و دیروز ندارد؛ ریشه در گذر تاریخ دارد. شما ببینید در زمان آقا امیرالمؤمنین، جنگ شناختی بنی‌امیه راه انداختند و مردم ساده‌لوح و کوته‌فکر معاصر امیرالمؤمنین، خود یاران امیرالمؤمنین، حضرت را در صفین تهدید کردند که فرمان توقف جنگ را بده. من بارها عرض کردم، از جاهایی که باید بر امیرالمؤمنین خون گریست، این صحنه از تاریخ صفین است.

آقا امیرالمؤمنین یک‌دفعه دیدند که قرآن‌ها بالای نیزه رفت؛ توحیدی‌ترین شعار تاریخ اسلام سرداده شد برای به انزوا کشیدن ولی‌خدا. مردم، درس بگیرید؛ شما از این شعار توحیدی‌تر کجا سراغ دارید؟ «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ»[2] حرف فقط حرف خدا، چه حرف زیبایی، چه شعاری زیبایی، آقا سخن سخن خدا اما به چه عنوانی؟ پشت این شعار چه نهفته بود؟ به انزوا بردن امیرالمؤمنین، آقا امیرالمؤمنین دیدند قرآن‌­ها بالای نیزه رفت، شعار «لَا حُكْمَ‏ إِلَّا لِلَّهِ‏»[3] سرداده شد، یاران حضرت دست از جنگ کشیدند، آمدند اطراف امیرالمؤمنین و گفتند: «آقا، فرمان توقف جنگ را صادر کن.» آیت‌الله شهید مطهری می‌گوید: «خدا را شکر کنید که زمان امیرالمؤمنین نبودید؛ دوران حساسی بود، خیلی‌ها زمین خوردند، خیلی‌ها در آن جنگ شناختی آسیب دیدند.» گفتند: «آقا، فرمان توقف جنگ را صادر کن.» اینجا می‌گویم باید بر امیرالمؤمنین خون گریست.

آقا فرمودند: «أمهلونی نحر جزوع»؛ به اندازه کشتن یک شتر به من فرصت بدهید، یعنی ربع ساعت باشید و بعد بروید. این‌ها دست‌هایشان در قبضه شمشیر بود، شمشیرها را یک مقداری از غلاف‌ها کشیدند بیرون، دوباره گفتند: «فرمان توقف را صادر کنید.» آقا فرمودند: «به اندازه دوشیدن شیر یک شتر بمانید»؛ یعنی ده دقیقه. شما از این‌هایی که دامدار هستند بگویید، یک شتر مدت زمانی که برای دوشیدن شیرش زمان می‌برد چقدر است؟ آقا ده دقیقه وقت خواست.

شمشیرها از غلاف آمد بیرون رفت بالا، یاران علی با برق شمشیرهای خودشان امیرالمؤمنین را دارند تهدید می‌کنند. آقا فرمود: «هر کدام ده ضربه بزنید و بروید.» گفتند: «اگر فرمان توقف را صادر نکنی، خودت را می‌کشیم.» حضرت فرمود: «به مالک بگویید برگردد.» این‌ها جنگ شناختی است؛ این‌ها آمدند در رکاب ولایت بجنگند، بعد ولایت را دارند تهدید می‌کنند؛ این کار دشمن است. من این آسیب‌ها را می‌خواهم بگویم، بعد برویم در راهکارها. راهکار کجاست که این آسیب‌ها را نبینیم؟ البته همه هم این‌جوری نشدند؛ مالک ماند، عده‌ای از یاران حضرت فریب نخوردند، آن هم دلیل داشت. این‌ها برای ما بشود درس. شما در زندگی سیدالشهدا، امام سجاد می‌فرماید تمام این‌هایی که در کربلا در قتل امام حسین شرکت کردند: «كُلٌ یَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ» (هر کس با خون [او] می‌خواهد به خداوند عزوجل نزدیک شود).[4] همه قربتاً الی الله در قتل امام حسین حضور یافتند جنگ شناختی است، این­ها که دیده بودند امام حسین را، آقا سیدالشهداء با پدرشان قریب به پنج سال کوفه بودند مردم امام حسین را می­شناختند، خودشان دعوت کرده بودند، آقا دعوت نامه­ ها را آورده بودند، بیست هزار امضاء همراه امام حسین بود در این طومارهایی که فرستاده بودند، بعضی­ ها را حضرت صدا می­زدند می­گفتند فلانی تو خودت دعوت کردی من بیایم، چه شد؟ آقایون از خدا بخواهیم عاقبت­ هایمان ختم بخیر بشود، این دعایی ابوحمزه را این شب ­ها که می­خوانید: «وَ اخْتِمْ‏ لِی‏ بِخَیْرٍ»[5] امام سجاد می‌فرماید همه این‌ها قربتاً الی الله در قتل امام حسین شرکت کردند. ببینید، جنگ شناختی کار کرده، دشمن پیش رفته؛ و لذا سخنرانی حضرت زینب، روشنگری حضرت زینب در بازار کوفه، همان مردمی که در قتل امام حسین آمده بودند، شروع کردند مثل مادر جوان مرده گریه کردن؛ که ابی‌مخنف می‌گوید: «دیدم مردم کوفه را مثل مادرهای جوان مرده، اشک می‌ریختند و زار می‌زدند.» حضرت زینب فرمود: «خدا چشم‌هایتان را از اشک نخشکاند؛ خودتان دعوت می‌کنید، خودتان در قتل حسین شرکت می‌کنید، حالا در عزای حسین اشک می‌ریزید!» این جنگ شناختی است.

آقایون، کاری کردند که آقا امام سجاد می‌فرماید: «ما چند مسئله در شام اتفاق افتاد، خیلی برای ما گران تمام شد.» ببینید چقدر دشمن کار کرده؛ اسرا را به عنوان کفار بردند در بازار برده‌فروش‌ها بفروشند، زین‌العابدین را، باقرالعلوم را، زینب کبری را… این‌ها آقایون درس‌هایی از تاریخ است. اگر طرف فریب تبلیغات دشمن را خورد و دشمن حق را ناحق و ناحق را حق جلوه داد، قطعاً این اتفاقات می‌افتد. امیرالمؤمنین فرمود: «إِنَّ الدَّهْرَ یَجْرِی بِالْبَاقِینَ كَجَرْیِهِ بِالْمَاضِینَ» (همانا روزگار برای ماندگان، همان‌گونه می‌گذرد که برای گذشتگان گذشت).[6] تاریخ با آیندگان همان می‌کند که با گذشتگان کرد. اگر آیندگان درس نگیرند، اگر عبرت نگیرند، تاریخ تکرار می‌شود؛ این که در ادبیات ما هم هست «تاریخ تکرار می‌شود». اگر عبرت نگرفتید، این تکرارها واقع می‌شود. این جریانات همه‌اش، عزیزان، برمی‌گردد به همان جنگ شناختی که دشمن کار کرده؛ روی باورها، روی اعتقادها، روی عقاید مردم. و این که مقام معظم رهبری هم می‌فرمایند، ذهن‌ها را می‌خواهند تغییر بدهند، دل‌ها را تصرف کنند.

راه چیست امروز؟ ما در این شرایط امروزِ معاصر که دشمن هم دارد کار می‌کند، بارها هم عرض کردم؛ گاهی اوقات پیرمرد هشتاد و چند ساله‌ای نماز شب‌خوان شده لامذهب، خانمی که شصت سال با حجاب بوده شده بی‌حجاب، آقایی که نماز می‌خوانده حالا می‌گوید اشتباه می‌کردم؛ این هم جنگ شناختی است؛ سرِ پیری معرکه‌گیری.

من یک وقتی عرض کردم، حالا در جمع عزیزان؛ جوانی آمد گفت: «پدر بزرگ ما نماز شبش تعطیل نمی‌شد.» این نماز شبش تعطیل نمی‌شد، پیرمرد هشتاد و چند ساله گفت: «همه چیز را گذاشته کنار، خدا، پیغمبر، اهل‌البيت، همه چیز و به همه چیز ناسزا می‌گوید.» من گفتم: «پدر بزرگت با چه کسانی رفیق است؟» گفت: «اتفاقاً پدر بزرگم دیگر از خانه بیرون نمی‌رود.» گفتم: «در خانه با چه کسانی هست؟ معاشرینش در خانه چه کسانی هستند؟» گفت: «دیگر پیر است، تنهاست، خانمش هم مرده، پای تلویزیون یک کنترل دستش است، فاسدترین شبکه‌های اعتقادی را کانال به کانال گوش می‌کند.» دیگر حالا در سن و سالی که شهوترانی که نیست، تمایل به شهوت هم که ندارد، می‌رود آن‌ها را گوش می‌کند؛ شبهاتی بر علیه دین، بر علیه خدا، بر علیه اخلاق، فضیلت و انسانیت گوش می‌کند و هی ناسزا می‌گوید. این همان جنگ شناختی است.

لذا ما مسئول هستیم، اولاً خودمان را؛ قرآن می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ ناراً» (ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خود و خانواده‌هایتان را از آتش [جهنم] حفظ کنید).[7] اول خودتان را حفظ کنید، بعد خانواده‌­هایتان را بیدار کنید، نسبت به این شیطنت­‌هایی که در این حجم گسترده‌­ای که شما دارید مشاهده می­کنید، در این فضاهای مجازی، در این شبکه‌­ها، شبانه روز دشمن دارد تلاش می­کند، کوشش می­کند برای تخریب عقاید مردم، پیر و جوان، مرد و زن، فرق نمی­کند، حالا تحصیل کرده و بدون تحصیل، با سواد و بی­ سواد، برای همه نسخه می­پیچند، برای همه کار می­کنند، در این موارد ضرورت دارد که به قرآن رجوع کنیم، یک حدیثی را از رسول­ الله عرض کنم، پیغمبر فرمود: «إِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَیْكُمُ‏ الْأُمُورُ كَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ»[8] وقتی کارها برایتان پیچیده شد، درهم شد شبهه ایجاد شد، شد مثل شب تاریخ، راه را از بی­راهه تمیز نمی دهید: «كَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ»[9] رسول­ الله فرمود: «فَعَلَیْكُمْ بِالْقُرْآنِ»[10]به قرآن مراجعه کنید: «وَ هُوَ أَوْضَحُ دَلِیلٍ إِلَى خَیْرِ سَبِیلٍ»[11] قرآن بهترین راهنماست برای رسیدن به بهترین مقاصد: «وَ هُوَ أَوْضَحُ دَلِیلٍ إِلَى خَیْرِ سَبِیلٍ مَنْ قَالَ بِهِ صُدِّقَ»[12]هر کسی به قرآن استدلال کند، راست گفته: «مَنْ أَخَذَ بِهِ أُجِرَ [أُوجِرَ]»[13]عمل به قرآن مأجور است به حقیقت قرآن البته متأسفانه امروز یکی از آسیب­‌هایی جوامع اسلامی این است که قرآن به عنوان یک کتاب مقدس و کتاب زینت در خانه­‌ها و در جامعه‌­ها بایگانی می­شود و اگر هم می­بینید بعضی­‌ها تلاوت می­کنند حالا همه این طور نیستند خوبان که خوب وظیفه عمل می­کنند، ولی بعضی­‌ها تلاوت می­کنند، تدبر نمی­کنند، تدبر در قرآن: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن‏»[14]در قرآن تدبر کنید، بیندیشید فقط تلاوت قرآن نباشد، راه رجوع به قرآن است، رسول­ خدا وقتی که در آن ساعات پایانی زندگی­شان داشتند از دنیا می­رفتند، آخرین توصیه پیامبر به عالم اسلام و به مسلمانان، من این را از یک فقیه بزرگی شنیدم اعلی ­الله مقامه، ایشان می­فرمود پیغمبر این دوتا انگشت سبابه­‌اش را کنار هم گذاشت این جوری فرمود: «إِنِّی‏ تَارِكٌ‏ فِیكُمُ‏ الثَّقَلَیْنِ‏ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی‏»[15]من می­روم و دو گنجینه گرانبها را می­سپارم بین شما، قرآن و عترت، این­ها در عرض هم، نه در طول هم، متأسفانه امروز مشکل عالم اسلام این است که گاهی اوقات قرآن را توجه دارند عترت را توجه ندارند، عترت را توجه دارند، قرآن را بی ­توجهی می­کنند این­ها در کنار یکدیگر، رسول­ الله فرمود تا مادامی که شما تمسک می­جویید به این دو، گمراهی به سراغ شما نخواهد آمد، عمل به قرآن و رجوع به قرآن، ماه ماه مبارک رمضان است یکی از پیام­ هایی جدی قرآن برای مخصوصاً ما مردم آخرالزمان، توجه به پیروی از حجت خدا در عصر آخر الزمان است، از امام زمان، لذا روی همین جهت ما گفتیم آیات مهدوی را یک مراجعه‌­ای بکنیم و یک رجوعی بکنیم، از آغاز قرآن شروع می­کنیم سوره مبارکه البقره آیه سوم از آیات مهدوی قرآن است حالا عرض می­کنم خدمت عزیزان، من آیه دوم را هم یک اشاره‌­ای کنم و چند نکته را ذیل این دو آیه عرض کنم و آن روایاتی که گویای این هست که آیه آیه مهدوی است: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ»[16] آیه دوم که خدا می­فرماید که این کتاب درش هیچ تردیدی نیست اسباب هدایت بشریت را فراهم می­کند: «لا رَیْبَ فیهِ»[17]کلام کلام خداست، اما در چه کسانی تأثیر می­گذارد قرآن، کسانی ­که انسان‌­هایی با تقوا هستند: «هُدىً لِلْمُتَّقینَ»[18]ما در روایت داریم بعضی­‌ها قرآن می­خوانند قرآن لعنت شان می­کند، می­گویند یک عارفی قبرستان رفته بود، بالای قبر یک کسی تازه دفن شده بود، داشتند قرآن می­­خواندند گفت این قرآن را نخوانید که این­ها همه‌­اش می­شود عذاب مضاعف برای این کسی که این زیر خوابیده، خب این­ها پایبند نبود عمل نمی­کرد، حالا شما دارید می­خوانید این برایش می­شود یک یادآوری و یک تذکار و یک تنبیه خاطر، خب قرآن می­فرماید این کتاب انسان­‌های با تقوی را هدایت می­کند، بله قرآن جای دیگر می­فرماید: «هُدىً لِلنَّاسِ»[19] برای هدایت بشریت آمده، اما چه کسانی می­پذیرند، چه کسانی تأثیر می­پذیرند از قرآن؟ انسان‌­هایی که با تقوی هستند، ما جلسه اول هم عرض کردیم اصلاً اساس روزه ­داری برای با تقوی شدن است، خداوند می­فرماید ما روزه را بر شما واجب قرار دادیم، کما این­ که بر امت­ هایی گذشته: «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏»[20]براین که با تقوی بشوید و لذا اگر کسی می­­خواهد آثار قرآن را بر دل و جان و روح خودش متوجه بشود لازمه ­اش این است که با تقوی باشد: «هُدىً لِلْمُتَّقینَ»[21] این نکته اول، دو سه نکته را من خدمت­تان عرض کنم ذیل آیه سوم: «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[22] متقین را خدا در آیه سوم تعریف می­کند، با تقوی به چه کسی می­گویند؟ چند جای قرآن خدا انسان ­هایی متقین را توصیف فرموده یکش در همین آیه سوم از سوره مبارکه البقره است، قرآن می­فرماید: «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[23] انسان­ هایی با تقوی به عالم غیبت اعتقاد و باور دارند، ببینید عزیزان نظام خلقت مرکب از دو عالم است عالم غیب و عالم شهود، عالم غیب آن است که ما نمی­بینیم و با ایمان و با تقوی می­شود باورش کرد، عالم شهود آن است که می­بینید، آن چیزهایی که مشاهده می­کنید عالم شهود است آن چیزهایی که دیدنی نیست، الآن عالم برزخ عالم غیب است شما نمی­بینید، قیامت عالم غیب است، خیلی از آثار عملکردها را مردم متوجه نیستند، ولی این­ها به سمت انسان­ ها می­آید و این­ها گرفتارش می­شوند، لذا این عالم غیب و عالم شهود ترکیبی این دو می­شود نظام خلقت، قرآن می­فرماید انسان­ هایی با تقوی انسان ­هایی هستند که این­ها: «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[24] حالا در روایات داریم، من احادیث را هم عرض می­کنم، که غیب از مصادیق عالم غیب یکی خود ذات مقدس پروردگار هست، پروردگار هستی از مصادیق غیب است، بعضی­‌ها می­­گوید آقا خدا کجاست؟ می­گویند یک وقتی رسول­ الله در اطراف مدینه داشتند می­رفتند، یک چوپانی، جوان چوپانی این نه دانشگاه درس خوانده بود، نه حوزه دیده بود نه تحصیلات امروزی داشت، نه با این صنعت امروز آشنایی داشت، ولی خدا به او عقل داده، درک داده این دنبال گله­ های گوسفندش داشت می­رفت رسول­ الله رسیدند به ایشان، گفتند که شما خدا را هم می­پرستی؟ خدا عالم غیب است نمی­بینیم اما آثار الهی را مشاهده می­کنیم، پیغمبر فرمودند تو خدا را می­پرستی؟ گفت بله، فرمودند دلیل بر خدا پرستی ­ات چیست؟ دو سه ­تا جمله گفت، گفت: «الْبَعْرَةَ تَدُلُ‏ عَلَى‏ الْبَعِیرِ وَ آثَارَ الْقَدَمِ تَدُلُّ عَلَى الْمَسِیرِ»[25] از عالم شهود حرف زد، گفت یا رسول­ الله من شغلم چوپانی است من این فضولات حیوان­ ها را در بیابان­ ها که می­بینم از نوع فضولات حیوانش را تشخیص می­دهم، می­گویم مثلاً این­جا گاو عبور کرده، شتر بوده، گوسفند بوده، تخصصم این است چوپان هستم: «الْبَعْرَةَ تَدُلُ‏ عَلَى‏ الْبَعِیرِ وَ آثَارَ الْقَدَمِ تَدُلُّ عَلَى الْمَسِیرِ»[26]از جای پای حیوانات نوع حیوان را می­فهمم که چه حیوانی از این­جا رد شده؟ این قدمگاه کدام حیوان است این دوتا را گفت عالم شهود، بعد رفت سراغ عالم غیب، گفت: «فسماء ذات أبراج»[27] آسمان با این گستردگی، زمین با وسعت، دلالت نمی­کند بر یک وجود لطیف خبیری به نام پروردگار؟ تا این را گفت پیغمبر فرمودند: «علیکم بدین الاعرابی» ، مردم مثل این عرب، مثل این چوپان، مثل این چوپان بیابان گرد ایمان بیاورید، گاهی اوقات می­بینید طرف تحصیلات هم دارد می­خواهد با تحصیلاتش خدا را به چالش بکشد، حقیقت را به بن­ بست ببرد، این از عالم شهود عالم غیب را استدلال کرد، و مصادیق فراوانی در زمان خود اهل­ البیت ما داریم، خب قرآن می­فرماید: «الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»[28] یکی این­ها ایمان به غیب دارند، من ذیل این آیه دو سه روایت تقدیم کنم، یکی از پیامبر اکرم مرحوم علامه مجلسی در جلس سی و شش بحار نقل کرده، پیامبر می­فرماید: «فَإِذَا عَجَّلَ اللَّهُ خُرُوجَ‏ قَائِمِنَا یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا»[29] وقتی که خداوند ظهور قائم را به تعجیل می­اندازد و آن اتفاق مبارک ظهور صاحب ­الزمان رقم می­خورد، دنیا پر از عدل و داد می­شود: «كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»[30]همان­گونه که دنیا پر از ظلم و جور شده بود، ظلم و جنایت و گناه بشریت را درگیر کرده بود، با آمدن امام زمان عدالت و قسط و عدل و داد، کره زمین را پر خواهد کرد، بعد حضرت فرمود پیامبر: «طُوبَى لِلصَّابِرِینَ فِی غَیْبَتِهِ‏»[31] خوشا به حال آن­هایی که در غیبت امام زمان صابر هستند: «طُوبَى لِلْمُقِیمِینَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ‏»[32] خوشا به حال کسانی که در عصر غیبت محبت امام زمان را در درون خود حفظ می­کنند، و عشق و ارادت به امام زمان را دارند بعد پیامبر فرمود: «أُولَئِكَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی كِتَابِهِ»[33] این­ها کسانی هستند که خدا در قرآن تعریف­شان کرده بعد رسول­ الله استدلالی به کجا کردند، به آیه سوم سوره البقره: «أُولَئِكَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی كِتَابِهِ وَ قَالَ‏ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[34] حاج ­آقا ایمانت را حفظ کنی، بر ارادت و محبت امام زمان با ثبات و پایدار بمانی، پیامبر می­فرماید خدا تعریف­تان کرده در قرآن به: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[35] به عنوان اوصاف انسان­ هایی با تقوی این حدیث اول، یک حدیث از وجود مقدس آقا امام باقر تقدیم کنم، باز ذیل همین آیه شریفه امام باقر می­فرماید: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏ وَ هُوَ الْبَعْثُ وَ النُّشُورُ وَ قِیَامُ‏ الْقَائِمِ‏»[36] «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[37] را امام می­فرماید یک بعث است، بر انگیخته شدن، نشور است در دیوان محاسبات الهی حاضر شدن، طرف می­گوید آقا قیامت چه کسی می­گوید؟ چه کسی از آخرت آمده که ما دومش باشیم؟ حساب و کتاب کجا بوده؟ بالاخره این مسائل را گاهی اوقات به سخره و تمسخر می­بینند: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[38] یعنی طرف اعتقاد دارد که قیامتی است، اعتقاد دارد که حساب و کتابی است، محاسبه اعمالی است، الحمدلله این­ها انسان­ ها را می­آورد، من حالا تلگرافی عرض کنم، آن عزیز هم در مجلس هستند، و من تحسین می­کنم از این نوع نگاه، عزیزی مراجعه کردند به ما، حالا یک احتمالی می­داد که یک بدهی به کسی در بیست سال قبل دارد، آقای حدائق شما واسطه بشوید به او زنگ بزنید بیاید ما تصفیه کنیم همین ­جا، بیست سال قبل آقا قیامت است ذرة ­المثقال­ ها حساب می شود به حساب می­کشند، پدر از اولاد نمی­گذرد، زن از شوهر نمی­گذرد: «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخیه‏ وَ أُمِّهِ وَ أَبیه‏»[39] قیامت روزگار سختی است، این عزیز گفت که آقا آن طرف طلبکار ما را اگر بشود صدا بزنید بیاید، من احساس می­کنم بدهی به ایشان دارم در بیست سال قبل آن بنده خدا هم تماس گرفته شد از شهرستان آمد، حالا گفت دقیقاً یادم نیست، گفتم آقا هرچه یادت است به نظرت می­آید طلب داری ایشان حاضر است بیشتر هم به شما بدهد، این ایمان است، آقا هر جا فهمیدی اشتباه کردی اصلاح کن:

همین­جا صلح کن با ما، چه لازم که در محشر زما شرمنده باشی

همین­جا ما اصلاح کنیم کارها را، گاهی اوقات این­جا با یک عذرخواهی، با یک معذرت خواهی کار تسویه می­شود و بعد هم من لذت بردم امروز یکی از چیزهایی که موجب انبساط خاطر من شد این بود که این دو نفر وقتی رو به رو شدند، حالا رخدادهای تلخ گذشته را که حساب­ هایی داشتند با صراحت و با نشاط گفتند همدیگر را بخشیدیم، آقا اگر زیر دین کسی هستی بالاخره انسان می­تواند تا هست کار را انجام بدهد، اصلاح کند، آن کسی که اعتقاد به بعث دارد، اعتقاد به نشر دارد، اعتقاد به قیامت دارد، من یک وقتی خدمت بعضی از عزیزان عرض کردم خدا رحمت کند آیت­ الله والد را می­فرمودند یک وقتی صبحی بود منزل آیت­ الله العظمی آقای حاج شیخ بهاءالدین محلاتی نشسته بودیم منزل ایشان یک آقایی وارد شد حالا از متدینین هم بود، یک دفعه نقل قولی کرد گفت آقا در فلان مجلسی فلان کس پشت سر شما این حرف­ها را زد، خیلی بد است آقایون سعی کنید حرف­ هایی بزنید که دل­ها را نزدیک کنید نه دل­ها را دور کنید، تنفر ایجاد نکنید، تحبب ایجاد کنید، گفتند آن آقا حرفی را زد از قول کسی که فلان کس پشت سر شما به آیت­ الله العظمی محلاتی گفت، خب ببینید انسانی که به قیامت معتقد است می­شود این، می­گویند وقتی که این حرف را زد، آیت­ الله العظمی محلاتی گفتند بروید به آن آقا سلام برسانید، بگویید ما به قیامت معتقد هستیم، به روز جزاء اعتقاد داریم همین دو کلمه و بس دیگر ادامه نداد: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[40] اگر شدی دیگر دهان باز نمی­شود هرچه می­خواهید بگویید، یک کسی آمد به سلمان فارسی گفت آقا پشت سر شما یک کسی محاسن شما را، حالا من می­خواهم تاریخ را نقل کنم که ببینید حجم حرف زشت چقدر بالا بود، و سلمان چه کرد؟ گفت محاسن شما را در یک مجلسی یک کسی تشبیه کرد العیاذ بالله به دم سگ، سلمان فارسی که افتخار ما ایرانی­ ها هست، من امروز داشتم تاریخ می­خواندم در یک مقطعی یهودی ­ها در مدینه کتک مفصلی به سلمان زدند، که این کنیه اباعبدالله را پیغمبر به سلمان دادند، پای دینت یک وقتی خرابت هم می­کنند، تخریبت هم می­کنند، کتک هم می­خوری این طور نبود که سلمان در مدینه است: «مِنَّا أَهْلَ‏ الْبَیْت» [41]پیغمبر فرموده، همه احترام کنند، پشت سر سلمان جوسازی هم می­کردند، یکی آمد در مجلسی گفتند محاسن شما مثل دم سگ است، سلمان یک تبسمی کرد گفت همه ما قیامت یک گردنه ­ای پیش رو داریم به نام پل صراط: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[42] من با این محاسن اگر از پل صراط عبور نکردم و سقوط کردم در جهنم حرف این­ها درست است چون سگ را خدا در آتش نمی­سوزاند، ولی محاسن آدم گنه­کار را در آتش می­سوزاند ولی اگر با این محاسن از صراط عبور کردم و گذر کردم بعد که گذر کردم برایت ثابت می­کنم که محاسنم دم سگ نبود، این­ که شاعر می­گوید: هرکه از پل بگذرد خندان بود، این اعتقاد به قیامت است: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[43] یعنی بابا قیامت یادت نرود، آقا می­خواهی حرف بزنی حواست باشد قیامت باید جواب بدهی: «ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتید»[44] حرف می­خواهی بزنی کلامی می­خواهد از دهانت در بیاید، دارد با زشتی با شما حرف می­ند، شما می­گویی خودت هستی، ای وای این حرف ­های تهمت گونه را شما داری به خودش بر می­گردانی، واقعاً آن این است آن نسبت ناپاکی دارد به شما می­دهد، واقعاً آن هم ناپاک است به همین وضع، این خیلی نکته است، قطعاً اگر اعتقاد به قیامت، اعتقاد به حساب و اعمال برای انسان­ ها رقم خورد، یقین بدانید انسان ­ها زندگی­شان مدیریت می­شود می­شوند متقی، متقی: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[45] باور دارد روزی می­رود، قبری هست حساب و کتابی هست، قیامتی است و یوم الحسابی است و باید پاسخگو باشد امام صادق می­فرماید بدا به حال کسی در قیامت طلبکار پیدا کند، علت این­ که مردم هم در گریز هستند دنبال این هستند که کسی نبیند این­ها را آشنا این­ها را نبیند، طلبکار جلو نیاید این یک معنی حضرت می­فرماید: «هُوَ الْبَعْثُ وَ النُّشُورُ»[46] از مصادیق: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[47] در حدیث امام باقر می­فرماید: «وَ قِیَامُ‏ الْقَائِمِ‏»[48] قیام امام زمان، این هم: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[49] این که طرف باور داشته باشد، روزی صاحب­ الزمان می­آید مهدی خواهد آمد و چهارم: «وَ الرَّجْعَةُ»[50] باور دارد روزگار رقم خواهد خورد که آن اولیاء صالح هستی، امیرالمؤمنین، سیدالشهداء بر می­گردند مظلومان عالم بر می­گردند و خداوند جلوه ­ای از حکومت عدل الهی را به بشریت نشان خواهد داد، این: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[51]یک حدیث دیگر من عرضم را تمام کنم، ادامه بحث بماند، وجود مقدس امام صادق می­فرماید: «وَ أَمَّا الْغَیْبُ‏ فَهُوَ الْحُجَّةُ الْغَائِبُ‏»[52] غیب یعنی حجت غائب، یعنی باور داشته باشید امام زمانتان را نسبت به صاحب­­ الزمان معتقد باشید که امام زمان خواهد آمد، خب حالا این اعتقاد به صاحب­ الزمان و آمدن حضرت برای ما چه تکلیفی ایجاد می­کند، حالا ما بگوییم امام زمان می ­آید همین اندازه کافی است یا مسئولیت داریم در قبال این باور، ما امروز آماده آمدن حضرت هستیم، امروز زندگی ­های ما، اقتصاد ما، رفتارهای ما، درآمدهای ما، معاشرت­ های ما، جوان­ های ما، مراکز آموزشی ما این­ها سازگاری دارد با آن حضرت این نکته است، این­ که می­گویم به قرآن رجوع کنم ببینیم با قرآن همسو هستیم، همراه هستیم، من: «یُؤْمِنُونَ‏»[53] را هم یکی دوتا اشاره ­ای تفسیری عرض کنم: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[54] فعل مضارع ازش استمرار استفاده می­شود یعنی پیوسته باید به یاد امام زمان باشی، امام زمانتان را پیوسته فراموش کنی: «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ‏»[55]«یُقیمُونَ الصَّلاةَ»[56] یعنی این نماز پیوستگی باید پیوستگی داشته باشد نه مقطعی، البته در بحث نماز هم من یک اشاره کنم، فرقی بین اقامه نماز و قرائت نماز، در قرآن همه ­اش بحث اقامه است: «أَقامُوا الصَّلاةَ»[57]، «أَقِمِ الصَّلاة»[58] «یُقیمُونَ الصَّلاةَ»[59] «یُقیمُونَ»[60] یعنی چه؟ این حدیث امام عسکری را تقدیم کنم و عرضم تمام، امام عسکری یک معیارهایی برای اقامه صلات نام می­برد، حالا من می­خواهم به نماز خودم نمره بدهم، عزیزان اگر نمازهایتان این جوری است اقامه است، اگر نیست نرمش است، به قول آیت­ الله مشکینی، بعضی­‌ها نمازهایشان نرمش است، یک نرمشی دارد می­کند، یک خم و راستی دارد می­کند، اقامه نماز کدام است ببینید امام عسکری چه می­فرماید، روایت در بحار جلد هشتاد و یک، حضرت می­فرماید: «یُقیمُونَ الصَّلاةَ»[61] «یَعْنِی‏ بِإِتْمَامِ‏ رُكُوعِهَا وَ سُجُودِهَا»[62]بابا رکوع و سجده­ ات را درست به جا بیاور، هنوز سجده نرفته سر بلند می­کند، هنوز ذکر رکوع تمام نشده قیام کرده، با یک عجله ­ای به تعبیر پیامبر: «نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَابِ‏»[63] مثل کلاغی که نوک به زمین می­زند: «بِإِتْمَامِ‏ رُكُوعِهَا وَ سُجُودِهَا»[64] این یک: «وَ حِفْظِ مَوَاقِیتِهَا»[65] اقامه نماز یعنی نماز اول وقت، نه نماز هر وقتی، آقا هر وقت شد نمازش را می­­خواند کار برایش از خدا مهم­تر است من بارها عرض کردم، این آقای سردار سلیمانی را که عزتی برایش داد، یک صحنه از فیلم ایشان را در سوریه سیمای جمهوری اسلامی بارها نشان داد، در جنگ با داعش ظهر بود، اول وقت وسط میدان جنگ ایستاد نماز، ما از پشت میزمان بلند نمی­شویم نماز اول وقت بخوانم، من حاضر نیستم گوشی تلفن را بگذارم زمین بگویم خدا، با چهارتا داریم صحبت می­کنیم می­گوییم فعلاً جلسه را بهم نزنیم: «یُقیمُونَ الصَّلاةَ»[66] امام عسکری فرمود یعنی حفظ وقت نماز، نماز اول وقت، این می­شود: : «یُقیمُونَ الصَّلاةَ»[67] «وَ حُدُودِهَا»[68] حدود نماز را رعایت کنید: «صِیَانَتِهَا»[69] صیانت نماز با چه لباسی، گاهی اوقات به بنده بگویند آقا حدائق شما با همین لباسی که نماز خواندی حاضر هستی بروی پیش آقای استاندار، با همین لباس حاضر هستی بروی پیش آقای فلان وزیر، همین لباسی که در خلوت خانه خودت داری می­خوانی با برادر خودت حاضر هستی رو به رو بشوی، گاهی اوقات می­بینید با یک لباسی که اگر با دیگری بخواهیم رو به رو بشویم، می­گویی آقا زشت است این لباس را عوض کنیم یک سر و وضع، نظافتی، آراستگی دیگری ایجاد کنیم، امام عسکری فرمود اقامه نماز یعنی صیانت نماز: «عَمَّا یُفْسِدُهَا أَوْ یَنْقُصُهَا»[70]از آن چیزهایی که فاسد می­کند نماز را، و ناقص می­کند نماز را، انسان­ هایی با تقوی این جوری هستند: «یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[71] این­ها از آن چیزی هم که خدا به ایشان داده انفاق می­کند، یعنی مردم هرچه دارید مال خداست، هیچ چیز مال خودتان نیست: «مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»[72] یک نکته مهم درش هست: «مِمَّا رَزَقْنا»[73] خدا می­فرماید از آن چیزی که ما دادیم، آبرو ما دادیم، پول ما دادیم، سلامتی ما دادیم، باز در ذیل همین حدیث حالا بحثش در جای خودش ان­شاءالله عرض خواهیم کرد، امام عسکری می­فرماید بعضی­‌ها ثروت دارند: «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»[74] آبروی این­هاست، بعضی­‌ها قدرت بدنی دارند: «مِمَّا رَزَقْناهُمْ»[75] توانایی جسمی این­هاست، بابا این بار این بی­چاره را بگیر دستت بدن سالم داری آن دیسک کمر دارد راه نمی­تواند برود کمکش کن، هرچه در اختیار شماست مال خداست، مردم از داده ­ی خدا برای خدا خرج کنید، خب بسنده کنیم روز شنبه و اختصاص به ساحت مقدس رسول خاتم صلوات الله علیه دارد:

تا رسول­ الله تا پیامبر بود، زهراء داشت قدر و احترام، رفت بعد از او همه عز وقار فاطمه

در عزای باب خود از بس که اشک از دیده ریخت، چرخ گفتا رود جیحون شد کنار فاطمه

در آن ساعات پایانی عمر رسول­ الله، زهرای مرضیه خیلی می­گریست، یک وقت پیامبر صدا زدند دخترم بیا بابا نزدیک جمله­ ای فرمودند صدای گریه فاطمه بلندتر شد، لحظات بعد پیغمبر دوباره صدا زدند دخترم بابا بیا نزدیک، مطلب دیگری فرمودند دیدند تبسم بر چهره زهراء نقش بست، بعد از ارتحال پیغمبر از صدیقه طاهره سؤال کردند سخن اول پیغمبر چه بود؟ شما را حزین ­تر کرد، سخن دوم چه بود؟ شما را مسرور و خشنود کرد، بی­بی فرمود بابایم در آن سخن اول فرمود بابا دارم می­روم، دیگر از این بستر بر نمی­خیزم، صدای ناله فاطمه بلندتر شد، اما دفعه دوم فرمود بابا اول کسی که از خانواده من بعد از من به من ملحق می­شود شما هستید، این اسباب سرور من شد که پس از پدر عمری چندانی نخواهم کرد، همه بگوییم یا زهراء.

[1] بقره2-3.

[2] وقعة صفین النص ص512.

[3] وقعة صفین النص ص512.

[4] الأمالی( للصدوق) النص ص462.

[5] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج‏2 ص478.

[6] نهج البلاغة (للصبحی صالح) ص221.

[7] تحریم6.

[8] عدة الداعی و نجاح الساعی ص286.

[9] عدة الداعی و نجاح الساعی ص286.

[10] عدة الداعی و نجاح الساعی ص286.

[11] عدة الداعی و نجاح الساعی ص286.

[12] عدة الداعی و نجاح الساعی ص286.

[13] عدة الداعی و نجاح الساعی ص286.

[14] نساء82.

[15] روضة الواعظین و بصیرة المتعظین (ط – القدیمة) ج‏2 ص273.

[16] بقره2.

[17] بقره2.

[18] بقره2.

[19] بقره185.

[20] بقره183.

[21] بقره2.

[22] بقره3.

[23] بقره3.

[24] بقره3.

[25] الكشف الوافی فی شرح أصول الكافی (للشریف الشیرازی) ص312.

[26] الكشف الوافی فی شرح أصول الكافی (للشریف الشیرازی) ص312.

[27] الكشف الوافی فی شرح أصول الكافی (للشریف الشیرازی) ص312.

[28] بقره3.

[29] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[30] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[31] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[32] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[33] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[34] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[35] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏36 ص306.

[36] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏24 ص352.

[37] بقره2.

[38] بقره2.

[39] عبس34-35.

[40] بقره2.

[41] كتاب سلیم بن قیس الهلالی ج‏2 ص905.

[42] بقره2.

[43] بقره2.

[44] ق18.

[45] بقره2.

[46] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏24 ص352.

[47] بقره2.

[48] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏24 ص352.

[49] بقره2.

[50] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏24 ص352.

[51] بقره2.

[52] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏51 ص52.

[53] بقره2.

[54] بقره2.

[55] بقره2.

[56] بقره3.

[57] بقره277.

[58] هود114.

[59] بقره3.

[60] بقره3.

[61] بقره3.

[62] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏81 ص231.

[63] الكافی (ط – الإسلامیة) ج‏3 ص268.

[64] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏81 ص231.

[65] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏81 ص231.

[66] بقره2-3.

[67] بقره2-3.

[68] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏81 ص231.

[69] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏81 ص231.

[70] بحار الأنوار (ط – بیروت) ج‏81 ص231.

[71] بقره2-3.

[72] بقره2-3.

[73] بقره2-3.

[74] بقره2-3.

[75] بقره2-3.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب اخیر

شرط تکامل جامعه
وحدت اسلامی / 4 شهریور 1405
نگرانی ارزشمند