استاد حدائق روز سهشنبه 5 اسفندماه 1404 مصادف با ششمین روز از ماه مبارک رمضان در مسجد الرسول(ص) شیراز به بیان سلسله مباحث “آیات مهدویت در قرآن” پرداختند.
آیات مهدویت در قرآن / 5 اسفند 1404
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله الحکیم فی کتابه الکریم «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»[1]
صدق الله العلی العظیم
در دو سه روز گذشته بحث پیرامون آیه سوم از سوره مبارکه البقره و یکی از معانی غیب در روایات و معرفت بهتر و آشنایی بیشتر با امام قائم است. معانی را ائمه بیان کردند، یکی از آن معانی امام زمان شناسی است. بالاخره امام اسوه و الگوست، کسی که الگو را شناخت راه را گم نمیکند. روایتی را هم از امیرالمومنین روایت کردیم که فرمود در مسیر ما بیایید، از ما سبقت نگیرید و از ما عقب نیفتید که هلاک میشوید. نه تندروی و نه کندروی، همسویی و همراهی با اهلبیت. خب متاسفانه آسییبش را هم امروز داریم میبینیم، آشنا نشدن با الگوها و رهبران دینی و نشناختن اینها تاثیرش را در خانوادهها و جامعه مشاهده میکنید. کراراً عزیزانی مراجعه میکنند و نگران حال فرزندانشان هستند. خواهر محترمهای آمده بود از فرزندان خودش نگران و ناراحت بود. دیروز عزیزی آمده بود میگفت من خودم اعتقاد به خمس دارم اما بچههایم اگرچه نماز میخوانند و واجبات را انجام میدهند ولی بیاعتقاد به خمسند. من از طرف آنها میخواهم خمسشان را بپردازم. این وضعیتی که باورهای مردم کمی تقلیل یافته، شاید گاهی بگویند متدینین و روحانیت و مسئولین خوب کار نکردند. ما نگاهمان نباید روحانیت و مسئولین باشد، الگو پیغمبر است الگو ائمه هستند، ما مشکلمان در الگوشناسی است، اینکه وامیدهیم، میبازیم الگو را نشناختیم، الگو را شناختید همه را محک میزنید با اهلبیت. همانکه امیرالمومنین فرمود، همه را میسنجید با اهلبیت. بله وقتی فرزند یک نفر را کرد الگو، پدر را کرد الگو، مادر را کرد الگو، یک ناکاستیهایی و ناکارآمدیهایی را میبیند زده میشود. میگوید من از زده شدم چون فلانی اینجوری رفتار کرد، لذا ضرورت امام زمان شناسی در عصر غیبت یک مسئله بسیار بسیار مهمی است. ویژگیهایی را ما در آشنایی و تکلیف با دوران غیبت و اینکه امام زمان را بشناسیم خدمت عزیزان در گذشته عرض کردم، چند مورد را هم امروز عرض میکنم. از مسئولیتهایی که ما مردم در دوران غیبت داریم تولی و تبری است. یعنی دوستی با کسانی که با امام زمان دوستند و دشمنی با کسانی که با امام زمان دشمن هستند. اینکه نمیشود کوسه و ریش پهن، شترمرغی کار کنیم! برای امام زمان سینه بزنیم، ارادت بورزیم، با دشمنان امام زمان همکاسه شویم، این میشود منطق کوفیها. فرزدق به امام حسین عرض کرد که آقا این مردم کوفه قلبشان با شماست و شمشیرهایشان با بنیامیه است. زیر پرچم امام حسین سینه بزنیم و پای سفره یزیدیان غذا بخوریم، این نیست آنچه که باید باشد.
خب در تولی و تبری یکی دو نکته من عرض کنم و یک روایت را از فرمایشات امام هفتم یادداشت کردم محضر عزیزان ذکر کنم. اولا تبری بر تولی مقدم است، یعنی برائت جستن از ولایتپذیری مهمتر است، تا برائت نجویید ولایتتان ولایت نیست، ارادتتان ارادت نیست. لذا در قرآن هم داریم وقتی اوصاف یاران رسول الله بیان میشود، طلیعه آیه این است «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ»[2] آنهایی که با پیغمبرند اول با کفار شدیدند و با مومنین رحیم هستند. یعنی مومن واقعی همراه حقیقی پیغمبر، نباید آب را در آسیاب پیغمبر بریزد. آن کسی که امروز میگوید من آمریکا و اسرائیل را محل بحث نمیدانم، ولو بگوید امام زمان را هم دوست میدارم، دعای توسلش هم ترک نشود، زیارت جامعهاش را فراموش نکند، این ارادتش ارادت نیست. تبری بر تولی باید مقدم باشد. ما اظهار ارادت میکنیم به اهلبیت و اولیای الهی و پیامبر، ولی قرآن میفرماید «أشِداء» شدید باشید با کفار و رحیم باشید با مومنین. این آیه شریفه نسبت به شأن همراهان پیغمبر است. در آیت الکرسی هم میخوانید، خداوند میفرماید شرط تمسک به عروة الوثقی اول کفر به طاغوت است و بعد ایمان به خداست. میخواهید به عروة الوثقی تمسک پیدا کنید «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ»[3] نمیشود من بگویم با دشمنان خدا کاری ندارم ولی بنده خدا هستم، این قابل جمع نیست. تمسک به عروة الوثقی رقم نمیخورد. اول باید کفر به طاغوت و برائت از مخالفین خدا صورت گیرد و بعدا تولی دوستان خدا و ایمان به پروردگار. این شما را میرساند به عروة الوثقی و مستمسک عروة الوثقی میشوید. بعد هم در ادعیه و زیارات، حتی در خود زیارت عاشورا شما صد لعن را بر صد سلام مقدم میکنید. اول صد لعن میکنید بعد صد سلام میکنید، این پیام دارد و نکته است.
اشاره هم کردیم دیروز، امروز هم یادآوری کنم، عزیزانی که به مجموعه مهدویت علاقمند هستند، دوستان ما از بنیاد فرهنگی مهدی موعود بیرون مجلس هستند، و در قسمت خواهران هم حضور دارند، این پولها را با خودتان نمیبرید، شانس بیاورید یک دست کفنی ببرید. آقا امیرالمومنین در سخنی میفرماید مافوق آنچه مصرف میکنید سهم دیگران است! الان چی دارید استفاده میکنید، این سهمتان است، چی دارید؟ اینها مال دیگران است. هر چه را استفاده کردید مال خودتان است، هر چه را گذاشتید مال بازماندگان است، حالا بازماندگان وراث هستند یا دیگران هستند…، گاهی اوقات به وصیت عمل نمیکنند. وصیت را تغییر میدهند، آمده مسئله میپرسد میگوید آقا ما نمیخواهیم اینجوری عمل کنیم، گفتم قیامت پدرتان جلوتان را میگیرد، کار امروز دست شماست، قیامت این پدر جلوتان را خواهد گرفت که چرا به وصیت عمل نکردید، و یکجوری هم عمل کنیم که خودمان کارهایمان را انجام دهیم، خیلی دل به بازماندگان نبندیم که بازماندگان برایمان قدمی بردارند. خب عزیزان این تبری در همهی موارد میبینیم بر تولی مقدم است، اگر کسی از شیطان فاصله گرفت «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» اول استعاذه بطلبید بعد وارد عبادت شوید تا بتوانید بهره ببرید.
من یک روایت را اینجا از فرمایشات امام هفتم در کتاب شریف مکیال المکارم نقل کنم، یونس بن عبدالرحمن آمد خدمت امام هفتم، حضرت فرمودند «طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبلنا»[4] خوشا بحال شیعیان ما و درود بر شیعیان ما که به ریسمان و حبل ما متمسک هستند، در مسیر ما هستند «فی غیبة قائمنا»[5] در غیبت امام زمان اینها متمسک به حبل ما هستند «و الثابتین علی موالاتنا»[6] اینها در عصر غیبت بر ولایت ما ثابتند و رنگ نمیبازند و عوض نمیشوند، «و البرائة من اعدائنا»[7] از دشمنان ما برائت دارند، اینها با دشمنان ما مخالفت دارند. حالا ما خودمان را بخواهیم بسنجیم، خداوکیلی ببینیم چقدر با دشمنان اهلبیت ما برائت داریم، تنفر داریم، انزجار داریم. البته بعضیها خارج زندگی میکنند و از باب ضرورت شاید شرائطشان نیست که بیایند، یا تحصیل است یا مشکلات است، ولی کلی مسئله را بگویم من. امام رضا میفرماید انسان مومن ذلت با خدا بودن را از عزت با دشمنان خدا بودن ترجیح میدهد. یعنی یک جایی باشی با خدا باشی در سختی، و جای دیگری باشی در رفاه و آسایش ولی کنار دشمنان دین، دشمنان خدا «الذُل من الله احبُّ الیه مِن العز مع عدوِّه» این نگاه مومن و انسان خردمند است. انسان عاقل اینگونه است که سختیهای در کنار مومنین را بجان میخرد بر آسایش و رفاه در کنار دشمنان دین و دشمنان خدا. خب در این حدیث امام هفتم میفرماید خوشابحال شیعیان ما که «و البرائة من اعدائنا»[8] از دشمنان ما برائت دارند و فاصله میگیرند «اولئک منَّا و نحن منهم»[9] آنها از ما هستند و ما هم از آنها هستیم. بعد حضرت میفرماید «فترضَوا بنا أئمة»[10] اینها راضی شدند که ما امامشان باشیم، سختیها را به جان خریدند در عصر غیبت، مشکلات را تحمل کردند، به امامت ما راضی شدند «و رضینا بهم شیعة»[11] ما هم راضی شدیم که اینها شیعه ما باشند. آنها ما را به امامت رضایت دادند و ما هم آنها را به شیعه بودن پذیرفتیم «فطوبی لهم ثمَّ طوبی لهم»[12] خوشابحال اینها، خوشابحال اینها. «هُم والله مَعَنا فی درجاتنا یوم القیامة»[13] چقدر این حدیث اوج دارد! امام قسم جلاله میخورد، شیعیان ما به خدا قسم قیامت در درجه ما هستند، یعنی با ما هستند، در تراز ما خدا اینها را قرار میدهد، کدام شیعه! شیعهای که تولی دارد، نه آن شیعهای که دعای ندبه میخواند و در جایی که به امام زمان دری وری میگویند میخندد طوری که دندان آسیابش پیدا میشود، میگوید ول کن، جای دیگر هم نقل میکند. این شیعه نیست.
مجله حوزه در سال 1364 مصاحبهای با آیت الله العظمی اراکی کرده بود، آیت الله اراکی فرموده بود آقا شیخ عبدالکریم حائری نمرد مگر بخاطر کشف حجاب. اصلا شیعه باید اینطوری باشد، شیعه نمیتواند مخالفت با خدا را ببیند، مبارزه با امام زمانش را ببیند، اگر جایی توهینی به امام زمان شینیدی حالت عوض نشد استغفار کن، اگر یک جایی توهینی به ارزشهای دینی شنیدیم و عین خیالمان نبود، از این بیخیالی استغفار کنیم، امیرالمومنین میفرماید انسانهای باتقوا «قلوبُهم محزونه» قلب اندوهگین دارند، یک معنای قلب اندوهگین این است که وقتی جایی مبارزه یا مخالفتی با دین یا ارزشهای دینی میبیند اندوهگین میشود و متاثر میشود. خودش مخالفت نمیکند ولی وقتی میبیند اطرافیان او دارند به ارزشهای دینی توهین میکنند بهم میریزد، این دلیل بر سلامت انسانهاست. مرحوم شیخ عبدالکریم حائری را آیت الله اراکی میفرمایند فقط بخاطر کشف حجاب مرد، کشف حجاب رضاخانی آمد روی کار، بیحجابی در جامعه باب شد، مرحوم حاج شیخ روزها میرفت حوزه، درس، نماز و حرم، میآمد در این رفت و آمدها قهراً زنهای بیحجاب را هم میدید. آیت الله اراکی میفرمود استاد ما روز به روز ذوب شد ذوب شد ذوب شد تا دق کرد و مرد. گفت همه شاگردان باورشان این بود که بخاطر کشف حجاب بود. من کلی عرض میکنم، اگر کسی نافرمانی خداوند را ببیند و عین خیالش نباشد و استغفار نکند، یک مقداری باید در تعادل دل خودش تردید کند، حالش حال خوبی نیست. ما وقتی خطا را نافرمانی را گناه را میبینیم! اینکه میگویند مومن در دوره آخرالزمان «کشاط المأبوره» مثل گوسفند سوزن خورده است، یعنی هی ذوب میشود تا جمع میشود، یعنی این وضعیت اجتماعی و فرهنگی زمان غیبت روی او اثر میگذارد. خب در این حدیث آقا موسیبن جعفر میفرماید شیعیان ما تولی و تبری دارند، و اینها با این وضعیت و با این شرایط در قیامت با ما در درجه ما هستند، این هم از اوصاف دیگر شیعیان «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»[14] نسبت به امام زمان باید تولی و تبری را رعایت کرد. اگر به حضرت عرض میکنیم آقا خودمان و همه چیزمان در خدمت شما است، در دعای عهد در زیارتهایی که میخوانیم، در رفتارمان هم نشان بدهیم. گاهی اوقات طرف را میبینی هفتاد سال از عمرش گذشته ولی خمس نمیدهد. امام زمان مجری احکام الهی است. زکات نمیدهد!
من عرض کردم سال گذشته بود در مسجد شجره ما در لباس احرام نشسته بودیم، دیدم یک آقایی آمد بین شصت هفتاد سال، آمد گفت شما روحانی هستید، گفتم بله. گفت من تا حالا خمس نمیدادم الان هم میخواهم محرِم شوم، میگویند الان که احرام بستی کارت سخت میشود. گفتم شما کجا زندگی میکردی؟ گفت من اهل تهرانم تاجر هستم. گفتم با چه کسی آمدی حج؟ گفت با کاروان، گفتم کاروان روحانی داشت؟ گفت بله. گفتم روحانی شما مسائل شرعیتان را نگفت؟ گفت من وقت نمیکردم در جلسات شرکت کنم. یک جمله در پرانتز به شما بگویم این را خوب بشنوید، زیادی بشنوید. یک کسی آمد به رسول الله عرض کرد یا رسول الله میخواهم خدا به من رحم کند چه کنم؟ پیغمبر فرمود به خودت رحم کن، مردم به خودتان رحم کنید فکر خودتان باشید، این را قرآن میگوید «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا»[15] اول فکر خودتان باشید بعد خانواده، گاهی اوقات وقت نمیگذاریم جایی که باید وقت بگذاریم، کار نمیکنیم جایی که باید کار کنیم. گفت من جلسات را نمیرفتم الان یکی گفت اگر محرمِ بشی اصلا حجت و احرامت اشکال دارد! گفتم الان یاد خمس باید بیفتی! اگر تو حج نمیآمدی و با همین وضع از دنیا میرفتی با این وضعیت محضر خدا میرفتی! گفت حالا حاج آقا حساب کنید. گفتم من اموال و دارائیهایت و سرمایهات که الان نمیشود، من حجت را حساب میکنم دستگردان میکنیم، اموالت را رسیدی مکه برو دفتر مرجعت کارهایت را حل کن. یک مقدار پول از این بگیر یک مقدار ریال از آن بگیر، پولی جور کرد و آمد دست به دست کرد، دیدم رفت دو تای دیگر را با خودش آورد. این مسلمانی است! این دینداری است! گاهی اوقات به تمسخر میگیریم که کجا گفتند، کی گفته! عزیزان این پایداری و استفامت در ارزشهای دینی و باورهای دینی است. ما که میگوییم با امام زمان هستیم باید پیرو باشیم در تمام ابعاد زندگیمان تبعیت کنیم.
در ادامه نکاتی که قبلا گفتیم از ویژگیهای دیگر در منتظران امام زمان استقامت و پایداری است. بله دوران غیبت دوران سختی است، دوران پرتلاطمی است، لذاست که میگویند اگر خوب کار کردید اجر هزار شهید مثل شهدای بدر و احد را به شما میدهند. یک کسی گفت در باغ شهادت بسته است، گفتم از این خبرها نیست، در باغ شهادت باز است، گفتم تو خوب زندگی کن آدم زندگی بکن، امام زمانت از تو راضی باشد، اجر هزار شهید، نه هر شهیدی بلکه شهدای بدر و احد! شهدایی که در رکاب پیغمبر به شهادت رسیدند، هزار شهید بدر و احد را یکجا ثوابش را میدهند به منتظران امام زمان در عصر غیبت، لذا خیلیها الان هم دارند شهید زندگی میکنند، شهیدگونه دارند زندگی میکنند. من روایتش را از امام زین العابدین بخوانم. آقا زین العابدین میفرماید «من ثبت علی موالاتنا فی غیبة قائمنا»[16] اگر کسی بر ولایت ما در دوران غیبت قائم ما ثابت بماند یعنی عوض نشود، «أعطاه الله اجر ألف شهید مثل شهداء بدرٍ و احد»[17] خدا پاداش هزار شهید مثل شهدای بدر و احد را به او میدهد. معلوم میشود کار هم خیلی مهم و پرزحمت است که پاداش هزار شهید را میدهند. در روایت داریم یک روز رسول خدا نشسته بودند، پیغمبر فرمود چقدر مشتاقم برادران خودم را ببینم «أین اخوانی» اصحاب گفتند یا رسول الله مگر ما برادران شما نیستیم؟ پیغمبر فرمود شما یاران من هستید اصحاب من هستید برادران من کسانی هستند که در دوران غیبت حجت خدا ظاهرا در بین آنها نیست و در پرده غیبت است، تنها عامل هدایت، سیاهی بر روی کاغذ که حکایت از قرآن دارد، یک قرآن در دسترس آنهاست، آنها در آن دوران سخت ایمان خودشان را نمیبازند و رنگ عوض نمیکنند. پیغمبر میفرمایند آنها به من نزدیکتر از شما به من هستید. یعنی خوب زندگی کردی به پیغمبر نزدیکتر از اصحاب هستی، از اصحاب هم نزدیکتر میشوی. خب این هم از وظائف دیگر منتظران و ویژگی منتظران است، استقامت و پایداری که ما در هر حالی که هستیم در هر وضعی که هستیم در هر جمعی که هستیم، اعتقادات خودمان را، ارزشهای خودمان را عوض نکنیم رنگ عوض نکنیم. شما سردار سلیمانی را ببینید، آیا همینطوری و بیحساب است؟ یکی از بینظیرترین تشییع جنازههای معاصر برای ایشان اتفاق افتاد. میلیونها انسان زیر تابوت ایشان را گرفتند، نجف کاظمین کربلا سامرا مشهد قم تهران و کرمان. من چند جا عرض کردم بعضیها در شیراز از دنیا میروند و پیکرشان را در شاهچراغ نمیبرند یک طواف بدهند، در حرم سید علاء الدین حسین نمیبرند میگویند وقت نداریم. از خانه به بیمارستان و قبرستان! زیاد دیدید، به ندرت دیدید که کسی را حرم ببرند و او را طوافی بدهند و در حرم مطهر او را حاضر کنند، اما سلیمانی تو چه کردی! خدا ذرة المثقالها را میبیند، یک گوشه از کار سردار سلیمانی را بگویم: دیدار دارد با پوتین رهبر شوروی، روسیه فعلی. دقائقی مانده بود به دیدار که وقت نماز شد. میگویند گوشهی سرسرای کاخ کرملین ایستاد و نماز ظهرش را اول وقت خواند. ما بعضیهایمان با یک مسئول عادی دیدار داریم نماز یادمان میرود. سلیمانی برای ما اینگونه هستی، دلها را متوجه تو میکنیم، قلوب را متوجه تو میکنیم. این استقامت و پایداری در ارزشهای دینی است. این فداکاری و پایداری در بندگی خدا در انجام وظائف است، خدا این عزت و آبرو را میدهد که میلیونها انسان زیر تابوت او با اشتیاق حاضر میشوند و با شوق. یکی از همرزمان سردار سلیمانی را در شب میلاد امام باقر سال گذشته مسجد امام محمد باقر بالای دروازه قرآن دیدم، او جانباز هم بود و یک پایش در ایام جنگ جدا شده بود و پا را در راه خدا داده بود. گفت آقای حدائق یک چیزی بگویم که خودم از سردار سلیمانی دیدم، خداوکیلی اینجوری بودید و خدا جواب نداد! خرج کردید که خرجتان نکردند، قدم برداشتید که هدایت نشدید! قرآن میفرماید «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»[18] گفت سردار سلیمانی آمده بود کرمان، یک وقت خبر دادند که یک گروهی از قاچاقچیها میخواهند از استان کرمان مواد مخدر رد کنند. گفت ایشان هماهنگ کرد با اینکه مسئولیت ایشان چیز دیگری بود، مسئولیت ایشان بیرون مرزها و سپاه قدس بود. حالا گاهی ما میگوییم شهرداریم کار به کارهای دیگر نداریم، بنده مدیر کل فلان اداره هستم کار فلانی به من ربطی ندارد. مردم از اعتبارها عنوانها موقعیتهایتان تا ازتان کار میآید استفاده کنید، تا میتوانید برای خدا بهره ببرید. گفت ایشان آمده بود، گفتند قاچاقچیها میخواهند مواد مخدر رد کنند، گفت ایشان هلیکوپتری را هماهنگ کرد به من هم گفت شما هم بیا دو سه نفر دیگر را هم گفت بیایند، از صبح استان کرمان را رصد میکردند تا این گروه قاچاقچی را بشناسند و رصد کنند. گفت یکدفعه دیدم سردار سلیمانی به خلبان دو سه بار با تاکید گفت هلیکوپتر را بنشان زمین. گفت ما فکر کردیم ایشان چیزی دیده، گفت خلبان هم هلیکوپتر را در قسمتی از صحرا نشاند، تا در را باز کرد دیدیدم ایشان خارج شد و مهرش را از جیبش درآورد گذاشت زمین و شروع کرد به نماز. وقت نماز است، به کارهایتان گفتید وقت نماز است و خدا جواب نداد!
چند سال قبل یک آقای سنی در بازار وکیل من را خجالت زده کرد، روز هشتم محرم بود، از منبر آمدم پایین، یک آقایی دنبال من آمد پایین، گفت من پای منبرتان بودم و حرفهایتان را شنیدم، شما از نماز اول وقت صحبت کردید و از نماز اول وقت حسینبن علی در کربلا گفتید، گفت این بازار شیعیان است؟ گفتم بله، چهل و پنج دقیقه مانده بود به اذان ظهر، گفت شما بمانید تا اذان ظهر ببینید مسجد چگونه است بازار چگونه است! مسجد کنار بازار بود. گفت مگر اینها شیعیان امام حسین نیستند، مگر اینها دم از امام حسین نمیزنند، شما وقت نماز که میشود بازارهایتان را ببینید و مساجدتان را هم ببینید، جلساتتان را ببینید و نمازخانههایتان را هم ببینید. این اهتمام تحلیل رفته. اینکه من میگویم امام زمان را شناختم، یک جهتش استقامت در باورهای دینی در واجبات ماست که این را باید دقت بیشتر و عمیقتر کرد. من حرفی نداشتم بزنم چه بگویم، راست هم میگفت، گفت چهل و پنج دقیقه دیگر همینهایی که پای منبر شما هستند و مغازهداران در مغازهها را نمیبندند بیایند نماز. بعد میگوییم پولها خیر و برکت ندارد، خیر نمیبینیم، پول داریم ولی خوش نیستیم! باید برگردیم به حدیث پیامبر که فرمودند در امر نماز اگر مصامحه کردید برکت از اموالتان میرود، برکت از عمرتان میرود، نورانیت از چهرهتان میرود، دعایتان مستجاب نمیشود، شما را در دعای خوبان شریک نمیکنند و از اسلام بهرهای نمیبرید. اینها آثار بیتوجهی به امر نماز است.
از ویژگیهای دیگر منتظر امام زمان اخلاص است. منتظران امام زمان باید با اخلاص باشند، اخلاص را من تعریفی کنم، شیطان گفت فقط حریف مخلِصین نیستم «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»[19]گفت خدایا همه را میفریبیم فقط بندههای مخلَصت را حریف نیستم، این حریف بزرگی است، در بین اجمعین انبیا اولیا و صلَحا مصلحین هستند، تبصره زد و گفت جز بندگان مخلَص. حالا این اخلاص چیست؟ امام صادق میفرماید «الاخلاص تنزیه العمل ان لایکون لغیرالله فیه نصیب» اخلاص یعنی کارهایتان را یک جوری پالایش کنید و پاک کنید که غیر خدا در کار شما کسی نقشی نداشته باشد. صدقه میدهی برای خدا بده. درس میدهی برای خدا بده، مسجد میآیی برای خدا بیا، تبلیغ میکنی برای خدا انجام بده. اصلا کارهایت رنگ خدایی بگیرد، برای خدا کار بکنیم، این را میگویند اخلاص، شیطان میگوید اینها را حریف نیستم. منتظران امام زمان باید با اخلاص باشند، چون اگر با اخلاص شدند دیگر شیطان حریف نیست، شیطان نمیتواند اینها را در فراز و فرودهای زندگی منحرف و گمراه کند. یک جملهی دیگری از امام صادق علیهالسلام بگویم «لایصیر العبد خالصا لله عز و جل حتی یصیر المدح و الذم عنده سواه»[20] به مقام اخلاص نمیرسد مگر کسی که فحش و تحریف نزدش یکی باشد. یعنی اگر در مسیر بندگی در مسیر زندگی، در حقیقتی که دارید طی میکنید، چه تعریفتان کنند و چه دشنامتان بدهند، یکسان برایتان شد، شما انسان بااخلاص هستید.
یک وقتی این را از مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانیهایشان شنیدم، فرمودند در دوران ریاست جمهوری ما آمدیم در جماران جلسهای بود، امام آمدند روی آن بالکن در محل استقرارشانب بود، مردم هم قیام کردند و گفتند «روح منی خمینی بت شکنی خمینی» امام داشتند به عواطف مردم توجه میکردند و دستشان را به عنوان اظهار محبت به مردم میچرخاندند، یک لحظه ایشان رو میکنند به مقام معظم رهبری و میگویند آقای خامنهای اگر تمام این مردمی که یکپارچه دارند بنفع من شعار میدهند، برعلیه من شعار دهند، نه این شعارشان در من اثر ایجاد میکند و نه آن بر علیه من حرف زدنشان! حاج آقا کارتان را اگر خدا بپسندد ولی شیراز نپسندد، امتی نپسندند، ناراحت نباش خدا با توست، اخلاص یعنی این. کارت خداپسندانه است، حالا خانواده و فامیل نپسندند، دوستان شما رفتار شما را نپسندند ولی خدا تایید کند، نگران نباش. امام صادق فرمود «لایصیر العبد خالصا لله عزوجل حتی یصیر المدح و الذم عنده سواه»[21] تعریف و دشنام نزد شما یکسان شود. چه تعریفتان کنند و چه دشنامتان دهند، هیچ اثری نداشته باشد. نه با آن زنده بادها رشد کنید و نه با آن مرده بادها افت کنید. بالاخره یک جایی تعارف میکنند یک جایی تشویق میکنند یک جایی ناسزا میگویند این برای همه شماها هم شاید پیش بیاید و اتفاق بیفتد. به اولیای الهی این توهینها را میکردند این تهمتها را میزدند و این ناسزاها را میگفتند، ولی آنها با ثبات ایستاده بودند. در خانه اگر کس است یک حرف بس است. بعد آقا میفرماید «حتی یصیر المدح و الذم عنده سواه» تعریف و دشنام باید نزدتان یکی شود. این روایت را هم من از امیرالمومنین عرض کنم و تمام کنم بحث یاران امام زمان را. حضرت فرمود «و الذی بعثَ محمداً»[22] ما بندرت داریم ائمه در روایات با قسم حرف زده باشند. این میرساند که موضوع خیلی مهم است که امام با قسم آغاز میکند. طلیعه این راویت امیرالمومنین با سوگند آغاز میکند: سوگند به آن خدایی که پیغمبر را به نبوت برگزید، این بخاطر آرام کردن خاطر مخاطب و مطمئن کردن بیشتر مخاطب در پذیرش مطلب است «و اصطفاهُ علی جمیع البریة»[23] به آن خدایی که پیغمبر را بر تمام انسانها برگزید حضرت فرمود «ولکن بعدُ غیبة و حیرة»[24] آینده یک غیبتی است و یک حیرتی، دورانی پیش روی ماست که دوران غیبت است و ما در آن دوران قرار داریم. حضرت فرمود «فلایثبُت فیها علی دینه»[25] تنها ثابت قدمهای در دین چه کسانی هستند؟ «الا المخلِصون المباشرون لروح الیقین»[26] انسانهای بااخلاصی که روح الیقین در وجود اینها مباشرت پیدا کرده، یعنی یقین در ضمیر اینها وارد شده «أخذ الله عزوجل میثاقهم بولایتنا»[27] خدا میثاق اینها را نسبت به ولایت اخذ کرده، پایبند هستند به ولایت ما اهلبیت، «و کتب فی قلوبهم الایمان»[28] خداوند در قلب اینها ایمان را ثبت کرده «و ایِّدهم بروحٍ منه»[29] خداوند اینها را به روح الهی تایید نموده چون اینها بااخلاصند. یعنی در همین شرایط تلخ و سخت و فراز و فرودها، اینها با رعایت اخلاص، ضمائر وجود اینها سرتاسر برگرفته از عبادت است.
من اخلاص در نماز را بگویم و خلاص. امیرالمومنین میفرماید نمازهای ما سه شکل دارد، حضرت میفرماید «انَّ قوماً عبدوا الله رغبةً»[30] بخشی از مردم در عبادتها دنبال پاداش و مزدند. میگویند آقا هر کسی این ذکر را بگوید در بهشت فلان قدر امتیاز دارد، دنبال امتیاز است. آقا اینکار را بکنند این مقامات گیرش میآید! یکسری از عبادتها برای رسیدن به مزد و پاداش و رغبت است. امیرالمومنین میفرماید «فتلک عبادة التجار»[31] این عبادت عبادت تجار است. اهل تجارت معمولا در معاملاتی وارد میشوند که منفعت داشته باشد. اشکالی ندارد خدا این عبادت را قبول میکند، اگر کسی گفت من خدا را برای رفتن به بهشت میپرستم، خدا این عبادت را میپذیرد، اما جایی که در بهشت او را قرار میدهند با جای گروه سومی که خدا نام میبرد خیلی متفاوت است. درجات خیلی فرق میکند. این قسم اول که بعضیها برای بهشت خدا را عبادت میکنند.
دوم: «و انَّ قوماً عبدوا الله رهبة»[32] بعضیها خدا را از ترس دوزخ یا جهنم یا عذاب میپرستند «فتلک عبادة العبید»[33] این هم عبادت بردگان است. بنده اگر نافرمانی نمیکند از ترس مولاست، مولا بالای سرش نباشد میبینی خطا میکند. این را هم خدا قبول میکند، اما جایگاه این گروه باز متفاوت از با جایگاه گروه سوم.
سوم: «انَّ قوما عبدوا الله شکراً له»[34] دسته سوم برای سپاسگذاری خدا، خدا را میپرستند، «فتلک عبادة الاحرار»[35] این عبادت عبادتِ انسانهای احرار و انسانها آزاده است، اینها نه کار به بهشت دارند نه کار به جهنم دارند، خدا را برای خدا میخواهند. لذا در روایتی داریم پیغمبر میفرماید «انَّ الجنة لأعشق مِن سلمان، مِن سلمان للجنة» آن قدری که بهشت عاشق سلمان است
راستی مردان جانباز خدا، مینخواهند از خدا جان را جدا
انبیا را تن بُود زندان جان، جان نخواهند جز بهشت جاودان
آن بهشت جاودان قُرب حق است، در بهشت است هر که با حق ملحق است
از ویژگیها، یکی همین اخلاص است که در عبادتهایمان، در صدقه دادن روزه گرفتن زیارت رفتن، کارهای خیر، فقط خدا را بنگریم ولاغیر. این از ویژگیهای منتظران.
صلی الله علیک یا سیدی و یا مولای یا علیبن الحسین
روز سهشنبه است، از جلوههای مخلَصین عالم وجود مقدس حضرت زینالعابدین و سیدالساجدین علیبن الحسین است که حضرت با همهی این سختیهایی که متحمل شد اما چون برای خدا بود صبوری و شکیبایی کرد.
خودم دیدم که صحرا لالهگون بود، زمین از خون یاران غرق خون بود
خودم دیدم حسینم تشنه جان داد، چه جانی بر لب آب روان داد. در آن لحظاتی که آقا آمد کربلا برای خاکسپاری ابدان مطهر شهدا، بنیاسد میگویند آقا با احترام بین این بدنها میگشت و قدم برمیداشت، یک وقتی نگاهش به یک پیکر عریان قطعه قطعهی بیسر افتاد، دستها را بر سینه گذاشت فرمود «السلام علیک یا اباعبدالله بقتلک غرّت عیون الشامیین و بقتلک فرحت بنو أمیه» عرض کرد درود خدا بر تو ای حسین، با شهادت شما شامیها شاد شدند و بنیامیه جشن گرفتند. آقا فرمود یک قطعه بوریا آماده کنید
ای قطعه بوریا تو به به چه با صفایی، دامان مصطفایی آغوش مرتضایی
در خاکسپاری شهدا همه کمک میکردند اما در خاکسپاری سیدالشهدا و ابالفضل آقا اجازه نداد به بنیاسد، فرمود «انَّ معنی من یعیننی» با من هستند کسانی که به من کمک میکنند، پیکر بابا را در بوریا گذاشت در آغوش گرفت درون قبر کرد. حسین سر در بدن ندارد، یک وقت دیدند آقا دست برد رگهای بریده را روی خاک گذاشت…
صلی الله علیک یا اباعبدالله
الا لعنة الله علی القوم الظالمین
اللهم تقبَّل منا و من اهل مجلسنا
پروردگارا توفیق صیام حقیقی را در این ایام با برکت ماه رمضان به همه ما مرحمت بفرما
[1] ص آیه83 و 84
[2] فتح آیه29
[3] بقره 256
[4] مکیال المکارم ج2 ص361
[5] مکیال المکارم ج2 ص361
[6] مکیال المکارم ج2 ص361
[7] مکیال المکارم ج2 ص361
[8] مکیال المکارم ج2 ص361
[9] مکیال المکارم ج2 ص361
[10] مکیال المکارم ج2 ص361
[11] مکیال المکارم ج2 ص361
[12] مکیال المکارم ج2 ص361
[13] مکیال المکارم ج2 ص361
[14] بقره
[15] تحریم آیه6
[16] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص323
[17] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص323
[18] عنکبوت آیه65
[19] ص آیه82 و83
[20] مصباح الشریعه 195
[21] مصباح الشریعه 195
[22] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[23] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[24] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[25] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[26] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[27] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[28] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[29] کمال الدین و تمام النعمه ج1 ص304
[30] الکافی ج2 ص84
[31] الکافی ج2 ص84
[32] الکافی ج2 ص84
[33] الکافی ج2 ص84
[34] الکافی ج2 ص84
[35] الکافی ج2 ص84