استاد حدائق روز پنچ شنبه 6 آذرماه 1404 در سخنرانی پیش از دعای کمیل در خیمه گاه امام حسین(ع) به این سوال که “چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟” پرداختند.
چرا دعا ها مستجاب نمی شود؟ / 6 آذر 1404
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله الحکيم فی کتابه الکريم: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون»[1].
صدق الله العلی العظيم
الحمدلله توفيق پيدا کرديم امشب در اين مجلس معنوی دعای کميل از طرف بعثه مقام معظم رهبری برگزار میشود، من در اين وقت معين و محدد آيهای را که عزيز ما قاری قرآن تلاوت کردند آيه صد و هشتاد و شش از سوره مبارکه البقره را يک اشارهای و يک توضيح از امام سجاد عرض کنم، قرآن میفرمايد، خداوند: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ»[2] رسولالله وقتی از ما سؤال میکنند بگوييد خدا به شما نزديک است: «أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ»[3]، اجابت میکنيم وقتی خوانديد دعوتهايتان را خواستههايتان را ما اجابت میکنيم:
دوست نزديکتر از من به من است، وين عجبتر که من از وی دورم
چه کنم با کی توان گفت، که دوست در کنار من و من مفقودم
پس چرا دعاها مستجاب نمیشود، چرا بعضیها گله میکنند آقا هرچه میگوييم به جايي نمیرسد، خدا جوابمان را نمیدهد، آيه که میفرمايد صدا بزنيد، بخوانيد جواب میدهيم، پاسخ میدهيم: «أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ»[4] اجابت میکنيم دعوتهايتا را وقتی میخواهيد: «فَلْيَسْتَجيبُوا لي»[5] اما شرط دارد، شما هم حرف خدا را گوش کن، شما هم آن کسی باشد که خدا میخواهد: «وَ لْيُؤْمِنُوا بي»[6] تو هم ايمان داشته باش، من يک جمله عرض کردم جبرئيل بر پيغمبر نازل شد يا رسولالله به بندگان ما بگو، میخواهيد بدانيد نزد ما چه جايگاهی دارد به خودتان رجوع کنيد ببينيد خدا نزد شما چه جايگاهی دارد، عزيزان خدا حرف اول است در زندگی ما يقين بدانيد حرف اول هستيد، اينهايي که مستجاب الدعوه هستند چون در اجابت امر خدا: «فَلْيَسْتَجيبُوا لي»[7] اجابت کرده که اجابت میشود، حرف شنيده که حرفش را میشنودند: «وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون»[8]، من يک روايت از امام زينالعابدين در اين باقی مانده وقت تلگرافی عرض کنم، جاها کارهايمان گير افتاده، اينجا جايي است که ما بايد عيبشناسی کنيم، اين زيارتها بايد ما را برساند به آن کمالات و از آسيبها ما را دور کند، در يک سخنی از فرمايشات امام سجاد که مرحوم شيخ صدوق نقل میکند، آقا علت به اجابت نرسيدن دعا، رد دعا را عواملی ذکر میکند اينها را من عرض میکنم خطاب به شخص خودم هست، اگر من اين موانع در من هست اصلاح کنم تا دعا به اجابت برسد، گير اينجاست دو دوتا چهارتا، درست عمل کرديد همانکه قرآن میفرمايد: «فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي»[9] خوانديد اجابت میکنيم با اين شرط، از عواملی که موجب میشود دعاها به نتيجه نرسد، امام سجاد میفرمايد: «وَ الذُّنُوبُ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ سُوءُ النِّيَّةِ»[10] افرادی که نيتهايي بد دارند بعضیها ديديد يک نيتهای خرابی، کار بيايد دستم از نون خوردن میاندازمش، اگر قدرت دست من بیچارهاش میکردم، بعضیها يک نيتهايي بدی دارند نسبت به يکديگر، اين سوء نيت جلو استجابت دعا را امام سجاد میفرمايد بگيرد، دو: «خُبْثُ السَّرِيرَةِ»[11] بعضیها درون آلوده دارند، طينت آنها، درون آنها کار نشده آلودگی پيدا کرده اين هم اثر میگذارد روی استجابت دعا، سوم: «وَ النِّفَاقُ مَعَ الْإِخْوَانِ»[12] دو رويي، دو چهرگی با برادران دينی، جلو دست میگذارند به سينه آقا مريد هستيد، پشت سر میگويند خدا ريشهاش را بخکند، اين دو رويي و نفاق اينها بايد بشود درسنامه سفر کربلا، اگر خدای ناخواسته در ما اين هست اينها را اصلاح کنيم در خودمان، نفاق نداشته باشيم دو رويي نداشته باشيم، يکی از آثار نفاق با ديگران رد دعا میشود و عدم استجابت دعا، چهارم حضرت میفرمايد: «تَرْكُ التَّصْدِيقِ بِالْإِجَابَةِ»[13] ناباورانه دعا کردن، مأيوسانه دعا کردن، میگويد حالا امشب هم يک دعای کمیلی میخوانيم، ولی میدانيم از آن چيزی در نمیآيد، خب در هم نمیآيد، اين جوری که تو دعا میکنی، بابا مطمئن باش خدا را داری صدا میزنی، ناباورانه دعا نکنيم، اين که باور ندارد دعايش به اجابت میرسد خود اين سبب شده که دعا معطل میشود، پنجم: «تَأْخِيرُ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَاتِ حَتَّى تَذْهَبَ أَوْقَاتُهَا»[14] آنهايي که نمازهايشان را اهميت نمیدهند تا وقت نماز میگذرد، شد شد نشد نشد، کار برايش از نماز مهمتر، جلسه از نماز مهمتر، مردم از خدا مهمتر، اين سبب میشود که دعا میرود در عدم استجابت، ما مشکلمان در بحث نماز نيست، عزيزان کنار خيمهگاه هستيد، آقا امام حسين شب عاشورا را فرصت خواست، به قمر بنیهاشم ابالفضل العباس فرمود: «بنفسی ارکب يا اخی» ، حسين به قربانت برو از اينها برای ما يک فرصت بگير، قرار بود جنگ عصر تاسوعا شروع بشود، آقا فرمودند يک امشبی را برای ما فرصت بگيريد، بعد برای اين که آيندگان من و شما ديگران بفهميم امام حسين يک شب ديگر میخواهد بماند چه کند؟ آقا فرمود: «فهو يعلم»[15] خدا میداند من حسين: «أني كنت احبّ الصلاة له»[16]نماز را دوست میدارم: «وَ تِلَاوَةَ كِتَابِه و كثرة الدعاء و الاستغفار»[17] قرآن خواندن، دعا کردن، استغفار کردن، اين چهارتا برنامه برنامه شب عاشورای امام حسين بود، امام حسين يک شب فرصت میخواهد با نماز، با قرآن، با دعا، با استغفار مأنوس باشد، بعضیها نماز رفته در حاشيه، نمازها را به تأخير میاندازند حالا هر وقت شد، خب اين نبايد انتظار داشته باشد که هر وقت گفت يا ربّ، جواب لبيک را بشنود: «وَ تَأْخِيرُ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَاتِ حَتَّى تَذْهَبَ أَوْقَاتُهَا وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبِرِّ وَ الصَّدَقَةِ»[18] آنهايي که تقرب به خدا را ترک کردند، کجاها؟ به احسان کردن به يکديگر، به صدقه دادن، آقا خدا برايت داده، بده تا بيشتر برايت بدهند، من بارها میگويم بعضیها فرمول پولدار شدن را هم گم کردند، فرمول پولدار شدن در خرج کردن برای خداست، شما يک نفر را پيدا نمیکند بگويد برای خدا دادم، خدا نداد، محال است مگر اين که رياء در کارش بوده، مگر اين که آن پول اشکال داشته باشد، به مجرد که کمک کردی هنوز اميرالمؤمنين کمک خارج نشده دريافت میکنی کمک خدا را، عزيزان، زوار الحسين در مراجعات سعی کنيد اين نکاتی که امام سجاد میفرمايد اگر خدای ناخواسته در زندگی در حاشيه است اينها را بياوريم در متن، زائر امام حسين وقتی بر میگردد بايد نمونه احسان و نيکويي باشد، نمونه دستگيری و انفاق باشد: «وَ تَرْكُ التَّقَرُّبِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْبِرِّ وَ الصَّدَقَةِ»[19] و دو نکته ديگر عرضم تمام: «وَ اسْتِعْمَالُ الْبَذَاءِ وَ الْفُحْشِ فِي الْقَوْلِ»[20] استعمال کردن حرفهايي ناشايست در ادبيات گفتاری و ناسزا گفتن به ديگران، اينهايي که زبان ناسزا دارند، زبان فحاش دارند، توهين میکند اينها انتظار استجابت دعا تا اين حالت را دارند نبايد داشته باشند، ما زبانمان زبان با ادب باشد، يک کسی ادعای ارادت به امام صادق میکرد، يک روز با حضرت داشت راه میآمد غلامش هم پشت سرش بود، غلام يک خردهای با تأخير راه میآمد با کندی میآمد اين آقا ناراحت شد، يکدفعه برگشت حالا همراه امام صادق است رو کرد به غلام گفت: «يابن الفاعله اسرع» من مؤدبانه محترمانهاش ترجمه کنم، يعنی ناپاک زاده زودی بيا، اين محترمانهاش حالا ترجمه فاحش و زشتش را من نکردم، گفت ناپاک زاده راه بيا، تا اين را امام صادق شنيدند امام دستی گذاشتند بر عمامهشان فرمودند: «ويحک» ، وای بر تو، تو از کجا میدانی مادر اين حرام مرتکب شده؟ حالا چون غلام توست هرچه از دهنت در میآيد بايد برايش بگويي، حالا چون شاگردت هست، چون زير دستت است، فرمانبر است، هرچه شد بايد گفت، امام صادق فرمودند چون غلام تو هست به آن میگويي: «يابن الفاعله» ، تو از کجا میدانی مادر اين به حرام اين بچه را به دنيا آوردی؟ که به او نسبت ناپاکی میدهی؟ راوی میگويد ديگر نديدم امام صادق با آن فرد هم مجلس بشود، شب جمعه است، شب راز و نياز، کربلای معلی خيمهگاه اينجا زمزمههای امام حسين آميخته در فضاست، جايي آمديد که آقا سيدالشهداء هشت شب اينجا بيتوته کرد، شهدايي که به زيارت آنها رفتيد اينجا بيتوته کردند، اينجا قدمگاه زينب است، اينجا زينب شب يازدهم نماز شبش را نشسته خواند، امام سجاد میفرمايد نيمههای شب ديدم عمهام شب يازدهم لا به لای خيمههای نيم سوخته، نشسته نافله شب را میخواند گفتم عمهجان، امشب نماز شب را نشسته میخوانی عظمت خدا نزد شما پايين آمده؟ فرمود عزيز برادر آن قدر بر اين بدن تازيانه زده شده و شلاق زده شده قدرت ايستاده نماز شب خواندن ديگر ندارم، امشب اينجا آمديد، مناجات مقدمه انشاء الله دعای کميل و يکی دو بيت شعر تقديم کنم، زبانحالمان را به خدا بگوييم: الهی دلی ده که جای تو باشد، خدايا آمديم به امام حسين قسمت میدهيم، ما را آن جوری کن که تو میخواهی:
الهی دلی ده که جای تو باشد، خدايا اين دل را از همه آلودگیها پاک کن، زبان که در آن ثنای تو باشد
يک زبانی داشته باشيم ديگر از اين به بعد سخن میگوييم شما راضی باشيد:
الهی عطا کن بر اين بنده چشمی، که بينائيش از ضياء تو باشد
خدايا دوست داريم ديگر با اين چشم نگاهی به چيزی کنيم که شما میپسنديد:
الهی عطا کن مرا گوش و قلبی، که آن گوش پر از صدای تو باشد
همين يک بيت و عرضم تمام:
الهی مرا حفظ کن از مهالک، که هر کار را کردم رضای تو باشد
الهی العفو، الهی العفو، الهی العفو.
[1] بقره186.
[2] بقره186.
[3] بقره186.
[4] بقره186.
[5] بقره186.
[6] بقره186.
[7] بقره186.
[8] بقره186.
[9] بقره186.
[10] معاني الأخبار النص ص271.
[11] معاني الأخبار النص ص271.
[12] معاني الأخبار النص ص271.
[13] معاني الأخبار النص ص271.
[14] معاني الأخبار النص ص271.
[15] وقعة الطف ص195.
[16] وقعة الطف ص195.
[17] اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى النص ص89.
[18] معاني الأخبار النص ص271.
[19] معاني الأخبار النص ص271.
[20] معاني الأخبار النص ص271.