استاد حدائق روز پنچ شنبه 29 آبان ماه 1404 در سخنرانی پیش از دعای کمیل در خیمه گاه امام حسین(ع) به بیان سخنی نورانی از آن حضرت تحت عنوان فرصتی دوباره پرداختند.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله تبارک و تعالی: «وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»[1]
من چون وقت محدود است، آيهای هشتاد و دو از سوره مبارکه طه را يک اشارهای کنم، از برنامههای امام حسين در نهشبی، در هشت شبی که در اين مکان مقدس بودند يکش استغفار بود، خود آقا يک شب فرصت گرفتند که جنگ به روز عاشورا کشانده شود به چهار دليل، فرمودند من میخواهم از اين فرصت يک شب استفاده کنم: «أني كنت احبّ الصلاة له»[2] نماز را دوست میدارم: «تلاوة كتابه»[3] تلاوت قرآن را دوست میدارم، دعا کردن را دوست میدارم و استغفار کردن را، الحمدلله اين چهار مطلب امشب اتفاق میافتد نماز را که خوانديد، قرآن که تلاوت گرديد با صدای زيبای قاری محترم، دعا و استغفار هم که برنامه امشب ماست، اين چهار برنامه بايد دستور زندگی باشد، اين آيه شريفه هشتاد و دو سوره طه را من يک اشارهای گذرای عرض کنم، خدا میفرمايد من بسيار آمرزنده هستم و بخشنده، ولی چه کسانی را، کسانی که اين اصول را رعايت کنند، امشب شب جمعه است و در جوار خيمهگاه سيدالشهداء هستيم، سعی کنيم اين نکاتی که خداوند بيان فرموده از امشب به بعد در زندگیما جامه عمل به طور جدی بپوشد، يک: «إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ»[4] ما بسيار آمرزنده برای کسانی که اولاً توبه میکنند، بر میگردند، پيشيمان هستند، شخصی به امام صادق عرض کرد که آقا نشانه توبه مقبول چيست؟ گفت از کجا میفهميم که توبه ما را خدا قبول کرده، امام صادق عليهالسلام فرمودند اگر از آن گناهی که توبه کردی ديگر انجام ندادی به آن گناه بر نگشتی، اين نشانگر اين است که خدا توبهات را قبول کرده: «تابَ»[5] يکی از معانی «تابَ»[6] بازگشت از گناه و ندامت از گناه و عدم ارتکاب آن اشتباه است، امشب با خدا عهد ببنديم آن لغزشهايي رفتاری و اخلاقی اگر در کردار و گفتار ما بوده از امشب به بعد و در مراجعتمان به شهر و ديارمان اينها را ترک کنيم، يک توبه، دوم: «آمَنَ»[7] بعد از توبه کردن و پيشيمانی از کار اشتباه ايمان آوردن، و با ايمان زندگی کردن، نشان بدهيم که باز گشتهايم، بنده اگر در در انجام وظايف الهی سهلنگاری میکردم ديگر از اين به بعد نبينند، در نمازم کوتاهی میکنم، در امر واجبات دينی هم خواهران محترمه در تکاريف شرعیتان، برادر عزيز در وظايف عبادیتان: «آمَنَ»[8] ايمان را نشان بدهيد، من کراراً در جمع بعضی از عزيزان عرض کردم، زائر واقعی است زائری است که وقتی بر میگرده اطرافيانش احساس کنند اين آدم ديگر شده، بگويند ديگر اين پدر پدر قبلی نيست، مادر مادر قبلی نيست، اگر يک مقداری تندرو بود پرخاشگر بود، در انجام وظايف شرعیاش تعلل میکرد الآن يک کس ديگر شده، الآن نماز شده حرف اول، رضايت خدا شده حرف اول زندگی او، اخلاق، تواضع، فروتنی در زندگی او میجوشد، يعنی ديگران احساس کنند، همکاران من، دوستان من، همسايگان من بگويند اين خانم، اين آقا آدم قبلی نيست، اين زيارت زيارت است: «تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً»[9] کار شايسته انجام بدهيم، نشانه توبه مقبول رفتارها تغيير بکند، عملکردهايمان متفاوت باشد با قبلی که توبه نکرده بوديم: «عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى»[10] بعد در مسير هم قرار بدهد خودش را، من نکتهای چون وقت ما ضيق است و دعای کميل هم بايد انشاءالله قرائت شود، و از اين معنويت دعای کميل که اميرالمؤمنين به کميل فرمودند اگر اين دعا را کسی در عمرش يکبار هم بخواند و حفظش کند عاقبت بخير میشود انشاءالله که اين دعا را هم زمزمه خواهيم کرد در جايي که صدای مناجات سيدالشهداء زمين و زمان شاهد هستند، مناجاتهای حضرت زينب در همين منطقه حضرت زينب شب يازدهم محرم نماز شبش را نشسته خواند، که امام سجاد میفرمايد ديدم عمهام لابلای خيمههای نيم سوخته نشسته نماز شب میخواند، گفت عزيز برادر آن قدر بر اين بدن تازيانه زده شده که قدرت ايستاده نماز شب خواندن را ندارم، اين زمين شاهد مناجاتهای زينب است انشاءالله که بتوانيم رعايت کنيم و اين اصولی را که خداوند میفرمايد توبه کردن واقعی، ايمان آوردن در مسير هدايت قرار گرفتن، در مراجعت ديگر جايي ما را رصد نکنند که بگويند رضايت شيطان بود و خدا راضی نبود، خواهرم برادرم در مجلسی که قلب امام زمان به درد میآيد گزارش ما رد نشود، کاريي که ولیخدا را نگران میکند از ما ديده نشود، ما پايان عرايضم حجت را به همه تمام کرده، قيامت آقا امام حسين میفرمايد ما شما را طلبيديم آورديم پاکتان هم کرديم و ملائکهالله شهادت میدهند حضور شما را، اما اين معنويت را ما از دست ندهيم و اين معنويت: «ثُمَّ اهْتَدى»[11] برای ما بماند تا پايان زندگی و در قيامت، بسنده کنم مقدمه دعا چند بيت شعر زبانحال همه ما به محضر پروردگار:
الهی دل ده که جايي تو باشد، زبان که در آن ثنای تو باشد
الهی عطا کن بر اين بنده چشمی، که بينائيش از ضياء تو باشد
خدايا ديگر نمیخواهم چشمی که به بارگاه سيدالشهداء نظر افکنده، آبرو پيدا کرده، با اين چشم ديگر گناه کنم:
الهی عطا کن مرا گوش و قلبی، که آن گوش پر از صدای تو باشد
الهی ندانم که بخشی کسی را، که هم عاشق و هم گدايي تو باشد
خدا به بعضیها چه دادی؟ در هر حالی میگويند خدا، در سلامتی، در بيماری، در مصيبت، در آسايش، دختر اميرالمؤمنين آمد کنار گودی قتلگاه با آن پيکر قطعه قطعه برادر مواجه شد، نشست روی زمين اين بدن عريان مجروح قطعه قطعه را از زمين بلند کرد، سر به آسمان بلند نمود: «اللهم تقبل هذا القربان»، خدايا اين قربانی را از ما قبول کن، حالا همه هم ناله بشويم همه از خدا آمرزش طلب کنيم: الهی العفو، الهی العفو، الهی العفو.
[1] طه82.
[2] وقعة الطف ص195.
[3] وقعة الطف ص195.
[4] طه82.
[5] طه82.
[6] طه82.
[7] طه82.
[8] طه82.
[9] طه82.
[10] طه82.
[11] طه82.