دوستان خدا / 31 فروردین 1405

استاد حدائق روز دوشنبه 31 فروردین ماه 1405 در مسجدالنبی(ص) شیراز به بیان ویژگی های دوستان خدا پرداختند.

 

دوستان خدا / 31 فروردین 1405

دانلود

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[1]

صَدَقَ اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ.

خب، در ایام دهه کرامت هستیم. دومین روز از دهه کرامت را که آغاز دهه کرامت با میلاد باسعادت حضرت فاطمه معصومه و نیمه دهه کرامت گرامیداشت حضرت احمد بن موسی و پایان دهه کرامت میلاد باسعادت حضرت علی بن موسی الرضا است، گرامی می‌داریم. ذکر آیه‌ای از آیات قرآن می‌کنم تا نکاتی را ذیل این آیه شریفه عرض کنم و بعد سخنی را از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها محضر عزیزان اشاره‌ای کنم.

آیه‌ای که تلاوت شد، آیه ۳۱ سوره مبارکه آل عمران، یکی از توصیه‌هایی است که خداوند به پیغمبر می‌فرماید که به مردم بگو رسول الله، شما واسطه انتقال و تذکر باش. خدا می‌فرماید بگو رسول الله به مردم که اگر خدا را دوست می‌دارید، از منِ پیغمبر باید تبعیت کنید. «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ»[2] اگر از پیغمبر تبعیت کردید، خداوند گناهان شما را خواهد بخشید، خدا شما را دوست می‌دارد «يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ»[3] گناهان شما را هم می‌آمرزد «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[4] خداوند آمرزنده مهربان است. چند تا نکته را من ذیل این آیه عرض کنم.

یکی از تصورهای اشتباهی که بعضی‌ها دارند این است که می‌گوید آقا خدا در دلمان است، نماز برای چه؟ روزه چرا؟ حج برای چه؟ دلت با خدا باشد کافیست. مگر خدا محتاج نماز است؟ مگر خدامحتاج حج است؟ حالا حج امسال هم که یک مقداری دشوار شده و تقلیل پیدا کرده است، این مسئله را هم می‌گویم، حالا آن‌هایی که مبتلا هستند منتقل کنند. یک خواهر محترمه‌ای امروز زنگ زد گفت آقا ما نمی‌دانیم در این شرایط حج برویم یا نرویم. خب آمار حجاج هم تقلیل پیدا کرده است. بحث مسائل امنیتی حجاج هم هست. گفتم قطعاً اگر کسی قبلاً واجب‌الحج بوده و حج بر او واجب شده بود و نرفته بود و کوتاهی کرده است، این باید برود. حتی می‌گویند اگر کسی ثروتمند بود، واجب‌الحج شد، نرفت و بعد گدا شد، باید به گدایی کردن بیفتد، برود از مردم کمک بگیرد برود. توان راه رفتن ندارد سینه‌خیز برود، چون واجب شده است بر او. اما اگر کسی واجب بر او نبود، امسال نوبتش اعلان شد و خودش احساس امنیت نمی‌کند، تکلیفی ندارد، بگذارد زمانی که با یک آرامش خاطر و خیال راحت بخواهد برود. حالا بعضی‌ها می‌گویند آقا ما چرا پول خرج کنیم؟ بدهیم همینجا به فقرا. من یادم است در سال ۹۴، ۱۱ سال قبل، در آن جریان حادثه منا، آن سال خب جمعی در منا از بین رفتند، به خاطر بی‌تدبیری دولت سعودی در آن ازدحامِ مسیرِ رفتن برای رمی جمرات عده‌ای فوت کردند. در همان روز من دیدم بعضی‌ها در موبایل‌هایشان نشان می‌دادند از ایران بعضی‌ها پیام دادند: ای حاجی مال‌باخته، جان‌باخته، پولت را رفتی خرج عرب‌ها کردی، خب می‌دادی جهیزیه چند تا دختر اینجا کمک می‌کردی به چند تا آدم بی‌بضاعت. این‌ها دین را نمی‌فهمند. واجب، واجب است. شما بگویید آقا من نماز نمی‌خوانم، برای هر نمازی می‌خواهم یک میلیون بدهم به فقرا. یک میلیون که خوب است، یک میلیارد هم بدهید جای دو رکعت نمازتان را پر نمی‌کند. هر چیزی در جای خودش است. واجب را باید انجام داد. ما نباید بیاییم اجتهاد کنیم در برابر رأی خدا.

شما می‌گویید من خدا را دوست می‌دارم؛ دروغ می‌گویی! اگر خدا را دوست می‌داشتی بندگی می‌کردی. یک کسی بیاید به شما بگوید آقا ما مرید شما هستیم ولی حرفت را گوش نمی‌کنیم، این محبت است؟ آقای حاجی ما به شما ارادت کامل داریم ولی هرچه بگویی هم انجام نمی‌دهیم! این می‌شود همان که شاعر می‌گوید سرم به فدایت به شرط رگ نبردن! ارادت داریم ولی حاضر نیستیم برایت کاری بکنیم. محبت چیست؟ چه کسانی واقعاً دوستدار خدا هستند؟ حالا خودمان را یک رصدی بکنیم ببینیم واقعاً محب خدا هستیم؟ دوستدار خدا هستیم؟ قرآن می‌فرماید: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ»[5] آن‌هایی که می‌گویند خدا را دوست می‌داریم اینجاها باید خودشان را نشان بدهند. کجا؟ «فَاتَّبِعُونِي»[6] از پیغمبر تبعیت کنند. پیروی از رسول الله نشانه محبت به خداست. من وقتی می‌گویم خدا را قبول دارم، نماینده خدا را هم که پیغمبر است باید قبول داشته باشم، قال رسول الله را هم عمل کنم. سخنان پیغمبر نرود در حاشیه.

امروز یکی از آسیب‌های مهم عالم اسلام این است که تبعیت از پیغمبر رفته در حاشیه. لذا رسول الله وقتی در آن ساعات آخر عمر آن حدیث معروف ثقلین را بیان کرد، این دو تا انگشت سبابه را پیغمبر کنار هم گرفت، فرمود: «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ»[7] نه این دو تا انگشت که یکی جلو و یکی عقب باشد، این‌ها در کنار هم. دو تا گنجینه گرانبها را گذاشتم و رفتم: قرآن و عترت. امروز مسلمان‌ها شما هرجا دارید آسیب می‌بینید، به قرآن و عترت عمل نمی‌شود. عربستان به قرآن عمل می‌کند؟ کویت؟ سردمداران و مسئولین کشورهای عربی؟ مگر خدا در قرآن نمی‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ[8] مگر این حرف خدا نیست؟ یهودی‌ها و مسیحی‌ها را دوستان خودتان قرار ندهید. مگر خدا در قرآن نمی‌فرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ»[9] سرسخت‌ترین دشمنان شما قوم یهودند. شما می‌بینید همین کشورهای اسلامی پایگاه درست کردند برای همین‌ها. دارند حمایت می‌کنند؛ نفت مسلمان‌ها، سرزمین مسلمان‌ها، امکانات در اختیار کفار است. خب این به قرآن عمل نمی‌شود، به گفتار پیغمبر عمل نمی‌شود.

شما این جنگی که شروع شد، از کجا این‌ها حمله می‌کردند؟ از همین کشورهای اسلامی که زمینشان را داده بودند، نفتشان را داده بودند، پول هم دارند می‌دهند، خوار و ذلیل و خفیف خودشان را کردند. امکاناتشان دست این‌هاست، دشمن دارد بهره‌برداری می‌کند. این عمل به قرآن است؟ در عصر ظهور داریم وقتی آقا امام زمان ظهور می‌کنند، آن‌قدر قرآن در جوامع اسلامی در حاشیه رفته و عمل نشده است که وقتی حضرت می‌آیند قرآن را اجرایی می‌کنند، بعضی‌ها فکر می‌کنند امام زمان کتاب جدیدی آورده است! می‌گویند بابا این همان آیاتی است که می‌خواندیم، در خانه‌مان هم بود، قرآن هم داشتیم ولی عمل نمی‌شد. «فَاتَّبِعُونِ»[10] یعنی به فرمایشات پیغمبر عمل بشود. امروز ما می‌رویم در کشورهای اسلامی، فرمایشات پیغمبر چه جایگاهی دارد؟ پیغمبر می‌فرماید: «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ»[11] اگر کسی صبح کند و به مسائل مسلمان‌ها بی‌تفاوت باشد، مسلمان نیست. عالم اسلام نسبت به این ظلم‌هایی که دارد اتفاق می‌افتد توجه دارند؟ در غزه چه کردند؟ در لبنان چه کردند؟ در سوریه چه شد؟ در عراق، در یمن، این همه جنایت، در خود ایران صد و شصت و چند دانش‌آموز بی‌گناه، به کدامین گناه این همه شهید؟ خب حالا مسلمان‌ها بشنوند بی‌خیال باشند، بگوید به ما چه؟ اگر این حالت بی‌تفاوتی در کسی هست باید یک استغفاری بکند، بگوید خدایا أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ که به مشکلات جامعه اسلامی بی‌تفاوت‌اند.

یک جمله اینجا در پرانتز عرض کنم. آقا امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه در خطبه همام در صفات متقین، یکی از ویژگی‌های انسان‌های باتقوا را حضرت می‌فرماید این‌ها قلب اندوهگین دارند. آدم باتقوا این‌جوری است. یک حزن درونی، یک اندوه روح باطنی. خب این سؤال پیش می‌آید، آدم باتقوا چرا اندوهگین باشد؟ آن گناهکار باید اندوهگین باشد، ظالم باید اندوهگین باشد. آدم پاک، متدین، باتقوا، درستکار، این باید قلبش اندوهگین باشد؟ چرا؟ چند تا وجه برای این قلب اندوهگین ذکر شده است، بزرگان و شارحین نهج‌البلاغه ذکر کرده‌اند. آقا می‌فرماید: «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[12] قلب انسان‌های باتقوا اندوهگین است. من گاهی اوقات بعضی‌ها می‌آیند می‌گویند حاج آقا خیلی دلمان گرفته، می‌گویم یک الحمدللهی بگو در این حالت، حال خوبی است. چند جهت است که این‌ها قلب‌ها را اندوهگین می‌کنند. یک؛ آدم‌های باتقوا وقتی خلاف دیگران را نسبت به خدا می‌بینند، این‌ها می‌ریزند به هم. آقایان! اگر یک شب در یک مجلسی بودید که مجلس گناه است، خنده تحویل دادی، در ایمانت شک کن. اگر یک شب رفتی در مجلسی که دل امام زمان از آن مجلس آزرده شد و شما به هم ریختید، اندوهگین شدید، قدر بدانید بگویید خدایا این حزن را زیادش کن. بدا به حال کسی که گناه ببیند و خوشحال بشود، ظلم ببیند و لذت ببرد، نافرمانی خدا ببیند و عین خیالش نباشد. متقی نمی‌تواند بیگانگی با خدا را تحمل کند. خلاف با خدا را نمی‌تواند ببیند. این نشانه سلامت انسان‌هاست.

یک وقت یک خانم محترمه‌ای که حرف سال‌ها قبل است، گفت حاج آقا یک شبی پای منبر شما بودم. بعد رفتم سوار ماشین شدم که بروم. گفت که کسی بود جلو نشسته بود در این مسیری که ما داشتیم می‌رفتیم دروازه کازرون، آن فرد شروع کرد توهین کردن به رهبری. حرف هفت، هشت سال قبل است. گفت من گفتم که آقا این حرف‌ها را چه می‌زنی؟ چرا توهین می‌کنی؟ ایشان از سلاله اهل‌البیت است، این تهمت‌ها چیست داری می‌زنی؟ دیدید چقدر جوسازی کرده بودند در همین شبکه‌ها؟ می‌گفتند رهبر انقلاب در یک سنگرهایی در طبقات زیر زمین است که اصلاً بمب کار نمی‌کند، انفجار معنا نمی‌دهد، این‌ها جان خودشان مهم است، کاری به جان مردم ندارند! ای مزدوران منافق کوردل، ببینید رهبر در منزل خودش بدون هیچ امکانات فوق‌العاده‌ای خودش، عزیزانش، نوه‌هایش همه به شهادت رسیدند و دنیا شگفت‌زده شد. نتانیاهو کجاست؟ ترامپ کجاست؟ این‌ها از کاخ سفید بیرون می‌آیند؟ و بعضی‌ها رسوا شدند با تهمت‌هایی که می‌زدند. گفت پشت سر رهبری حرف می‌زد. گفتم آقا این حرف‌ها را نزن. فلان. گفت حرفم با آن آقا گیر کرد. راننده ماشین را نگه داشت گفت خانم برو پایین! به جای اینکه به آن آدم منافق ناسزا بگوید، گفت برو پایین. گفت ما را از ماشین پیاده کرد. گفت من هم از نیمه راه گریه می‌کردم تا منزل. گفتم خانم سجده شکر به جا بیاور که حال خوشی داری. وای به حال کسی که توهین به اسلام را بشنود، دندان‌هایش از خنده پیدا بشود. این خودش را دارد بازی می‌دهد. مردم! خودتان را امتحان کنید. جایی که به ارزش‌های الهی و اسلامی و اهل‌البیت توهین شد، ناراحت شدید، این حالتان حالت سلامت است. خندیدید، آقا می‌آید جهنم را مسخره می‌کند، اهل‌البیت را مسخره می‌کند نعوذ بالله، آیات قرآن را، این‌ها را می‌گوید و بعد باید خندید؟ یک جهتِ «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[13]  این است، متقین وقتی که مخالفت با خدا و اهل‌بیت را در رفتار دیگران می‌بینند، خودشان پاک‌اند، بیگانگی را در رفتار دیگران می‌بینند، این‌ها ناراحت می‌شوند. این یک جهت.

دیگر معنای «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[14]  این است که آدم‌های باتقوا درد دردمندان را که می‌بینند، دردمند می‌شوند. می‌بیند فلانی می‌گوید آقا نان ندارم، فلانی مریض است، حالش سخت است، پوشک نیاز دارد، در کماست، این را که می‌شنوی داری ناراحت می‌شوی؟ می‌گوید:

تو کز محنت دیگران بی‌غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

دیدید بعضی‌ها می‌گویند مشکل خودت است، نداری نخور، نداری نپوش! این مسلمانی است؟ مردم! اگر گرفتاری‌ها  و مشکلات رنجتان می‌دهد، یک وقتی می‌گوید طرف من توانایی هم ندارم ولی ناراحتم، بعضی‌ها در یک شرایط سختی هستند، در یک شرایط دشواری هستند. چند مدت قبل بنده خدایی پیام داد که آقا ما نان خالی به زحمت گیرمان می‌آید. خب این را طرف بشنود، بگوید به ما چه! خب این دینش دین نیست. در بستگانتان نیازمند نیست؟ در شهرتان نیازمند نیست؟ نیازمند سراغ ندارید؟ بالاخره انسان وقتی این‌ها را می‌بیند اگر ناراحت نشود، این تقوا ندارد. «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[15]  یعنی درد دردمندان دردمندتان کند. یک آقایی از متدینین بازار وکیل شیراز که هنوز زنده است، یک وقتی به ما گفت حاج آقا می‌خواهم مغازه را واگذار کنم به شاگردها، دیگر مغازه نروم. گفتم چرا؟ گفت گاهی اوقات در مغازه هستم یک دفعه کسی می‌آید، آقایی، خانمی می‌گوید حاجی ما سه ماه است رنگ برنج در خانه ندیدیم، بچه‌هایمان برنج نخوردند در آذوقه‌مان، در معیشتمان، در درمانمان. گفت من کمک می‌کنم، طرف می‌رود. گفت ظهر که می‌روم منزل خانواده سفره پهن می‌کند غذا می‌آورد، دیگر رغبت به خوردن ندارم. می‌گویم خانم میل ندارم. خانم می‌گوید فلانی حرفت شده؟ کسی چیزی به تو گفته؟ می‌گویم خانم یک خانمی آمد یک حرفی زد اصلاً حال ما را به هم ریخت. گفت سه ماه ما برنج نخوردیم، من با چه رویی بخورم؟ با چه حالی بخورم؟ گفتم حاجی سجده شکر به جا بیاور که این حالت سلامت را داری، تو آدم سالمی هستی، تو حالت حال درستی است. گفتم زمانی باید نگران می‌بودی که این‌ها را می‌شنیدی و می‌گذشتی و خنده تحویل می‌دادی. «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[16]. امروز بعضی‌ها در اثر این جنگ مشکلات اقتصادی پیدا کردند، بعضی‌ها کارشان را از دست دادند، بعضی‌ها آسیب دیدند، توانایی مالی‌ها، بعضی شغل‌ها تحت فشار قرار گرفته است. حالا خدا لطف کرده آن‌هایی که خدا بهشان داده، از داده خدا برای خدا هزینه کنند. من در یک جلسه عرض کردم همین ماه رمضان یک خانمی آمد گفت حاج آقا من یک زمینی ارث گیرم آمده، سند زمین تک‌برگ را آورد گفت من می‌خواهم این را بدهم برای حمایت از رزمندگان. سند را گذاشت و بعد ما به مسئولین مربوطه گفتیم آمدند بردند. ببینید، مال، مالِ خداست. شما از دنیایتان خیلی ببرید یک دست کفن است! این‌ها فعلاً دست شماست، این لباس فعلاً تن شماست فردا معلوم نیست تن چه کسی باشد. اینجا فعلاً امشب نشستید، فردا شب هستید؟ بیایید جای شما چه کسی می‌شود؟ همین جاهای شماها خیلی‌ها آمدند نشستند الان زیر خروارها خاک‌اند. می‌گذرند. مردم از ظرفیت‌هایتان استفاده کنید. از توانایی‌هایی که خدا به شما داده بهره ببرید. لذا در مصادیق جهاد امیرالمؤمنین فرمود جهاد مالی، اولاً جهاد جانی، یعنی با توانایی‌هایتان، ظرفیت‌هایتان، جهاد انفس و جهاد قلبی. قلبتان را هم به خدا بسپارید و با خدا باشیم.

خب یک جهت قُلُوبُهُمْ «مَحْزُونَةٌ»[17] این است که مشکلات اقتصادی مردم رنج می‌دهد این‌ها را و یک جهت «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[18]  که این در اوج صفات متقین است، انسان‌های باتقوا هرچه آدم‌های خوبی هم هستند بندگی کردند، اما در مقایسه با نعمت‌های بیکران خدا می‌بینند این عبادت‌ها عدد و رقمی نیست. مردم! شما به اندازه نعمت‌های خدا عبادت کردید؟ یک نماز مغرب و عشایی خواندیم، میلیاردها سلول زنده کار کرده، شما هفت رکعت نماز خواندید! این می‌شود شکر؟ من یک مثالی تقریب به ذهن بزنم یک مثال سردستی؛ یک کسی بیاید یک جعبه شیرینی به شما هدیه بدهد بگوید آقا این تقدیم شما، سر جعبه را باز کنید یک دانه‌اش را بردارید بگویید این هم تقدیم به شما! این شد پاسخ؟ این شد شکرگزاری؟ او یک جعبه شیرینی به تو داده، تو یک دانه از مال او داری به او می‌دهی. این را چه کسی می‌گوید قدرشناسی؟ این شکرگزاری متقابل است؟ ما نعمت را از خدا گرفتیم، عمر را از خدا گرفتیم، ثروت را از خدا گرفتیم، بعد از ثروتی که خدا داده یک مقدارش را داریم می‌دهیم، حالا خیلی هنر کنیم خمس بدهیم، زکات بدهیم، صدقه بدهیم. صدقه از پول چه کسی؟ ذکر بگوییم، ذکر با امکانات چه کسی؟ زبان را چه کسی داد؟ حیات چه کسی داد؟ سلامتی چه کسی داد؟ با بدنتان خدمت کردید، بدن را چه کسی داد؟ این می‌شود شکرگزاری؟ اینجاست که به این سخن پیغمبر می‌رسی «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ»[19] خدایا نپرستیدیم شما را آن‌گونه که باید بپرستیم، نشناختیم شما را آن‌گونه که باید بشناسیم. این حرف رسول الله است، شخصیت اول نظام خلقت. پیغمبری که آقایان کدامتان نماز شب این‌جوری خواندید؟ رسول الله گاهی اوقات این‌قدر ایستاده با خدا نیمه‌های شب صحبت می‌کرد، اولاً پیامبر از نیمه شب تا سحر دیگر بیدار بود. حالا آقایانی که موفق‌اید، خانم‌هایی که نماز شب می‌خوانید، حالا یک ساعت وقت می‌گذارید کمتر بیشتر، تهجد، شب زنده‌داری رسول الله از نیمه شب تا سحر این نماز شب ۱۱ رکعت را تقسیم می‌کردند. ۲ رکعت نماز می‌خواندند بعد در قنوت مشغول ذکر، گاهی اوقات این‌قدر پیغمبر ایستاده با خدا راز و نیاز می‌کرد که پاهای پیغمبر خواب می‌رفت. رسول الله می‌نشستند روی زمین چهار دست و پا می‌رفتند سمت بستر که دیگر قدرت راه رفتن نداشتند. آیه نازل شد: «طه مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى»[20] طه، رسول الله قرآن را نازل نکردیم که خودت را به زحمت بیفکنی. این‌جوری خوانده. خانم‌ها! کدامتان مثل حضرت زهرا عبادت کردید؟ حضرت زهرا روایت دارد سلمان می‌گوید: «كَانَتْ تَقُومُ حَتَّى تَتَوَرَّمَ قَدَمَاهَا»[21] آن‌قدر فاطمه زهرا ایستاده خدا را عبادت کرد که پاهای او ورم کرد. بله، مردم پایشان ورم می‌کند مال کارهای اقتصادی زیاد است، می‌گوید کارمان زیاد بود، خانم می‌گوید در آشپزخانه از بس سر پا ایستادیم پاها ورم کرد! حضرت زهرا «تَتَوَرَّمَ قَدَمَاهَا»[22] در عبادت بود. خب یک جهت قلب محزون این است که اولیا هرچه عبادت می‌کنند باز می‌بینند که در حد خدا عبادت نکردند. خدا را در حق خدایی‌اش نپرستیدند، لذا قلب اندوهگین دارند می‌گویند شرمنده‌ایم.

آیت‌الله العظمی بروجردی می‌گویند آن ساعات آخر خیلی آه سردی کشید، فرمود افسوس عمر ما به پایان رسید برای آخرتمان کاری نکردیم. می‌گویند پدر آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی کنار بسترشان گفت شما چرا این حرف را می‌زنید؟ شما صدها مجتهد و مرجع تربیت کردید. مراجع امروز ما شاگردان دیروز آقای بروجردی‌اند. آیت‌الله العظمی مکارم، آیت‌الله العظمی سیستانی، مقام معظم رهبری، شهیدمان، آیت‌الله العظمی وحید خراسانی، شبیری زنجانی، نوری همدانی، جوادی عاملی، همه مراجعی که بودند رفتند، آیت‌الله العظمی بهجت، آیت‌الله العظمی گلپایگانی، اراکی، این‌ها محضر این شخصیت را درک کردند. مسجد اعظم، در جای جای این کره خاکی ایشان مسجد ساخت، حوزه تأسیس کرد، گفتند آقا شما کار نکردید؟ ایشان این عبارت امیرالمؤمنین را خواند: أ«َخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصِيرٌ بَصِيرٌ»[23] کارهایتان را خالص کنید، آنی که می‌خواهد پاداش بدهد خیلی دقیق است، خیلی آگاه است. یعنی اگر کارت تویش ناخالصی باشد، ظاهرش کار خیر است اما عمقش اگر اخلاص در آن نباشد قافیه را باختی.

خب برگردم به اصل آیه. قرآن می‌فرماید: «قُلْ» اگر رسول الله، بگو خدا را دوست می‌دارید، از پیغمبر تبعیت کنید. پس محبت یعنی تبعیت تا خدا هم شما را دوست بدارد. خدا کسانی را دوست می‌دارد که از پیغمبر اطاعت می‌کنند، از پیغمبر تبعیت می‌کنند. «يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ»»[24] و اگر از پیغمبر تبعیت کردید، مزید بر اینکه خدا دوستتان می‌دارد گناهانتان را هم می‌بخشند. وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ[25] یکی از عوامل مغفرت پیروی از رسول الله است. آقایان، خانم‌ها! مغفرت فقط در شب‌های قدر نیست الهی العفو. بعضی‌ها رفتارشان مغفرت است. همین که جوری دارد زندگی می‌کند که پیغمبر راضی است، خدا راضی است، گناهان گذشته‌اش را می‌بخشند. خدا رحمت کند، امام می‌فرمودند میزان حال فعلی است. آقا می‌خواهی بفهمی خدا بخشیده تو را یا نه، ببین الان سر خط هستی یا نه. الان با خداجویانی؟ با پیغمبری؟ اگر هستی خدا می‌بخشد. الان اگر در مسیریم. لذا مرحوم امام می‌فرمودند الان هم ما روی صراطیم. قیامت می‌خواهید ببینید از صراط چگونه می‌گذرید، ببینید الان پایتان را کجا می‌گذارید؟ در کدام مجالس؟ در کدام محافل؟ درود خدا بر این ملت ولایت‌مدار، شب‌ها صحنه‌های عظیم و ارزشمندی را به نمایش می‌گذارند. من دیشب در یکی از موکب‌ها دیدم یک خانمی آمده بود بچه چند ماهه‌اش را آورده بود که گفت آقا هم یک اذانی در گوشش بگویید، هم این بچه را آوردیم برای تبرک. زن، مرد، پیر، جوان، از همه اقشار، پزشک، استاد دانشگاه، تاجر، کارگر، روحانی، نظامی، این‌ها همین حضور دلیلی است برای اینکه… بعضی‌ها می‌آمدند آقا دعامان کنید، گفتم همین حضورتان دعاست. همین که الان در مسجدید دلیل بر این است که پیروی دارید می‌کنید. میزان حال فعلی است. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» که ما در جمع خوبانیم. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» که خدا را فراموش نکردیم. همین که هستیم در مسیر، این نشانه این است که خدا گذشته ما را هم، لغزش‌ها و کوتاهی‌های ما را در بندگی و عبادت اصلاح می‌کند. «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»[25] خدا آمرزنده مهربان است. این آیه و چند نکته‌ای که عرض کردم. اما در تکمیل عرایضم یک سخن هم از حضرت فاطمه معصومه بگویم.

اما این را توجه داشته باشید حضرت فاطمه معصومه، از امام صادق، آقا امام رضا، آقا امام جواد، چند امام روایت داریم که کسی که به زیارتش مشرف شود «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»[26] بهشت بر او واجب است، بهشتی است. امام صادق در حدیثی که می‌گویند این حدیث زمانی از امام صادق شنیده شد که هنوز آقا موسی بن جعفر متولد نشده بود (پدر حضرت فاطمه معصومه) امام صادق فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ»[27] برای خداوند حرمی است و آن حرم مکه است، «وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ»[28]  برای پیغمبر حرمی است و آن حرم مدینه است، «وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ»[29]  برای امیرالمؤمنین حرمی است و آن حرم امیرالمؤمنین کوفه است، «وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ»[30] و برای ما اهل‌بیت حرمی است و آن حرم قم است. این حدیث را محدثین متواتر نقل کردند. بعد امام صادق اینجا یک حدیث مهم است، فرمودند: «سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ»[31] در این سرزمین از فرزندان من بانویی دفن می‌شود به نام فاطمه، «مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»[32] هر که به زیارت او برود بهشتی است. البته شرط هم دارد، این زیارت را خرابش نکنیم. گاهی اوقات در حرمیم، هنوز از حرم بیرون نیامدیم داریم غیبت می‌کنیم، هنوز از زیارت فارغ نشدیم با یک بداخلاقی خرابش می‌کنیم، با یک توهین، زیارت را حفظ نمی‌کنیم. اگر کسی برود و به زیارت مشرف شود، امام صادق فرمود بهشت بر او واجب است. از امام رضا همین روایت نقل شده است، از امام جواد همین روایت نقل شده است و یکی از نعمت‌های مهم ما مردم، مضجع شریف و پیکر مطهر این بانوی بزرگ است که در سرزمین قم دفن شده است.

من در بحث محبت یک روایت از حضرت فاطمه معصومه بخوانم. چون ایشان محدثه بود، احادیث از ایشان نقل شده به وفور. یکی از احادیث این است که حضرت فاطمه معصومه از عمه خودش فاطمه دختر امام صادق، از عمه خودش فاطمه دختر امام باقر، از عمه خودش فاطمه دختر امام سجاد، از عمه خودش فاطمه دختر سیدالشهدا، از عمه خودش زینب بنت فاطمه، از فاطمه زهرا، از رسول الله نقل می‌کند. این حدیث را می‌گویند حدیث فواطم. این هم یک نکته است‌ها، نوع ائمه که در خانه دختر داشتند، فاطمه نام داشتند. حالا یک آقایی آمده بود گفت خدا یک دختری بهمان داده، گفتم بگذار فاطمه. گفت فاطمه در فامیلمان داریم! گفتم آقا موسی بن جعفر چهار تا از دخترهایش نامشان فاطمه بود. تکراری است؟ تکراری است فاطمه؟ فاطمه معصومه عمه‌اش فاطمه بود، عمهِ عمه فاطمه بود، عمهِ عمهِ عمه فاطمه بود تا حضرت فاطمه زهرا. و لذا روایت داریم چند تا اسم در هر [خانه‌ای] باشد فقر نمی‌آید، یکی‌اش فاطمه است. حالا گاهی اوقات فاطمه می‌گذاریم یک اسم دیگری صدا می‌زنیم یا می‌گوییم فاتی! بابا زبانت نمی‌چرخد؟ لالی؟ بگو فاطمه. با احترام هم نام ببری.

یک آقایی آمد خدمت امام صادق، خدا یک دختر دیگر بهش داده بود، یک خرده ناراحت بود نسبت به مسائل معیشتی این دختر در آینده. آقا فرمودند بچه‌ها رزقشان به عهده خداست، سنگینی‌شان هم روی زمین است. پدرها نگویید ما خانواده را اداره می‌کنیم، خدا دارد اداره‌تان می‌کند. ولتان کنند باید اداره‌تان کنند! آن‌وقت می‌گویید ما بیست تا را اداره می‌کنیم، من انگشت‌هایم آچار فرانسه است. خیلی باد نشو طغیان نکن، رهایت کنند باید همه بسیج بشوند اداره‌ات کنند. پول دارید مال خداست، آبرو دارید مال خداست، کارایی دارید مال خداست. حاج خانم هنرمندی، لطف خداست. گاهی می‌خواهد بگوید ما داریم اداره می‌کنیم، ما برویم این‌ها سرشان را زمین می‌گذارند! این حرف‌ها یعنی چه؟ همان خدایی که تا به امشب اداره کرد آینده هم اداره می‌کند. حالا پدر و مادرها، شما هستید خدا رزق بچه‌هایتان را می‌دهد دست شما، رفتید خدا وارد می‌شود خودش اداره می‌کند. اتفاقاً آن‌هایی که خدا ورود پیدا می‌کند و اداره می‌کند، یک چیز عجیبی می‌شوند. پیغمبر زمانی که به دنیا می‌آید بابا ندارد، ۶ ساله مادر از دست می‌دهد، ۸ ساله پدربزرگ از دست می‌دهد، در کوچه‌های مکه هر که پیغمبر را می‌دید می‌گفت یتیم ابوطالب، یتیم عبدالمطلب.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

یتیمی که ناخوانده ابجد درست / کتبخانه هفت ملت بشست

 امام در آن روزهای آغازین ولادتش خوانین خمین پدر امام را به شهادت رساندند، امام ۷ ساله بود مادر هم از دست داد. یک آقازاده‌ای در ۷ سالگی نه پدر دارد نه مادر، شد بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی. این کار خداست. آیت‌الله العظمی گلپایگانی ۳ ساله مادر از دست داد، ۷ ساله پدر از دست داد شد فقیه اهل‌البیت. بعضی از بچه‌های ما بابا بالای سرش، مادر بالای سرش، کلاس خصوصی، تغذیه… چون می‌گویی «من»، خدا می‌گوید واگذارت می‌کنم به خودت ببینم چه کار می‌کنی. آقا بچه‌هایمان چیزی نشدند چون با خدا نیستیم، فکر می‌کنیم همه کاره ماییم. برایشان کم نگذاشتیم؟ خب کم نگذاشتید، معنویتت، ارتباطت، اتصال این‌ها با خدا؟

فاطمه معصومه سلام الله علیها شخصیتی است که زیارتش را می‌گویند «وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ»[33]. یک روایت، این روایت را من عرض کنم. حضرت فاطمه معصومه از عمه‌های خودش که فواطم‌اند تا حضرت فاطمه زهرا و رسول الله این روایت را می‌گویند که این روایت بشارتی است برای همه ما اما پرمسئولیت. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً»[34] کسی که بر محبت خاندان رسالت بمیرد شهید مرده است. ببینید شهادت یک مصداق اتم، شهید در جبهه است که آن آداب خاص هم دارد. شهید در جبهه و معرکه جنگ می‌گویند لباسش کفن اوست، خون بدنش غسل اوست، دیگر شهید را با همان هیئت به خاک می‌سپارند. اما شهیدی که در معرکه جنگ نیست، ثواب و اجر شهید دارد، باید غسل داده بشود. از مواردی که اجر شهید می‌دهند، این هم باز عدالت خداست. شاید شما بگویید آقا ما نشد برویم جبهه، جبهه رفتیم شهید نشدیم ما هم آرزوی شهادت داشتیم. آرزوی شهادت دارید؟ بسم الله، یکی از راه‌های اجر شهید بردن مداومت بر دوستی خاندان اهل‌البیت است که پیغمبر فرمود آقا دوستدار باش شهیدی، شهید زندگی کنی بروی اجر شهید به تو می‌دهند. می‌گویند آقا ثابت قدم باش بر ولایت و محبت اهل‌البیت، اگر کسی بمیرد و بر محبت آل پایدار باشد ثواب شهید را می‌برد. حالا این محبت و آن آیه «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ»[35] اگر کسی خدا را دوست می‌دارد باید از پیغمبر تبعیت کند که مرحوم امام می‌فرمودند محبت یعنی تبعیت. فاطمه زهرا را دوست می‌داری باید پیروی کنی. امیرالمؤمنین را دوست می‌داری در همه ابعاد زندگی‌ت از امیرالمؤمنین پیروی کن. به تابلو گرفتن و اسم و قاب گرفتن و به همین اندازه نباید بسنده کرد.

لذا این روایت را من در تکمیل عرایضم و یک جریان عرض کنم و تمام کنم. این را حالا شاید سال‌ها از من شنیدید. در سخنی پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود یا علی، جایگاه شما در اسلام مثل جایگاه سوره توحید در قرآن است. می‌دانید چرا؟ این را من روی منبر در همین مسجد هم گفتم‌ها و ببینم یادتان مانده یا نمانده؟ پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود یا علی، جایگاه شما در اسلام مثل جایگاه سوره توحید در قرآن است. ببینید، این‌ها را من بارها هم گفتم بنویسید، یادتان می‌رود. امیرالمؤمنین فرمود هرچه نوشتید می‌ماند، هرچه حفظ کردید یادتان می‌رود. گاهی اوقات انسان به جایی هم می‌رسد که اسم خودش هم فراموش می‌کند. نوشتید حُسن، یکی از حُسن‌هایش این است. آقایان، خانم‌ها! بعد ۱۲۰ سال که تشریف بردید این نوشتارتان دست هر کسی برسد بخواند و بداند و بفهمد، می‌شود صدقه جاریه برای شما. یکی از چیزهایی که ارتباط شما را با دنیا قطع نمی‌کند ولو که طرف رفته، «عِلْمٌ يُنْتَفَعُ بِهِ»[36] است، دانشی که از شما بماند و مردم استفاده کنند. بعضی‌ها فکر می‌کنند حتماً باید آقا علامه مجلسی باشند. خواهرم دو تا جمله، یک شعر، یک نکته اخلاقی بنویس در دفتر، تاریخ بزن شب سه‌شنبه فلان در مسجد این جمله این سخن را شنیدم. بعد ۱۲۰ سال که رفتید هر که این را بخواند برای شما می‌شود مزید بر ثواب. خدا رحمت کند آیت‌الله فلان را، ده‌ها دفترچه از ایشان باقی مانده بود که مطالبی را که می‌نوشتند، یادداشت، این‌ها همان عمده‌اش صدقه جاریه است. بله خود ایشان بلد بودند، حفظ بودند، می‌نوشتند برای آیندگانشان بشود درس. من یک وقت خدمتشان رسیدم گفتم آقا یک چیزی را شما سال ۱۳۳۰ شب عید غدیر در مجلسی رفتید، جریان مثلاً مال حدود تقریباً ۶۷، ۶۸ سال قبل، گفتم خاطرتان هست شب عید غدیر سال ۱۳۳۰ کجا بودید؟ گفتند نه. گفتم آقای فلانی را می‌شناختید؟ گفتند بله خدا رحمت کند. گفتم خانه او آن شب عید غدیر سال ۱۳۳۰ مجلس بود، یک گوینده‌ای دو بیت شعر خوانده بود شما این شعر را نوشته بودید. شعر را که خواندم گفتند حالا یادم آمد. خب بعضی از عزیزان هم می‌خواستند بگویند همین مطلب را، دیگر حالا ایشان زودتر اظهار نمودند. پیغمبر فرمود سوره توحید از ویژگی‌هایش این است که یک مرتبه اگر کسی خواند ثواب یک سوم قرآن، دو مرتبه ثواب دو سوم قرآن، سه مرتبه ثواب ختم قرآندارد.

از سفارش‌های پیغمبر هم به حضرت زهرا این بود که دخترم شب‌ها مخواب مگر اینکه یک ختم قرآن بخوانی. که وقتی حضرت زهرا عرض کرد پدر جان ختم قرآن قبل از خواب چگونه؟ پیغمبر فرمودند دخترم ۳ مرتبه سوره توحید را بخوان و بخواب. حالا طرف سرش در گوشی‌اش است تا خوابش ببرد، می‌گویی یک دور صلوات بفرست، می‌گوید حسش نیست! بنشین غیبت بکن موتورش روشن می‌شود! برای غیبت و در آن رفتن شارژ است. چهار تا ذکر می‌گویی، می‌گوید توفیق نداریم حسش نیست. گفتم واقعاً توفیق هم نداریم، این‌ها هم توفیق می‌خواهد. قبل از خوابتان ۳ مرتبه سوره توحید، نمی‌گویند سوره البقره. سوره توحید هم همه‌تان بلدید در نمازهایتان هم می‌خوانید. خب این ویژگی سوره توحید است. ارتباطش با امیرالمؤمنین؟ پیغمبر فرمود اگر کسی علی را با زبانش دوست بدارد یک سوم ایمانش کامل است، علی را با زبان و قلب دوست بدارد دو سوم ایمانش کامل است، علی را با زبان و قلب و در رفتار دوست بدارد، ایمانش کامل است. هنر در این سوم پایانی است. قطعاً همه ما این دو سوم اولیه را داریم؛ محبت زبانی، محبت درونی. اما عزیزان، هنر در محبت رفتاری است. زندگی‌مان را که می‌بینند، تربیتمان را که می‌بینند، درآمدهایمان را که می‌بینند بگویند این‌ها دوستان امیرالمؤمنین‌اند. محبت در رفتار! که پیغمبر فرمود یا علی اگر زمینیان مثل آسمانیان تو را دوست می‌داشتند خدا هیچ‌کس را با آتش عذاب نمی‌کرد. این هم حدیث از حضرت فاطمه معصومه که اگر این محبت آمد، شهید می‌شود انسان، یعنی اجر شهید دارد. حالا زنده است ولی «مَاتَ شَهِيداً»[37] بمیرد با ثواب شهادت رفته است.

یک خاطره‌ای هم از عنایات این کریمه اهل‌بیت محضرتان بگویم که قدر بدانید. آیت‌الله سید محمود مرعشی نجفی، پدر آیت‌الله العظمی سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، ایشان می‌گویند که من یک تقاضایی داشتم از محضر آقا امیرالمؤمنین. دلم می‌خواست که محضر آقام مشرف بشوم حالا در عالم رؤیا، مکاشفه. آقای سید محمود که از بزرگان علمای در عراق بوده، می‌گوید یک شب در عالم رؤیا محضر امیرالمؤمنین رسیدم و شرفیاب محضر ایشان شدم. خب به آقا عرض کردم که آقا قبر فاطمه زهرا کجاست؟ چون چند جا احتمال خاکسپاری است، هم در بیت، هم در روضه مطهره، هم در بقیع. خب گفتم آقا قبر حضرت زهرا کجاست؟ آقا فرمودند سید محمود، مگر نمی‌دانی فاطمه زهرا خودش وصیت کرد مخفیانه من را به خاک بسپار و به کسی هم جای قبر را بیان نکن؟ «وَ لَا تُعْلِمْ أَحَداً»[38] می‌گوید من گفتم آقا ما دلمان هوای کوی حضرت زهرا را دارد، می‌خواهیم برویم سر قبر مادر درد دل کنیم خود را آرام کنیم، این قبر کجاست؟ خب خیلی اصرار کردم به امیرالمؤمنین، آقا فرمودند سید محمود، هرگاه دلت هوای قبر فاطمه زهرا را کرد، برو قم زیارت قبر فاطمه معصومه. آنچه خدا از عظمت و بزرگی به فاطمه زهرا عنایت نموده، به فاطمه معصومه هم تفضل نموده، به فاطمه معصومه هم لطف کرده است. شما برو قم، هر وقت می‌خواهی ثواب زیارت فاطمه زهرا را به تو بدهند، زیارت حضرت فاطمه معصومه برو. آقا سید محمود می‌گوید من به فرزندم سید شهاب‌الدین گفتم بابا، ما دیگر در نجف ماندگار شدیم، شما برو قم زندگی کن. لذا آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی به توصیه پدر آمد قم. گفتند قم بمان و هر روز یک زیارت از طرف من در حرم نسبت به حضرت معصومه داشته باش. که آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی آمدند قم و قم ماندگار شدند. و سحرگاهان خدام حرم می‌گفتند نفر اول در حرم، حتی زمانی که برف سنگین آمده بود، آقای شهاب‌الدین مرعشی بود که می‌آمد، هم از طرف پدر هم خود ایشان محضر کریمه اهل‌بیت.

یک جریان هم خود آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی دارند که می‌گویند من وقتی آمدم قم یک خانه‌ای اجاره کرده بودیم. صاحبخانه یک خانمی بود، زن تقریباً تندخویی بود و سختگیر. مردم حواستان باشد به زیردست‌هایتان خیلی فشار نیاورید زور نگویید. امیرالمؤمنین فرمود به زیردست‌هایتان رحم کنید تا بالادست‌هایتان رحمتان کنند. همه‌تان بالادست دارید و همه‌تان زیردست دارید. به زیردست خیلی ظلم کردی، بالادست ظلمت می‌کند. «ارْحَمْ مَنْ دُونَكَ يَرْحَمْكَ مَنْ فَوْقَكَ»[39]. آیت‌الله سید شهاب‌الدین مرعشی یک خانه‌ای اجاره می‌کنند در قم. این خانم صاحبخانه خیلی زن تندخوی سخت‌گیری بوده. مثلاً گفته بوده لباس می‌خواهید بشویید در خانه نشویید ببرید کنار رودخانه. این در خانه اگر شستید چاه پر می‌شود. حالا دو تا سطل آب که چاه پر نمی‌شود. ایام سردی بوده یخبندان قم، خانواده ایشان یک دو تا ظرف آب گرم کرده بود که یک مقدار لباس‌ها را در خانه بشوید، در این یخبندان نمی‌شد بروند کنار رودخانه. خانم صاحبخانه می‌رسد و می‌بیند ایشان دارد لباس‌ها را در خانه می‌شوید در سطل. شروع می‌کند به تندی و جسارت و فحاشی کردن که بالاخره چرا داری لباس می‌شویی و عرض شود که ما گفتیم که ببرید کنار رودخانه. همان موقع آیت‌الله مرعشی از درس می‌آیند منزل. خانواده ایشان می‌گوید که آقا ببینید این خانم چه دارد به ما می‌گوید. خب ما را از دست این نجات بدهید برویم جای دیگری اجاره کنیم. بالاخره این وضعیت سخت است، این زن بددهن. آیت‌الله مرعشی می‌گوید خانم، خودت در این سرما می‌روی کنار رودخانه لباس بشویی؟ این می‌شود انصاف. انصاف یعنی آقا هرچه برای خودت می‌پسندی برای دیگران بپسند. خودت این غذا را می‌خوری؟ ضرر دارد چرا می‌دهی به یکی دیگر بخورد؟ آقا این مانده است، اگر مانده است که تو می‌ترسی بخوری چرا به دیگری می‌دهی؟ این لباس پاره است، اگر پاره است خجالت می‌کشی چرا به دیگری می‌دهی؟ این بی‌انصافی است. ایشان می‌گویند که خانم خودت حاضری در این سرمای یخبندان بروی کنار رودخانه لباس بشویی که به خانم ما می‌گویید؟ این زن بی‌ادب برمی‌گردد دو تا توهین هم به آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی می‌کند. جسارت می‌کند.

آیت‌الله سید شهاب‌الدین خیلی ناراحت می‌شود از این توهین و حرف گستاخانه این زن. سریع از منزل می‌آید بیرون، می‌رود مستقیم در حرم حضرت معصومه. با دل شکسته مقابل ضریح قرار می‌گیرد، می‌گوید بی‌بی، یا ما بد خادمی هستیم، ما را قبول ندارید، از ما راضی نیستید بگویید ول کنیم برویم دنبال کارمان، یا شما کاری ازتان برنمی‌آید بگویید تا ما برویم به کس دیگری متوسل بشویم. یا از ما راضی نیستید ما برویم یا شما کننده کار نیستید و توانایی‌اش را ندارید ما برویم در خانه کس دیگری را در بزنیم، سراغ کس دیگری برویم. این را با دل شکسته ایشان می‌گوید و برمی‌گردد می‌آید منزل. قبل از ظهر بوده، به خانمشان می‌گویند من یک خرده حالم خوب نیست می‌خواهم ساعتی بخوابم. گاهی اوقات دیدید بعضی‌ها از شدت ناراحتی به خواب پناه می‌برند، می‌گویند اعصابم خرد است فعلاً درازی بکشم. ایشان تا در اتاق می‌خوابد خواب می‌بیند. می‌بیند در صحن آستانه عرض شود که فرشتگان آمدند دارند آب و جارو می‌کنند. صحن را می‌شویند. ایشان سؤال می‌کند چه خبر است؟ می‌گویند کریمه اهل‌بیت فاطمه معصومه دارد می‌آید. یکدفعه از دور می‌بیند جمعی از بانوان دارند می‌آیند. آیت‌الله مرعشی در یک جریانی که این هم مفصل است در حرم امام حسین شب جمعه‌ای محضر امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهرا و ائمه رسیده بودند چهره حضرت زهرا در ذهنشان بوده سیمای حضرت زهرا. می‌گوید دیدم خانم‌ها که دارند می‌آیند آن خانمی را که گفتند فاطمه معصومه است، شبیه به حضرت زهراست. قیافه، قیافه همان حضرت فاطمه زهراست ولی گفتند فاطمه معصومه است. می‌گوید آمدند نزدیک، من سلام کردم. حضرت فاطمه معصومه فرمودند: سید شهاب! دیگر از ما کاری برنمی‌آید جای دیگر می‌خواهی بروی؟ تو کی از ما خانه خواستی که ما تو را صاحب‌خانه نکردیم؟ گاهی اوقات می‌گوییم می‌خواهیم ولی واقعاً نمی‌خواهیم. دلمان همه‌جا هست، یک جایش هم خداست و اهل‌البیت. امام صادق فرمود نشانه استجابت دعا این است که دلت از همه خالی بشود. امیدت را از همه ببری. متصل از خدا و اولیا بخواهی. ببین چه می‌کنند. این‌ها که می‌گویند دعایشان مستجاب شد، چون در آن لحظه دیگر دل به کسی نبسته. بی‌بی فرمودند حالا دیگر از ما کاری برنمی‌آید؟ حالا می‌خواهی جای دیگر بروی؟ خانه می‌خواهی صاحب خانه‌ات می‌کنیم.

آیت‌الله مرعشی می‌گوید از شدت خجالت از خواب بیدار شدم. بیدار شدم خیلی شرمنده شدم. سریع بلند شدم وضو گرفتم که بروم حرم عذرخواهی کنم. دیدم درِ خانه را در زدند. دیدم یک آقایی است یک چمدانی دستش است. گفت من از تبریز دارم می‌آیم، عموی شما بچه‌دار نمی‌شد. نذر کرده بود که خدایا اگر یک پسر به من دادی من برای یکی از سربازهای امام زمان یک خانه در قم می‌خرم. خدا بهش پسر داد. پول خرید یک خانه را داده به من. گفته شنیدم پسر برادرم سید شهاب‌الدین مرعشی خانه ندارد. این پول را بروید بهش بدهید خانه بخرد. پول زیادی هم بوده. آیت‌الله مرعشی پول را می‌گذارد در اتاق می‌رود در حرم. می‌گوید بی‌بی ما را ببخشید ما درست صدا نمی‌زنیم، ما نمی‌خواهیم، شما خاندان کرمی.

گفت پیغمبر که هر کس زد دری / عاقبت زان در برون آید سری

گر تو بنشینی سر کوی کسی / عاقبت بینی تو هم روی کسی

عزیزمان به فیض می‌رسانند و چند شعر بفرمایند ان‌شاءالله استفاده می‌کنیم. تقدیم به ساحت مقدسه کریمه اهل‌البیت حضرت فاطمه معصومه صلوات غرا ختم کنید.

 

[1] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[2] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[3] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[4] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[5] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[6] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[7] وسائل الشيعة، حر عاملی، ج ۲۷، ص ۳۳

[8] سوره مائده، آیه ۵۱

[9] سوره مائده، آیه ۵۱

[10] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[11] الكافي، کلینی، ج ۲، ص ۱۶۴

[12] نهج البلاغه خطبه 193

[13] نهج البلاغه خطبه 193

[14] نهج البلاغه خطبه 193

[15] نهج البلاغه خطبه 193

[16] نهج البلاغه خطبه 193

[17] نهج البلاغه خطبه 193

[18] نهج البلاغه خطبه 193

[19] مرآة العقول، علامه مجلسی، ج ۸، ص ۱۴۶

[20] سوره طه، آیات ۱ و ۲

[21] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۸۴

[22] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۸۴

[23] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۱۳، ص ۴۳۱

[24] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[25] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[26] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۸، ص ۳۱۷

[27] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۷، ص ۲۱۶

[28] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۷، ص ۲۱۶

[29] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۷، ص ۲۱۶

[30] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۷، ص ۲۱۶

[31] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۷، ص ۲۱۶

[32] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۷، ص ۲۱۶

[33] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۸، ص ۳۱۷

[34] بشارة المصطفی، طبری آملی، ص ۱۹۷

[35] سوره آل عمران، آیه ۳۱

[36] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۲، ص ۲۲

[37] بشارة المصطفی، طبری آملی، ص ۱۹۷

[38] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۲۰۶

[39] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۷۱، ص ۳۸۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب اخیر

شرط تکامل جامعه
وحدت اسلامی / 4 شهریور 1405
نگرانی ارزشمند