استاد حدائق روز چهارشنبه 20 اسفندماه 1404 مصادف با بیست و یکمین روز از ماه مبارک رمضان در مسجد الرسول(ص) شیراز به بیان سلسله مباحث “آیات مهدویت در قرآن” پرداختند.
آیات مهدویت در قرآن / 20 اسفند 1404
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله الحکيم فی کتابه الکريم: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص»[1]
صدق الله العلی العظيم
شادی ارواح طيبهای علما، شهداء، روح ملکوتی حضرت امام اعلیالله مقامه، شهدای فجر انقلاب، شهدای دفاع مقدس، دفاع از حرم، شهدای امنيت و سلامت و خدمت و مقاومت، شهدای عزيزی که در حمله ظالمانه امريکا و اسرائيل در اين ايام به لقاء الهی واصل شدند، خصوصاً قائد عظيمالشأن شهيد و ولیامر مسلمين آيتالله العظمی آقای حاج سيدعلی خامنهای و همراهان ايشان و خصوصاً شهدای عزيزی که در بعد از ظهر ديروز در همين خيابان قصرالدشت به لقاء الهی واصل شدند، شهيد عزيز آقای ستوده که هر روز پای منبر بود، خدا کند عاقبت انسان اين جور بشود، من اين را هم به بعضیها گفتيم حالا بگوييد آقا فلانجا نرويم شايد بزنند ما را، اين را بدانيد پيمانهتان که پر شد يک ثانيه مرگتان عقب و جلو نمیرود، مقام معظم رهبری در آن لحظاتی که به لقاء الهی پيوست پيمانه پور بود، اما بخواهيد آنی را که امام سجاد ديشب خواست: «وَ اخْتِمْ لِي بِخَيْرٍ»[2] خدايا حالا که پيمانه پور شد به شايستهترين وجه برويد، خدا رحمت کند مرحوم آقای ستوده، از اول ماه رمضان در مسجد بود، اين مؤمن متدين اهتمام به مسجد میداد، ديروز بعد از ظهر به لقاء الهی پيوست، عرض شود که محمدمهدی نجابت نوه آيتالله حائری، نوه دختری آيتالله حائری و نوه پسری مرحوم آقای دکتر احمدنجابت که چند دور ايشان نماينده مجلس هم بود پدر بزرگ ايشان، آقای حاج حميدآقای ذکری، اينها هم میآمدند مسجد شرکت میکردند، حالا ختم، اين گونه شد که رفتند، قطعاً اين عزيزانی که رفتند اين آقای ستوده ديروز در همان ساعت بايد میرفت قرآن میفرمايد: «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُون»[3] پيمانهتان که پر شد عقب و جلو نمیشود ولی بعضیها که پيمانه پر شد به شايستهترين وجه میروند بايد برود شهيد میرود، خدا اين عزيزان را هم با سيدالشهداء و اهلالبيت محشور و مأنونس بگرداند، تقديم به ساحت مقدس آقا اميرالمؤمنين صلوات غراتری ختم نماييد.
خب تذکراتی را برادر عزيزمان آقای مهندس کسرايي دادند بيست و يک رمضان هم هست و برنامه خير هر سال گرچه همه اهل خير هستيد و الحمدلله نيازی به يادآوری نيست، مخصوصاً امروز که روز شهادت اميرالمؤمنين هست يکی از توصيههای حضرت در وصيتنامهشان توصيه به حقوق ايتام و نيازمندانی که سرپرست خود را از دست دادهاند، حالا يک وقت من يتيم نمیشناسم آشنا نيستم، عزيزانی زحمت کشيدند، خدا رحمت کند بانی اين اساس را مرحوم آقای حاج اکبرآقای ايمانیه را که اين بنای خير را تأسيس کرد و الحمدلله آقازاده محترم ايشان و عزيزانی زحمت میکشند در امر کمک به ايتام هم انشاءالله موفق هستيد و از اين توفيقات استفاده میکنيد و مساعدت و کمکهای خودتان را انشاءالله در اختيار انجمن و صندوق که دفتری هم در همين مسجد هست انجام خواهيد داد، خدا بر توفيقات همه روز افزون بيفزايد.
بحث ما پيرامون آيه پنجاه و چهار مائده بود با محوريت مهدويت در قرآن، در آيه پنجاه و چهار عرض کرديم که خداوند در حديثی از امام صادق و اميرالمؤمنين چند وجه برای اين آيه ذکر شده بود اولاً شخصيت خود اميرالمؤمنين که اين صفات ششگانه در علی ابن ابیطالب تجلی يافته، علی شخصيتی بود که خدا او را دوست میداشت و او دوستدار خدا بود، علی شخصيتی بود که در برابر مؤمنين متواضع بود و در برابر کافرين قاطع و نترس بود و علی شخصيتی بود که در راه خدا خستگی ناپذير بود: «يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ»[4] و ويژگی ششم: «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»[5] اميرالمؤمنين از ملامت ملامت کنندهها هم هراس نداشت، کار خير انجام میدهيد بعضیها تهدلتان را خالی میکنند اين چه کاری است؟ چرا بروی خطر است، فلان است، آقا ملامت ملامت کنندهها علی را به تزلزل نمیانداخت، اين را عرض کردم بعد از جنگ در جنگ خيبر نازل شد و اصالت اين آيه و ابتداءً نسبت به اميرالمؤمنين وجوه ديگری هم عرض کرديم اصحابالمهدی در عصر ظهور از امام صادق عليهالسلام و از اميرالمؤمنين و در حديثی رسولالله فرمودند اين اوصاف اوصاف ايرانيان هم در آينده هست، ايرانيان اين اوصاف را دارند، الحمدلله شما میبينيد اين مقاومت و استقامت شما در برابر دنيايي کفر که اصلاً به حيرت درآورده، در آن هشت سال اين ترامپ ملعون اظهار کرده بود که ايرانیها سابقه جنگ طولانی دارند، هشت سال جنگ را تجربه دارند و ما جنگ طولانی نمیتوانيم انجام بدهيم، هشت سال مردم جنگيديد، با تنهايي، با اجحافی که دنيای تزوير به کار برد بخشی از اين کشورهای اسلامی، کشورهای اروپايي، سی و نه کشور عراق را حمايت میکردند با دست خالی و توکل به خدا ايستاديد، و الحمدلله وجبی از اين سرزمين را نباختيد، و با عزت و سربلندی جنگ را به پايان رسانديد جنگی که آنها شروع کردند، الآن هم همين طور است در آن جنگ دوازده روزه همين طور شد خود آنها عقب نشستند، در اين جنگ هم آغازگر آنها بودند ولی چون آغازی بسيار بسيار خطرناک شروع کردند، رهبر امت را هدف رفتند ديگر اين دفعه بايد انتقام به معنای واقعی از اين جماعت ظالم گرفته شود، حالا البته در برابر دشمن هزينه هم دارد، عزيزانی را انسان میدهد، مراکزی را اينها هدف میروند و بايد اينها را پذيرفت و قبول کرد تا به حق رسيد، من يک آيه از آيات متعدد قرآن: «يُحِبُّهُمْ»[6] يک موردش را عرض کنم، چند نکته را من يادداشت کرده بودم توضيح بدهم در اين چند روز توفيق نشد، اينها را هم اشارهای کنم ذيل اين آيه شريفه: «يُحِبُّهُمْ»[7] بندگان خوب خدا، اصحابالمهدی ايرانيان حقيقی و واقعی قرآن میفرمايد کسانی هستند که خدا دوستشان میدارد، من يکی از جلوههای دوست داشتن را بگويم، دهها مورد خدا در قرآن میفرمايد ما اينها را دوست میداريم، ما توابين را دوست میداريم ما متقين را دوست میداريم، ما انسانهايي که طهارت فکر و روح و عمل دارند دوست میداريم، يکی از آن آيات آيه چهارم سوره صف است: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص»[8] مردم خدا دوستتان میدارد اين استقامتهای شما محبوب خداست و مورد تأييد خداست، آيه چهار سوره صف، خدا میفرمايد به درستی خدا دوست میدارد کسانی که: «يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ صَفًّا»[9] «يُقاتِلُونَ»[10] فعل مضارع است، فعل مضارع را ادباء و علما میگويند از آن استمرار فهميده میشود، نه مقطعی، نه موضعی، يعنی پيوسته محبوبان خدا در ستيز با دشمنان هستند، اينها مربوط به يک دوره نيست، مربوط به يک مقطع نيست روحيهای مبارزه روحيه جهاد و تلاش در راه خدا در وجود اينهاست: «يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِهِ»[11]آن هم در راه خدا، اين: «سَبيلِهِ»[12] و «سَبيلِ اللَّهِ»[13] هرجا آمده يعنی با اخلاص هم کار میکنند، قتالشان برای خداست، جنگ و نبردشان برای خداست، اينها دوست میدارند با دشمنان ستيز کردن را برای خدا و آن قدر استوار هستند: «كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص»[14] مثل بناهای شکست ناپذير و بناهای متزلزل ناشدنی اينها استوار هستند و اينها ايستادند قدر خودتان را بدانيد اين بشارت قرآن است، اميرالمؤمنينی که امروز روز شهادت اوست چنين بود، اولياء الهی چنين بودند، خود مقام معظم رهبری را ببينيد در چندتا نماز شهداء، سردار سليمانی، آقای رئيسی ايشان اشاره میکردند که خدايا: «و ارزقنا الشهادة فی سبيله» خدايا شهادت در راه خودت را برای ما رزق بده، نصيبما کن، خب اين نگاهی که در برابر دشمن لذا آنهايي که امروز روحيه دشمن ستيزی ندارند، يک مراجعتی در خودشان بکنند، اين ضعف است آنی که امروز میگويد کاری به اسرائيل نداشته باشيد، کاری به امريکا نداشته باشيد هر اتفاقی که افتاد به ما مربوط نيست پيغمبر فرمود مسلمان کسی است که مسلمانان ديگر در پرتو در امان باشد و اگر کسی صبح کرد و به مسائل مسلمانان اهميت نداد، مسلمان نيست: «من أصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم»[15]صبح بکند به مسائل مسلمين بیتفاوت باشد اين احساس تعهد، اين حالتی که انسان احساس مسئوليت بکند، به قول سعدی:
تو کز محنت ديگران بیغمی، نشايد که نامت نهند آدمی
بشنويد عزيزانی را به ظلم به شهادت رساندند اگر کسی متأثر نشود و محزون نگردد بالاخره اين بايد در اسلام خودش تجديد نظر کند، آقا اميرالمؤمنين در صفات متقين يکی از ويژگیهايي که نام میبرند: «قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ»[16]انسانهای با تقوی قلب اندوهگين دارند، چرا؟ آدم با تقوی آدم کار درست است، نماز قضاء ندارد، واجب زمين مانده ندارد، کوتاهی نکرده، چرا بايد قلبش اندوهگين باشد، يک جهتش اين است چند جهت دارد يکش اين است میگويند انسان با تقوی وقتی ظلمها را میبيند، ستمها را میبيند، تجاوز و تعدی به حقوق ديگرن را میبيند و کاری از او ساخته نيست اين قلبش اندوهگين میشود، خبری میشنود فلانجا ظلمی اتفاق افتاد، حداقل بايد در خودش متأثر بشود اين نشانه سلامت است وای به حال کسی که ظلمی را بشنود و سرور به سراغ او آيد، بیتفاوتی او را فرا بگيرد، در اين آيه خداوند میفرمايد ما دوست میداريم سربلندی و قاطعيت در برابر کفار را و استقامت و پايداری: «كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص»[17]اين يک ويژگی بود: «يُحِبُّهُمْ»[18] «يُحِبُّونَهُ»[19] هم گفتيم تبعيت از فرامين الهی، من چند نکته ذيل اين آيه و چند جمله از فرمايشات اميرالمؤمنين را خاتمه عرايضم عرض کنم، عزيزان مؤمنين فکر عاقبت کارتان باشيد، ما در تاريخ اسلام داشتيم کسانی که در مقطعی خوب بودند، در مقطعی خراب شدند، قافيه را باختند و زاويه گرفتند لذا اينکه قرآن میفرمايد: «يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»[20] «مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ»[21] از دين خدا اگر برگشتند بعضیها مرتد شدند، من مرتد را هم يک اشارهای خدمتتان بکنم، ارتداد دو نوع است، ارتداد ملی، ارتداد فطری، آيه به طور مطلق میفرمايد: «مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ»[22] کسی که از دين خدا برگردد و مرتد بشود حالا ارتداد ملی چيست؟ ارتداد ملی میگويند اگر کسی پدر و مادرش کافر بود و اين با اينکه پدر و مادر کافر بودند مسلمان شد و بعد از اسلامش دوباره کافر شد اين مرتد ملی است يعنی مليتش ارتداد بود دوباره برگشت، مرتد فطری به کسی گفته میشود که پدر و مادر هردو مسلمان هستند، اين هم مسلمان است با اينکه مسلمان است از اسلام بر میگردد، يعنی پدر و مادر دينداری و مسلمانی داشت، خودش هم مسلمان بود برگشت به کفر، مجازات و مکافات و عواقب مرتد فطری خيلی سختتر از مرتد ملی است چون مرتد ملی سابقه اسلام نداشت، آمد مسلمن شد دوباره بر گشت، قرآن هردو را میفرمايد، میفرمايد چه آن مسلمانهايي که پيشنهشان اسلام نبود و برگشتند، چه آنهايي که پيشنه دين داشتند و برگشتند خدا میفرمايد عاقبتها را فکر کنيد مراقب باشيد يک وقت میبينيد مسلمان است بعد خراب میشود، میشود: «يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»[23] پدر و مادر انسان شريفی اين آدم میشود يک آدم لامذهب، يک آدم بیاعتقاد کما اينکه گاهی اوقات بعضیها میآيند گله میکنند، آقا در بستگانمان، خويشاوندانمان، آدم سراغ داريم نماز شب میخواند مسجدش ترک نمیشد حالا همه چيز را بوسيده گذاشته کنار، حالا که شما گذاشتيد کنار عاقبتت را خراب کردی، مردم فکر عاقبتها باشيد و نگران آخرت و عاقبت خير، شما در همين دعای ابوحمزه ثمالی که ديشب خوانديد، شبهای قدر میخوانيد، من در جلسهای عرض کردم ديشب در يک قسمتی از دعا، خدا رحمت کند آيتالله والد میفرمودند امام سجاد تمام دعا را میآورد در دوتا کلمه، يعنی چکيده، خلاصه، حصيله، اين دعا را آن پايان دعا امام به خدا عرض میکند: «وَ اجْعَلْ ثَوَابَ مَجْلِسِي وَ ثَوَابَ مَنْطِقِي وَ ثَوَابَ دُعَائِي رِضَاكَ وَ الْجَنَّةَ»[24] همه دعای ابوحمزه همين است لذا مرحوم آيتالله والد میگفتند اگر يک جايي زمان مقدس است اين را هم شادی روح ايشان بگويم، مکان مقدس است، میگفتند اگر يک زمانی زمان خاص است، مکان مکان خاص است فرصت محدود است، دلت میخواهد يک چيز بگويي که همه چيز گفتی، وقت هم نداری، فرصت هم نداری، زمان دارد میگذرد میگفتند همين دو جمله امام سجاد را بگوييد و بگذريد: «اللهمّ انی اسئلک: «رِضَاكَ وَ الْجَنَّةَ»[25]همه چيز در اين دوتاست، در دعاهای ائمه هم همين است عزيزانی که حج مشرف شديد، عمره مشرف شديد در شوط ششم در سعی از مروه به سمت صفا اين دعا دعای رسولالله است: «اللهمّ انّی اسئلک رضاک و الجنه» ، دعای رسولالله است در مسير مروه به صفا: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ رِضْوَانَكَ وَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ النَّارِ»[26]«و ما يقربنی اليها من قول و فعل او عمل» ، خدايا از تو خشنوديت را میخواهم و عاقبت بخيریام را، خشنودی شما عاقبت بخيری ما بهشتی شدن، پايان زندگی ختم بخير بشود و به شما پناه میبرم از سخط شما و دوزخی شدن خودم، عاقبت بشرّ شدن، و هر سخنی و هر عملی و هر رفتاری که ما را به سخطتان نزديک میکند در نوع دعاهای ائمه ما میبينيم اينها را لذا خود اين عاقبت بخيری يک دستاورد بسيار بزرگی است که در اين آيه هم خدا میفرمايد مراقب باشيد مؤمنين فکر عاقبتتان باشيد، نکته ديگر قرآن میفرمايد اگر عدهای کفر پيدا کردند، ارتداد پيدا کردند، اين ارتداد ضرری به خدا نمیزند:
حالا گر جمله کائنات کافر گردند، بر دامن کبريائيش ننشيند گرد
کما اينکه امروز تشريف فرمايي شما عزيزان امتيازی برای خدا نيست، يک وقتی فکر نکني بنده آدم خوبی هستم برای اسلام من يک پشتوانهای هستم که نباشم اسلام زمين میخورد، اميرالمؤمنين فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ .. غَنِيّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ»[27] خدا از اطاعت انسانها بینياز است گناهان انسانها هم به خدا آسيب نمیزند، خطای خطاکاران به خدا ضربهای وارد نمیکند، عبادت عبادت کنندهها هم برای خدا ايجاد قدرت نمیکند، عبادت ما نفعش برای ماست، خطاکاری انسانها زيانش برای خود انسانهاست اين هم نکته ديگر.
مطلب ديگر که من در اين آيه عرض کنم، اصل ارتداد اينکه بعضیها مرتد میشوند يعنی يک سابقهای در دين داشته ول میکند، بندگی را کرده، يک آقايي گفت رفتم امريکا، اسم يک کسی را آورد، گفت اين سال پنجاه و چهار، سال پنجاه و سه با حاجآقای شما حج بوده، گفت اصلاً از همه چيز بريده، گفت خدا، دين، مذهب، حاجی سال پنجاه و سه، حالا آنجا پيرمردی است گفت البته از ابوی شما خيلی به نيکی ياد میکرد، از سابقه حج و بودن با ايشان ذکر خير میکرد، گفتم اين بیچاره خدای ابوی ما را کنار گذاشته، حالا از ابوی به نيکی ياد میکند، آقايون گاهی اوقات اين جوری میشود، يک زمانی با شوق میرود حج، حالا حج را مسخره میکند، نماز را مسخره میکند، لذا عزيزان اصل اينکه بعضیها میبرند از دين، چرا؟ چرا عوض میشوند يک جهتش اين است که معرفت و محبت به دين و خدا اينها ندارند، خدا را نشناختند، اينها ضعف معرفت داشتند، اينها مثل افرادی هستند که مقاومت جسمانیشان ضعيف است ويروس میآيد مريضش میکند، کرونا آمد در اين مملکت همه کرونا گرفتند، آنهايي که بدنهای مقاوم داشتند، آنهايي که آمادگی رو به رو با اين بيماری داشتند، ولی بعضیها در اثر بيماری کرونا رفتند از دنيا، از همين اصحاب مسجد ما يکی دو نفر به لقاء الهی پيوستند خب همه را نبرد، ارتداد هم روی همه اثر نمیگذارد، انسانهای بیمعرفت، لذاست که اميرالمؤمنين فرمود اگر دو روزتان مثل هم باشد ضرور کردی، امروز بايد معرفتت نسبت به ديروز بيشتر بشود، شرائط اين را مقام معظم رهبری اين قائد شهيد ما فرمودند، شرائط امروز به مراتب از شرائط اول انقلاب سختتر است امروز دشمن دارد قتل عام فرهنگی میکند، شبخون نيست، تهاجم نيست، اعتقادها را يورش رفته، حالا اعتقاداتی که اينها معرفت ندارند، معرفتها هم ضعيف است، باورهای دينی را نفهميده، دشمن روی اثر میگذارد اين ويروس شبهه او را از پا در میآورد، از مسائل ديگری که من ذيل اين آيه عرض کنم، در راه خدا و شکستن سنتهای باطل قطعاً تبليغات دشمن، سرزنشها اينها به کار میافتد، جوسازی میکند اينها را هيچ هراسی به دل راه ندهيد کار دشمن تخريب است، خدا رحمت کند امام فرمودند اگر روزی امريکا و اسرائيل از ما تعريف کرد بايد در خود بينديشيم که چه کرديم؟ مردم امروز سالم هستيد، امروز در مسير هستيد که دشمنان امام زمان با شما دشمن هستند، دشمنان خدا با شما دشمناند، آنهايي که برای ارزشهای اخلاقی تره خرد نمیکنند با شما جبهه گرفتند، الحمدلله زمينه آمادگی جهانی برای ظهور حضرت دارد فراهم میشود يعنی يک بيداری جهانی دارد اتفاق میافتد مردم چهرههای نقاب کنار رفته اينها را دارند میبينند که اينهايي که مدعيان حقوق بشر هستند چه جنايتهايي دارند مرتکب میشوند، مؤمن بايد نسبت به مؤمنين قرآن میفرمايد: «أَذِلَّةٍ»[28] نرمش داشته باشيد، نسبت به کافرين: «أَعِزَّةٍ»[29] سر سخت باشيد، در برابر دشمنان قاطع، اينکه آقا فلانی خاکشير مزاج است يعنی با هر کسی بسازد با دوست و دشمن، اين نفاق است، مؤمن نشانه ايمانت قرآن میفرمايد در برابر مؤمنين نرمش، در برابر دشمن خدا سرسختی و قاطعيت اين نشانه ايمان است آدم خوبی هستی معنايش اين نيست که دوست و دشمن ما را تعريف کنند، اميرالمؤمنين فرمود من دشمنانی دارم که دستم را تا مرفق با عسل آغشته کنم کام اينها را شيرين کنم دست از دشمنی بر نمیدارند اين نشانه سلامت کار است و خب خداوند میفرمايد: «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ»[30] اين صفات را اگر کسی داشت، اين اوصاف ششگانه، اين لطف خداست، اين فضل خداست از مصاديق فضل الهی من عرض کنم همينکه عزيزان خدا را دوست میداريد لطف خداست، اين محبتی که در وجود شماست اين لطف الهی است اين را خدا لطف کرده، من يک گوشهای را از زندگی حضرت ايوب بگويم ايوب در آن آزمون بسيار سخت که میگويند شيطان به خدا عرض کرد خدايا اين ايوب که اين همه شما را میپرستد ثروت به او داديد، اولادهای متعدد داديد، زمينهای زراعی داديد، ايوب يکی از ميلياردرهای زمان بود و اين را هم من عرض کنم عزيزان اسلام با پول مخالف نيست، اسلام با دنيا پرستی و پول پرستی مخالف است، پول ابزاری است برای خدمت در راه خدا، لذا علی عليهالسلام فرمود: «نعم المال الصّالح للرّجل الصّالح»[31] پولی ارزشمند است که در اختيار انسانهای ارزشمند قرار بگيرد، پول دست چه کسی است؟ پول اگر آمد دست قارون میشود تخريب حضرت موسی، پول اگر آمد دست متدينين میشود خدمت به جامعه و گسترش معارف الهی، لذا اسلام با ثروت مخالف نيست، اين تنگ نظریها را هم بايد کنار گذاشت حالا خدا لطف کرده به کسی ثروت داده الحمدلله، اين ثروت شده يک ابزار برای خدمت بهتر به جامعه حضرت ايوب ثروت فراوانی داشت، شيطان گفت خدايا اين ايوب شما را برای دنيا میپرستد، خطاب شد ايوب ما را برای خودمان میخواهد و شيطان اصرار کرد، خطاب شد حالا ما برايت ثابت میکنيم که ايوب ما را برای ما میخواهد، میگويند يک وقتی بعد از ظهری بود، حضرت ايوب نشسته بود يکدفعه يک کسی آمد گفت ايوب تمام پسرهايت در جايي نشسته بودند سقف آمد پايين همه در جا مردند، حضرت فرمود همه امانت خدا بود خدا داده بود و خدا پس گرفت صبر يعنی اين، تمام بچههايش در يک لحظه، ساعت نگذشت کس ديگر آمد گفت ايوب کلدانیها حمله کردند هزاران رأس گوسفند و گاو و شتر تو را به غارت بردند، حضرت ايوب فرمود مال خدا بود روزی عطا کرده، امروز رفت و از ما گرفتند، همينکه میگوييم: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون»[32] پشت سر آن خبر آوردند گفتند آقا کلدانیها تمام مزارع زير کشتت را، هکتارها مزرعه و زراعتها را همه را به آتش کشيدند، حضرت ايوب فرمود اموال خداست، مردم حب دنيا خطرناک است دنيا خطرناک نيست، وابستگی به دنيا زيان میزند، میگويند اين حب دنيا امام صادق فرمود در قلبتان فقط حب خدا را قرار بدهيد، اين قلب جايي است که فقط بايد تجلی حب خدا باشد ايوب چنين بود، خب همه اموال رفت، شيطان گفت خدايا چون تن سالم به ايوب دادی شکرت میکند، خطاب شد ايوب ما را برای بدن سالمش نمیخواهد يک بيماری ايوب گرفت، بيماری سخت، حالا به حدی اين بيماری سخت بود که بعضیها فکر کردند مثل امروزیها ويروسی است ايوب را از شهر بيرون کردند، خانم حضرت ايوب نوه حضرت يوسف هم اخراج شد اين زن و شوهر رفتند در يک خرابهای، در بيايان، يک روز آقا عزيز، مشهور، ثروتمند، پای سفره او جمعيتها مینشستند، حالا بيمار معيوب، مطرود جامعه، بعضی از ما يک تبی بکنيم به خدا نق میزنيم، حواسمان به حرف زدنهايمان باشد، دوتا فرشته اينها را مینويسند، خدايا اين چه وضعي است، خدايا پس کی میخواهی خدايي کنی؟ فضولی موقوف تو خوب بندگی کن، خدا میداند چگونه خدايي کند؟ تو وظيفهات را انجام بده انتقاد به خدا نکن، تکليفت را در اين شرائط به شايستگی انجام بده، مثل ايوب باش، جماعتی آمدند ديدن حضرت ايوب از بزرگان شهر، خدا نکند بزرگ باشيم ولی فهممان کوچک باشد، آمدند سراغ ايوب گفتند ايوب ما نمیدانيم که چه کردی؟ حالا گاهی اوقات فکر میکنی اين آقا سرطان گرفته گناه کرده، اين آقا مثلاً تصادف کرد يک مخالفتی با خدا کرده، اين طور نيست من قبلاً عرض کردم روايت داريم بلاء برای ظالم ادب است، برای مؤمن امتحان است، برای انبياء درجه است، برای اولياء کرامت است، هر شلاق خوردنی که ارزش نيست، چه کسی دارد شلاق میخورد؟ زينب است ترفيع درجه است، دشمن است ظلم است و مجازات ظلم اوست اينها آمدند ديدند حضرت ايوب، گفتند ايوب ما که نمیدانيم چه کردی؟ هر خطای کردی استغفار کن تا خدا از تو بگذرد، میگويند يک جوانی نشسته بود آن جوان رو کرد به آنها گفت چرا اين حرف را به ايوب زدی، به پيغمبر خدا میگويي خطا کرديد، اين خطا میکرد خدا پيغمبرش میکرد، دل ايوب اينجا شکست میگويند از آن خرابه آمد بيرون قدم میزد گفت خدايا تو شاهد هستی که تا کنون برای دنيا از شما چيزی نخواستم، خيلی حرف است، همه چيز داشته باشی ولی اينها را نخواسته باشی، خدا را خواسته باشيد، میگويند تودهای ابر آمد در آسمان بالای سر ايوب، ايوب اينکه تا کنون از ما دنيا را نخواستی اين را هم ما به تو داديم، آقايون موقعيتتان چه است؟ چه داری؟ چه کاره هستيد؟ همهاش از خداست، يک وقت نگوي من، يک وقت نگويي من گرهها را باز میکنم، منم که چنين میکنم، گفتی من واگذارت میکنند به خودت، میگويند اين نداء را که ايوب شنيد بعد بشارت آمد در اين آزمون سربلند بيرون آمديد، دوباره فرزندانش برگشتند، ثروتها آمد، سلامتی آمد، آن عزت ظاهری که بعضیها يک نگاه ديگر داشتند دوباره آمد، ايوب از اين آزمون سربلند بيرون آمد، لذا عزيزان اين مصاديق فضل خدا محبت به خداست، اين محبت به خدا لطف خداست، اينکه خدا را دوست میداريد فضل خداست، يک کسی آمد خدمت امام صادق گفت آقا ما وضعمان بد است، آقا فرمودند وضعت خيلی خوب است، حالا من برايتان ثابت میکنم همهتان از ميلياردرهای درجه اول هستيد، خبر دارم، کجا؟ ببينيد امام صادق چه میگويد؟ نگاه پول داخل کارتت نکن، نگاه به حال در دلت بکن، به امام صادق گفت آقا وضعم بد است آقا فرمودند وضعت خيلی خوب است، دوباره گفت آقا من وضعم بد است، آقا فرمودند وضعت خوب است، آقا چه دارم که وضعم خوب است؟ امام اين سؤال را پرسيدند من از شما میپرسم همانکه آقا از شما پرسيد، آقا فرمودند چقدر حاضر بگيری از ما اهلالبيت دست برداری، مردم حاضر هستيد چند بگيريد امام زمانتان را ديگر قيد بزنيد، حاضر هستيد چقدر بگيريد اميرالمؤمنين را رها کنيد، میبينم بعضیهايتان داريد گريه میکنيد آن آقا هم گريه کرد، تا آقا امام صادق فرمودند چقدر حاضری بگيری از ما دست برداری گريست، گفت آقا به خدا قسم دنيا را به يک تار مويي شما عوض نمیکنيم، آقا فرمودند چرا اين را نمیبينی، تو يک سرمايهای داری که با دنيا عوض نمیکنی، سرمايه که فقط داشتن پول و ملک نيست، تو يک گوهر ارزشمند داري میگويي با دنيا عوضش نمیکنم، اين محبت به خدا و اولياست، اين لطف خداست، قاطعيت در دين، جهاد در راه خدا اينها همه فضل الهی است و نکته پايانی و توسلی پيدا کنيم، مؤمن واقعی در برابر کافران احساس حقارت نمیکند، حالا آنها چه دارند؟ چه کار میکنند؟ شما خدا را داريد: «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا»[33] همان حرفی موسی به بنیاسرائيل میزد فرعون با تمام قدرت در تعقيب حضرت موسی دارد میآيد، همراهان حضرت موسی تجهيزات حداقلی دشمن با تمام حداکثر توان دارد میآيد اينها را نابود کند، حضرت میفرمود: «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا»[34] خدا با ماست، مردم خدا با شماست، و اين آزمون هم انشاءالله به سربلندی و شايستگی گذر خواهد کرد.
خب روز شهادت مولای متقيان و امام پرهيزکاران اميرمؤمنان است خدا را قسم میدهيم به اين روز عزيز و به اين شخصيت بزرگ عالم خلقت که وجودش ظلم ستيز بود، انتقام اين ملت مظلوم و خون پاک شهدای عزيز ما را از اسرائيل ظالم و امريکای ظالم و غاصب به اسرع وقت و احسن وجه بستاند، خب امروز ديگر کوفه صدای اميرالمؤمنين را نمیشنود، مردم کوفه همه عزادار هستند، آن رهبری که منشأ خير و برکت و تواضع و فروتنی بود، آقا در آن سخنهای آخرشان توصيههايي کردند، توصيه به نماز کردند، توصيه به حج کردند، توصيه به زکات کردند، توصيه به حقوق همسايگان کردند، توصيه به حقوق ايتام کردند: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ»[35] يتيمها را فراموش نکنيد، با چهره متغير و خشين با اينها رو به رو نشويد، به نسبت به کهنسالان، پيرزنان، زير دستان امام سفارش کردند ديگر حالا وقت به پايان رسيده، آقا سفارشهايي لازم را کردند مثل ديروز وقتی که روح ملکوتی حضرت به ملکوت اعلی پيوست و آقا را به خاک سپردند امروز يکپارچه مردم کوفه عزادار، همه میآيند به آقا امام حسن عرض تسليت میگويند:
کوفه را ماتم گرفته، کوچهها را غم گرفته
آيد از هر خرابه صدايي، يا علی يا علی در کجايي
خانهها از غم سيه پوش، صحن مسجد مانده خاموش
کوفه ديگر صفايي ندارد، يا علی يا علی در کجايي
يک عزيزی گفت چرا پيکر مقام معظم رهبری شهيد را به خاک نمیسپارند؟ گفتم تاريخ را نخواندی؟ جد بزرگوار ايشان اميرالمؤمنين را مخفيانه دفن کردند، آقايون قبر اميرالمؤمنين را تا زمان امام صادق کسی بلد نبود، چه ظلمی بر جامعه بشريت حاکم بود، جدش امام حسين را سه روز در برابر آفتاب پيکرش را رها کردند، اينها سلاله همان خانواده هستند، اينها میرساند که ظلم تکرار میشود در تاريخ مردم از اين تجربه تاريخ خوب استفاده کنيم.
اهل مسجد بیقرار اند، مؤمنين چشم انتظار اند
تا به بانگ اذان لب گشايي، يا علی يا علی در کجايي
[1] صف4.
[2] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج2 ص478.
[3] نحل61.
[4] مائده54.
[5] مائده54.
[6] مائده54.
[7] مائده54.
[8] صف4.
[9] صف4.
[10] صف4.
[11] صف4.
[12] صف4.
[13] بقره154.
[14] صف4.
[15] مكاتيب الرسول صلى الله عليه و آله و سلم ج3 ص275.
[16] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص303.
[17] صف4.
[18] مائده54.
[19] مائده54.
[20] مائده54.
[21] مائده54.
[22] مائده54.
[23] روم19.
[24] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج2 ص597.
[25] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج2 ص597.
[26] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج2 ص502.
[27] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص303.
[28] مائده54.
[29] مائده54.
[30] مائده54.
[31] الحياة / ترجمه احمد آرام ج4 ص163.
[32] بقره156.
[33] توبه40.
[34] توبه40.
[35] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص421.