آیات مهدویت در قرآن / 20 اسفند 1404

استاد حدائق روز چهارشنبه 20 اسفندماه 1404 مصادف با بیست و یکمین روز از ماه مبارک رمضان در مسجد الرسول(ص) شیراز به بیان سلسله مباحث “آیات مهدویت در قرآن” پرداختند.

آیات مهدویت در قرآن / 20 اسفند 1404

دانلود

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم­ الله الرحمن الرحيم

قال الله الحکيم فی کتابه الکريم: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏»[1]

صدق الله العلی العظيم

شادی ارواح طيبه­ای علما، شهداء، روح ملکوتی حضرت امام اعلی­الله مقامه، شهدای فجر انقلاب، شهدای دفاع مقدس، دفاع از حرم، شهدای امنيت و سلامت و خدمت و مقاومت، شهدای عزيزی که در حمله ظالمانه امريکا و اسرائيل در اين ايام به لقاء الهی واصل شدند، خصوصاً قائد عظيم­الشأن شهيد و ولی­امر مسلمين آيت­الله العظمی آقای حاج سيدعلی خامنه­ای و همراهان ايشان و خصوصاً شهدای عزيزی که در بعد از ظهر ديروز در همين خيابان قصرالدشت به لقاء الهی واصل شدند، شهيد عزيز آقای ستوده که هر روز پای منبر بود، خدا کند عاقبت انسان اين جور بشود، من اين را هم به بعضی­ها گفتيم حالا بگوييد آقا فلان­جا نرويم شايد بزنند ما را، اين را بدانيد پيمانه­تان که پر شد يک ثانيه مرگ­تان عقب و جلو نمی­رود، مقام معظم رهبری در آن لحظاتی که به لقاء الهی پيوست پيمانه پور بود، اما بخواهيد آنی را که امام سجاد ديشب خواست: «وَ اخْتِمْ‏ لِي‏ بِخَيْرٍ»[2] خدايا حالا که پيمانه پور شد به شايسته­ترين وجه برويد، خدا رحمت کند مرحوم آقای ستوده، از اول ماه رمضان در مسجد بود، اين مؤمن متدين اهتمام به مسجد می­داد، ديروز بعد از ظهر به لقاء الهی پيوست، عرض شود که محمدمهدی نجابت نوه آيت­الله حائری، نوه دختری آيت­الله حائری و نوه پسری مرحوم آقای دکتر احمدنجابت که چند دور ايشان نماينده مجلس هم بود پدر بزرگ ايشان، آقای حاج حميدآقای ذکری، اين­ها هم می­آمدند مسجد شرکت می­کردند، حالا ختم، اين گونه شد که رفتند، قطعاً اين عزيزانی که رفتند اين آقای ستوده ديروز در همان ساعت بايد می­رفت قرآن می­فرمايد: «فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُون‏»[3] پيمانه­تان که پر شد عقب و جلو نمی­شود ولی بعضی­ها که پيمانه پر شد به شايسته­ترين وجه می­روند بايد برود شهيد می­رود، خدا اين عزيزان را هم با سيدالشهداء و اهل­البيت محشور و مأنونس بگرداند، تقديم به ساحت مقدس آقا اميرالمؤمنين صلوات غراتری ختم نماييد.

خب تذکراتی را برادر عزيزمان آقای مهندس کسرايي دادند بيست و يک رمضان هم هست و برنامه خير هر سال گرچه همه اهل خير هستيد و الحمدلله نيازی به يادآوری نيست، مخصوصاً امروز که روز شهادت اميرالمؤمنين هست يکی از توصيه­های حضرت در وصيت­نامه­شان توصيه به حقوق ايتام و نيازمندانی که سرپرست خود را از دست داده­اند، حالا يک وقت من يتيم نمی­شناسم آشنا نيستم، عزيزانی زحمت کشيدند، خدا رحمت کند بانی اين اساس را مرحوم آقای حاج اکبرآقای ايمانیه را که اين بنای خير را تأسيس کرد و الحمدلله آقازاده محترم ايشان و عزيزانی زحمت می­کشند در امر کمک به ايتام هم ان­شاءالله موفق هستيد و از اين توفيقات استفاده می­کنيد و مساعدت و کمک­های خودتان را ان­شاءالله در اختيار انجمن و صندوق که دفتری هم در همين مسجد هست انجام خواهيد داد، خدا بر توفيقات همه روز افزون بيفزايد.

بحث ما پيرامون آيه پنجاه و چهار مائده بود با محوريت مهدويت در قرآن، در آيه پنجاه و چهار عرض کرديم که خداوند در حديثی از امام صادق و اميرالمؤمنين چند وجه برای اين آيه ذکر شده بود اولاً شخصيت خود اميرالمؤمنين که اين صفات شش­گانه در علی ابن ابی­طالب تجلی يافته، علی شخصيتی بود که خدا او را دوست می­داشت و او دوستدار خدا بود، علی شخصيتی بود که در برابر مؤمنين متواضع بود و در برابر کافرين قاطع و نترس بود و علی شخصيتی بود که در راه خدا خستگی ناپذير بود: «يُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ»[4] و ويژگی ششم: «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ»[5] اميرالمؤمنين از ملامت ملامت کننده­ها هم هراس نداشت، کار خير انجام می­دهيد بعضی­ها ته­دلتان را خالی می­کنند اين چه کاری است؟ چرا بروی خطر است، فلان است، آقا ملامت ملامت کننده­ها علی را به تزلزل نمی­انداخت، اين را عرض کردم بعد از جنگ در جنگ خيبر نازل شد و اصالت اين آيه و ابتداءً نسبت به اميرالمؤمنين وجوه ديگری هم عرض کرديم اصحاب­المهدی در عصر ظهور از امام صادق عليه­السلام و از اميرالمؤمنين و در حديثی رسول­الله فرمودند اين اوصاف اوصاف ايرانيان هم در آينده هست، ايرانيان اين اوصاف را دارند، الحمدلله شما می­بينيد اين مقاومت و استقامت شما در برابر دنيايي کفر که اصلاً به حيرت درآورده، در آن هشت سال اين ترامپ ملعون اظهار کرده بود که ايرانی­ها سابقه جنگ طولانی دارند، هشت سال جنگ را تجربه دارند و ما جنگ طولانی نمی­توانيم انجام بدهيم، هشت سال مردم جنگيديد، با تنهايي، با اجحافی که دنيای تزوير به کار برد بخشی از اين کشورهای اسلامی، کشورهای اروپايي، سی و نه کشور عراق را حمايت می­کردند با دست خالی و توکل به خدا ايستاديد، و الحمدلله وجبی از اين سرزمين را نباختيد، و با عزت و سربلندی جنگ را به پايان رسانديد جنگی که آن­ها شروع کردند، الآن هم همين طور است در آن جنگ دوازده روزه همين طور شد خود آن­ها عقب نشستند، در اين جنگ هم آغازگر آن­ها بودند ولی چون آغازی بسيار بسيار خطرناک شروع کردند، رهبر امت را هدف رفتند ديگر اين دفعه بايد انتقام به معنای واقعی از اين جماعت ظالم گرفته شود، حالا البته در برابر دشمن هزينه هم دارد، عزيزانی را انسان می­دهد، مراکزی را اين­ها هدف می­روند و بايد اين­ها را پذيرفت و قبول کرد تا به حق رسيد، من يک آيه از آيات متعدد قرآن: «يُحِبُّهُمْ»[6] يک موردش را عرض کنم، چند نکته را من يادداشت کرده بودم توضيح بدهم در اين چند روز توفيق نشد، اين­ها را هم اشاره­ای کنم ذيل اين آيه شريفه: «يُحِبُّهُمْ»[7] بندگان خوب خدا، اصحاب­المهدی ايرانيان حقيقی و واقعی قرآن می­فرمايد کسانی هستند که خدا دوست­شان می­دارد، من يکی از جلوه­های دوست داشتن را بگويم، ده­ها مورد خدا در قرآن می­فرمايد ما اين­ها را دوست می­داريم، ما توابين را دوست می­داريم ما متقين را دوست می­داريم، ما انسان­هايي که طهارت فکر و روح و عمل دارند دوست می­داريم، يکی از آن آيات آيه چهارم سوره صف است: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏»[8] مردم خدا دوست­تان می­دارد اين استقامت­های شما محبوب خداست و مورد تأييد خداست، آيه چهار سوره صف، خدا می­فرمايد به درستی خدا دوست می­دارد کسانی که: «يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا»[9] «يُقاتِلُونَ»[10] فعل مضارع است، فعل مضارع را ادباء و علما می­گويند از آن استمرار فهميده می­شود، نه مقطعی، نه موضعی، يعنی پيوسته محبوبان خدا در ستيز با دشمنان هستند، اين­ها مربوط به يک دوره نيست، مربوط به يک مقطع نيست روحيه­ای مبارزه روحيه جهاد و تلاش در راه خدا در وجود اين­هاست: «يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ»[11]آن هم در راه خدا، اين: «سَبيلِهِ»[12] و «سَبيلِ اللَّهِ»[13] هرجا آمده يعنی با اخلاص هم کار می­کنند، قتال­شان برای خداست، جنگ و نبردشان برای خداست، اين­ها دوست می­دارند با دشمنان ستيز کردن را برای خدا و آن قدر استوار هستند: «كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏»[14] مثل بناهای شکست ناپذير و بناهای متزلزل ناشدنی اين­ها استوار هستند و اين­ها ايستادند قدر خودتان را بدانيد اين بشارت قرآن است، اميرالمؤمنينی که امروز روز شهادت اوست چنين بود، اولياء الهی چنين بودند، خود مقام معظم رهبری را ببينيد در چندتا نماز شهداء، سردار سليمانی، آقای رئيسی ايشان اشاره می­کردند که خدايا: «و ارزقنا الشهادة فی سبيله» خدايا شهادت در راه خودت را برای ما رزق بده، نصيب­ما کن، خب اين نگاهی که در برابر دشمن لذا آن­هايي که امروز روحيه دشمن ستيزی ندارند، يک مراجعتی در خودشان بکنند، اين ضعف است آنی که امروز می­گويد کاری به اسرائيل نداشته باشيد، کاری به امريکا نداشته باشيد هر اتفاقی که افتاد به ما مربوط نيست پيغمبر فرمود مسلمان کسی است که مسلمانان ديگر در پرتو در امان باشد و اگر کسی صبح کرد و به مسائل مسلمانان اهميت نداد، مسلمان نيست: «من‏ أصبح‏ و لم‏ يهتم‏ بامور المسلمين فليس بمسلم‏»[15]صبح بکند به مسائل مسلمين بی­تفاوت باشد اين احساس تعهد، اين حالتی که انسان احساس مسئوليت بکند، به قول سعدی:

تو کز محنت ديگران بی­غمی، نشايد که نامت نهند آدمی

بشنويد عزيزانی را به ظلم به شهادت رساندند اگر کسی متأثر نشود و محزون نگردد بالاخره اين بايد در اسلام خودش تجديد نظر کند، آقا اميرالمؤمنين در صفات متقين يکی از ويژگی­هايي که نام می­برند: «قُلُوبُهُمْ‏ مَحْزُونَةٌ»[16]انسان­های با تقوی قلب اندوهگين دارند، چرا؟ آدم با تقوی آدم کار درست است، نماز قضاء ندارد، واجب زمين مانده ندارد، کوتاهی نکرده، چرا بايد قلبش اندوهگين باشد، يک جهتش اين است چند جهت دارد يکش اين است می­گويند انسان با تقوی وقتی ظلم­ها را می­بيند، ستم­ها را می­بيند، تجاوز و تعدی به حقوق ديگرن را می­بيند و کاری از او ساخته نيست اين قلبش اندوهگين می­شود، خبری می­شنود فلان­جا ظلمی اتفاق افتاد، حداقل بايد در خودش متأثر بشود اين نشانه سلامت است وای به حال کسی که ظلمی را بشنود و سرور به سراغ او آيد، بی­تفاوتی او را فرا بگيرد، در اين آيه خداوند می­فرمايد ما دوست می­داريم سربلندی و قاطعيت در برابر کفار را و استقامت و پايداری: «كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏»[17]اين يک ويژگی بود: «يُحِبُّهُمْ»[18] «يُحِبُّونَهُ»[19] هم گفتيم تبعيت از فرامين الهی، من چند نکته ذيل اين آيه و چند جمله از فرمايشات اميرالمؤمنين را خاتمه عرايضم عرض کنم، عزيزان مؤمنين فکر عاقبت کارتان باشيد، ما در تاريخ اسلام داشتيم کسانی که در مقطعی خوب بودند، در مقطعی خراب شدند، قافيه را باختند و زاويه گرفتند لذا اين­که قرآن می­فرمايد: «يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ»[20] «مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ»[21] از دين خدا اگر برگشتند بعضی­ها مرتد شدند، من مرتد را هم يک اشاره­ای خدمت­تان بکنم، ارتداد دو نوع است، ارتداد ملی، ارتداد فطری، آيه به طور مطلق می­فرمايد: «مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ»[22] کسی که از دين خدا برگردد و مرتد بشود حالا ارتداد ملی چيست؟ ارتداد ملی می­گويند اگر کسی پدر و مادرش کافر بود و اين­ با اين­که پدر و مادر کافر بودند مسلمان شد و بعد از اسلامش دوباره کافر شد اين مرتد ملی است يعنی مليتش ارتداد بود دوباره برگشت، مرتد فطری به کسی گفته می­شود که پدر و مادر هردو مسلمان هستند، اين هم مسلمان است با اين­که مسلمان است از اسلام بر می­گردد، يعنی پدر و مادر دينداری و مسلمانی داشت، خودش هم مسلمان بود برگشت به کفر، مجازات و مکافات و عواقب مرتد فطری خيلی سخت­تر از مرتد ملی است چون مرتد ملی سابقه اسلام نداشت، آمد مسلمن شد دوباره بر گشت، قرآن هردو را می­فرمايد، می­فرمايد چه آن مسلمان­هايي که پيشنه­شان اسلام نبود و برگشتند، چه آن­هايي که پيشنه دين داشتند و برگشتند خدا می­فرمايد عاقبت­ها را فکر کنيد مراقب باشيد يک وقت می­بينيد مسلمان است بعد خراب می­شود، می­شود: «يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ»[23] پدر و مادر انسان شريفی اين آدم می­شود يک آدم لامذهب، يک آدم بی­اعتقاد کما اين­که گاهی اوقات بعضی­ها می­آيند گله می­کنند، آقا در بستگان­مان، خويشاوندان­مان، آدم سراغ داريم نماز شب می­خواند مسجدش ترک نمی­شد حالا همه چيز را بوسيده گذاشته کنار، حالا که شما گذاشتيد کنار عاقبتت را خراب کردی، مردم فکر عاقبت­ها باشيد و نگران آخرت و عاقبت خير، شما در همين دعای ابوحمزه ثمالی که ديشب خوانديد، شب­های قدر می­خوانيد، من در جلسه­ای عرض کردم ديشب در يک قسمتی از دعا، خدا رحمت کند آيت­الله والد می­فرمودند امام سجاد تمام دعا را می­آورد در دوتا کلمه، يعنی چکيده، خلاصه، حصيله، اين دعا را آن پايان دعا امام به خدا عرض می­کند: «وَ اجْعَلْ‏ ثَوَابَ‏ مَجْلِسِي وَ ثَوَابَ مَنْطِقِي وَ ثَوَابَ دُعَائِي رِضَاكَ وَ الْجَنَّةَ»[24] همه دعای ابوحمزه همين است لذا مرحوم آيت­الله والد می­گفتند اگر يک جايي زمان مقدس است اين را هم شادی روح ايشان بگويم، مکان مقدس است، می­گفتند اگر يک زمانی زمان خاص است، مکان مکان خاص است فرصت محدود است، دلت می­خواهد يک چيز بگويي که همه چيز گفتی، وقت هم نداری، فرصت هم نداری، زمان دارد می­گذرد می­گفتند همين دو جمله امام سجاد را بگوييد و بگذريد: «اللهمّ انی اسئلک: «رِضَاكَ وَ الْجَنَّةَ»[25]همه چيز در اين دوتاست، در دعاهای ائمه هم همين است عزيزانی که حج مشرف شديد، عمره مشرف شديد در شوط ششم در سعی از مروه به سمت صفا اين دعا دعای رسول­الله است: «اللهمّ انّی اسئلک رضاک و الجنه» ، دعای رسول­الله است در مسير مروه به صفا: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ رِضْوَانَكَ وَ الْجَنَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ‏ مِنْ‏ سَخَطِكَ‏ وَ النَّارِ»[26]«و ما يقربنی اليها من قول و فعل او عمل» ، خدايا از تو خشنوديت را می­خواهم و عاقبت بخيری­ام را، خشنودی شما عاقبت بخيری ما بهشتی شدن، پايان زندگی ختم بخير بشود و به شما پناه می­برم از سخط­ شما و دوزخی شدن خودم، عاقبت بشرّ شدن، و هر سخنی و هر عملی و هر رفتاری که ما را به سخط­تان نزديک می­کند در نوع دعاهای ائمه ما می­بينيم اين­ها را لذا خود اين عاقبت بخيری يک دستاورد بسيار بزرگی است که در اين آيه هم خدا می­فرمايد مراقب باشيد مؤمنين فکر عاقبت­تان باشيد، نکته ديگر قرآن می­فرمايد اگر عده­ای کفر پيدا کردند، ارتداد پيدا کردند، اين ارتداد ضرری به خدا نمی­زند:

حالا گر جمله کائنات کافر گردند، بر دامن کبريائيش ننشيند گرد

کما اين­که امروز تشريف فرمايي شما عزيزان امتيازی برای خدا نيست، يک وقتی فکر نکني بنده آدم خوبی هستم برای اسلام من يک پشتوانه­ای هستم که نباشم اسلام زمين می­خورد، اميرالمؤمنين فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ .. غَنِيّاً عَنْ‏ طَاعَتِهِمْ‏ آمِناً مِنْ مَعْصِيَتِهِمْ»[27] خدا از اطاعت انسان­ها بی­نياز است گناهان انسان­ها هم به خدا آسيب نمی­زند، خطای خطاکاران به خدا ضربه­ای وارد نمی­کند، عبادت عبادت کننده­ها هم برای خدا ايجاد قدرت نمی­کند، عبادت ما نفعش برای ماست، خطاکاری انسان­ها زيانش برای خود انسان­هاست اين هم نکته ديگر.

مطلب ديگر که من در اين آيه عرض کنم، اصل ارتداد اين­که بعضی­ها مرتد می­شوند يعنی يک سابقه­ای در دين داشته ول می­کند، بندگی را کرده، يک آقايي گفت رفتم امريکا، اسم يک کسی را آورد، گفت اين سال پنجاه و چهار، سال پنجاه و سه با حاج­آقای شما حج بوده، گفت اصلاً از همه چيز بريده، گفت خدا، دين، مذهب، حاجی سال پنجاه و سه، حالا آن­جا پيرمردی است گفت البته از ابوی شما خيلی به نيکی ياد می­کرد، از سابقه حج و بودن با ايشان ذکر خير می­کرد، گفتم اين بی­چاره خدای ابوی ما را کنار گذاشته، حالا از ابوی به نيکی ياد می­کند، آقايون گاهی اوقات اين جوری می­شود، يک زمانی با شوق می­رود حج، حالا حج را مسخره می­کند، نماز را مسخره می­کند، لذا عزيزان اصل اين­که بعضی­ها می­برند از دين، چرا؟ چرا عوض می­شوند يک جهتش اين است که معرفت و محبت به دين و خدا اين­ها ندارند، خدا را نشناختند، اين­ها ضعف معرفت داشتند، اين­ها مثل افرادی هستند که مقاومت جسمانی­شان ضعيف است ويروس می­آيد مريضش می­کند، کرونا آمد در اين مملکت همه کرونا گرفتند، آن­هايي که بدن­های مقاوم داشتند، آن­هايي که آمادگی رو به رو با اين بيماری داشتند، ولی بعضی­ها در اثر بيماری کرونا رفتند از دنيا، از همين اصحاب مسجد ما يکی دو نفر به لقاء الهی پيوستند خب همه را نبرد، ارتداد هم روی همه اثر نمی­گذارد، انسان­های بی­معرفت، لذاست که اميرالمؤمنين فرمود اگر دو روزتان مثل هم باشد ضرور کردی، امروز بايد معرفتت نسبت به ديروز بيشتر بشود، شرائط اين را مقام معظم رهبری اين قائد شهيد ما فرمودند، شرائط امروز به مراتب از شرائط اول انقلاب سخت­تر است امروز دشمن دارد قتل عام فرهنگی می­کند، شب­خون نيست، تهاجم نيست، اعتقادها را يورش رفته، حالا اعتقاداتی که اين­ها معرفت ندارند، معرفت­ها هم ضعيف است، باورهای دينی را نفهميده، دشمن روی اثر می­گذارد اين ويروس شبهه او را از پا در می­آورد، از مسائل ديگری که من ذيل اين آيه عرض کنم، در راه خدا و شکستن سنت­های باطل قطعاً تبليغات دشمن، سرزنش­ها اين­ها به کار می­افتد، جوسازی می­کند اين­ها را هيچ هراسی به دل راه ندهيد کار دشمن تخريب است، خدا رحمت کند امام فرمودند اگر روزی امريکا و اسرائيل از ما تعريف کرد بايد در خود بينديشيم که چه کرديم؟ مردم امروز سالم هستيد، امروز در مسير هستيد که دشمنان امام زمان با شما دشمن هستند، دشمنان خدا با شما دشمن­اند، آن­هايي که برای ارزش­های اخلاقی تره خرد نمی­کنند با شما جبهه گرفتند، الحمدلله زمينه آمادگی جهانی برای ظهور حضرت دارد فراهم می­شود يعنی يک بيداری جهانی دارد اتفاق می­افتد مردم چهره­های نقاب کنار رفته اين­ها را دارند می­بينند که اين­هايي که مدعيان حقوق بشر هستند چه جنايت­هايي دارند مرتکب می­شوند، مؤمن بايد نسبت به مؤمنين قرآن می­فرمايد: «أَذِلَّةٍ‏»[28] نرمش داشته باشيد، نسبت به کافرين: «أَعِزَّةٍ‏»[29] سر سخت باشيد، در برابر دشمنان قاطع، اين­که آقا فلانی خاکشير مزاج است يعنی با هر کسی بسازد با دوست و دشمن، اين نفاق است، مؤمن نشانه ايمانت قرآن می­فرمايد در برابر مؤمنين نرمش، در برابر دشمن خدا سرسختی و قاطعيت اين نشانه ايمان است آدم خوبی هستی معنايش اين نيست که دوست و دشمن ما را تعريف کنند، اميرالمؤمنين فرمود من دشمنانی دارم که دستم را تا مرفق با عسل آغشته کنم کام اين­ها را شيرين کنم دست از دشمنی بر نمی­دارند اين نشانه سلامت کار است و خب خداوند می­فرمايد: «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ‏»[30] اين صفات را اگر کسی داشت، اين اوصاف شش­گانه، اين لطف خداست، اين فضل خداست از مصاديق فضل الهی من عرض کنم همين­که عزيزان خدا را دوست می­داريد لطف خداست، اين محبتی که در وجود شماست اين لطف الهی است اين را خدا لطف کرده، من يک گوشه­ای را از زندگی حضرت ايوب بگويم ايوب در آن آزمون بسيار سخت که می­گويند شيطان به خدا عرض کرد خدايا اين ايوب که اين همه شما را می­پرستد ثروت به او داديد، اولادهای متعدد داديد، زمين­های زراعی داديد، ايوب يکی از ميلياردرهای زمان بود و اين را هم من عرض کنم عزيزان اسلام با پول مخالف نيست، اسلام با دنيا پرستی و پول پرستی مخالف است، پول ابزاری است برای خدمت در راه خدا، لذا علی عليه­السلام فرمود: «نعم‏ المال‏ الصّالح‏ للرّجل‏ الصّالح‏»[31] پولی ارزشمند است که در اختيار انسان­های ارزشمند قرار بگيرد، پول دست چه کسی است؟ پول اگر آمد دست قارون می­شود تخريب حضرت موسی، پول اگر آمد دست متدينين می­شود خدمت به جامعه و گسترش معارف الهی، لذا اسلام با ثروت مخالف نيست، اين تنگ نظری­ها را هم بايد کنار گذاشت حالا خدا لطف کرده به کسی ثروت داده الحمدلله، اين ثروت شده يک ابزار برای خدمت بهتر به جامعه حضرت ايوب ثروت فراوانی داشت، شيطان گفت خدايا اين ايوب شما را برای دنيا می­پرستد، خطاب شد ايوب ما را برای خودمان می­خواهد و شيطان اصرار کرد، خطاب شد حالا ما برايت ثابت می­کنيم که ايوب ما را برای ما می­خواهد، می­گويند يک وقتی بعد از ظهری بود، حضرت ايوب نشسته بود يکدفعه يک کسی آمد گفت ايوب تمام پسرهايت در جايي نشسته بودند سقف آمد پايين همه در جا مردند، حضرت فرمود همه امانت خدا بود خدا داده بود و خدا پس گرفت صبر يعنی اين، تمام بچه­هايش در يک لحظه، ساعت نگذشت کس ديگر آمد گفت ايوب کلدانی­ها حمله کردند هزاران رأس گوسفند و گاو و شتر تو را به غارت بردند، حضرت ايوب فرمود مال خدا بود روزی عطا کرده، امروز رفت و از ما گرفتند، همين­که می­گوييم: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏»[32] پشت سر آن خبر آوردند گفتند آقا کلدانی­ها تمام مزارع زير کشتت را، هکتارها مزرعه و زراعت­ها را همه را به آتش کشيدند، حضرت ايوب فرمود اموال خداست، مردم حب دنيا خطرناک است دنيا خطرناک نيست، وابستگی به دنيا زيان می­زند، می­گويند اين حب دنيا امام صادق فرمود در قلب­تان فقط حب خدا را قرار بدهيد، اين قلب جايي است که فقط بايد تجلی حب خدا باشد ايوب چنين بود، خب همه اموال رفت، شيطان گفت خدايا چون تن سالم به ايوب دادی شکرت می­کند، خطاب شد ايوب ما را برای بدن سالمش نمی­خواهد يک بيماری ايوب گرفت، بيماری سخت، حالا به حدی اين بيماری سخت بود که بعضی­ها فکر کردند مثل امروزی­ها ويروسی است ايوب را از شهر بيرون کردند، خانم حضرت ايوب نوه حضرت يوسف هم اخراج شد اين زن و شوهر رفتند در يک خرابه­ای، در بيايان، يک روز آقا عزيز، مشهور، ثروتمند، پای سفره او جمعيت­ها می­نشستند، حالا بيمار معيوب، مطرود جامعه، بعضی از ما يک تبی بکنيم به خدا نق می­زنيم، حواس­مان به حرف زدن­هايمان باشد، دوتا فرشته اين­ها را می­نويسند، خدايا اين چه وضعي است، خدايا پس کی می­خواهی خدايي کنی؟ فضولی موقوف تو خوب بندگی کن، خدا می­داند چگونه خدايي کند؟ تو وظيفه­ات را انجام بده انتقاد به خدا نکن، تکليفت را در اين شرائط به شايستگی انجام بده، مثل ايوب باش، جماعتی آمدند ديدن حضرت ايوب از بزرگان شهر، خدا نکند بزرگ باشيم ولی فهم­مان کوچک باشد، آمدند سراغ ايوب گفتند ايوب ما نمی­دانيم که چه کردی؟ حالا گاهی اوقات فکر می­کنی اين آقا سرطان گرفته گناه کرده، اين آقا مثلاً تصادف کرد يک مخالفتی با خدا کرده، اين طور نيست من قبلاً عرض کردم روايت داريم بلاء برای ظالم ادب است، برای مؤمن امتحان است، برای انبياء درجه است، برای اولياء کرامت است، هر شلاق خوردنی که ارزش نيست، چه کسی دارد شلاق می­خورد؟ زينب است ترفيع درجه است، دشمن است ظلم است و مجازات ظلم اوست اين­ها آمدند ديدند حضرت ايوب، گفتند ايوب ما که نمی­دانيم چه کردی؟ هر خطای کردی استغفار کن تا خدا از تو بگذرد، می­گويند يک جوانی نشسته بود آن جوان رو کرد به آن­ها گفت چرا اين حرف را به ايوب زدی، به پيغمبر خدا می­گويي خطا کرديد، اين خطا می­کرد خدا پيغمبرش می­کرد، دل ايوب اين­جا شکست می­گويند از آن خرابه آمد بيرون قدم می­زد گفت خدايا تو شاهد هستی که تا کنون برای دنيا از شما چيزی نخواستم، خيلی حرف است، همه چيز داشته باشی ولی اين­ها را نخواسته باشی، خدا را خواسته باشيد، می­گويند توده­ای ابر آمد در آسمان بالای سر ايوب، ايوب اين­که تا کنون از ما دنيا را نخواستی اين را هم ما به تو داديم، آقايون موقعيت­تان چه است؟ چه داری؟ چه کاره­ هستيد؟ همه­اش از خداست، يک وقت نگوي من، يک وقت نگويي من گره­ها را باز می­کنم، منم که چنين می­کنم، گفتی من واگذارت می­کنند به خودت، می­گويند اين نداء را که ايوب شنيد بعد بشارت آمد در اين آزمون سربلند بيرون آمديد، دوباره فرزندانش برگشتند، ثروت­ها آمد، سلامتی آمد، آن عزت ظاهری که بعضی­ها يک نگاه ديگر داشتند دوباره آمد، ايوب از اين آزمون سربلند بيرون آمد، لذا عزيزان اين مصاديق فضل خدا محبت به خداست، اين محبت به خدا لطف خداست، اين­که خدا را دوست می­داريد فضل خداست، يک کسی آمد خدمت امام صادق گفت آقا ما وضع­مان بد است، آقا فرمودند وضعت خيلی خوب است، حالا من برايتان ثابت می­کنم همه­تان از ميلياردرهای درجه اول هستيد، خبر دارم، کجا؟ ببينيد امام صادق چه می­گويد؟ نگاه پول داخل کارتت نکن، نگاه به حال در دلت بکن، به امام صادق گفت آقا وضعم بد است آقا فرمودند وضعت خيلی خوب است، دوباره گفت آقا من وضعم بد است، آقا فرمودند وضعت خوب است، آقا چه دارم که وضعم خوب است؟ امام اين سؤال را پرسيدند من از شما می­پرسم همان­که آقا از شما پرسيد، آقا فرمودند چقدر حاضر بگيری از ما اهل­البيت دست برداری، مردم حاضر هستيد چند بگيريد امام زمانتان را ديگر قيد بزنيد، حاضر هستيد چقدر بگيريد اميرالمؤمنين را رها کنيد، می­بينم بعضی­هايتان داريد گريه می­کنيد آن آقا هم گريه کرد، تا آقا امام صادق فرمودند چقدر حاضری بگيری از ما دست برداری گريست، گفت آقا به خدا قسم دنيا را به يک تار مويي شما عوض نمی­کنيم، آقا فرمودند چرا اين را نمی­بينی، تو يک سرمايه­ای داری که با دنيا عوض نمی­کنی، سرمايه که فقط داشتن پول و ملک نيست، تو يک گوهر ارزشمند داري می­گويي با دنيا عوضش نمی­کنم، اين محبت به خدا و اولياست، اين لطف خداست، قاطعيت در دين، جهاد در  راه خدا اين­ها همه فضل الهی است و نکته پايانی و توسلی پيدا کنيم، مؤمن واقعی در برابر کافران احساس حقارت نمی­کند، حالا آن­ها چه دارند؟ چه کار می­کنند؟ شما خدا را داريد: «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا»[33] همان حرفی موسی به بنی­اسرائيل می­زد فرعون با تمام قدرت در تعقيب حضرت موسی دارد می­آيد، همراهان حضرت موسی تجهيزات حداقلی دشمن با تمام حداکثر توان دارد می­آيد اين­ها را نابود کند، حضرت می­فرمود: «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا»[34] خدا با ماست، مردم خدا با شماست، و اين آزمون هم ان­شاءالله به سربلندی و شايستگی گذر خواهد کرد.

خب روز شهادت مولای متقيان و امام پرهيزکاران اميرمؤمنان است خدا را قسم می­دهيم به اين روز عزيز و به اين شخصيت بزرگ عالم خلقت که وجودش ظلم ستيز بود، انتقام اين ملت مظلوم و خون پاک شهدای عزيز ما را از اسرائيل ظالم و امريکای ظالم و غاصب به اسرع وقت و احسن وجه بستاند، خب امروز ديگر کوفه صدای اميرالمؤمنين را نمی­شنود، مردم کوفه همه عزادار هستند، آن رهبری که منشأ خير و برکت و تواضع و فروتنی بود، آقا در آن سخن­های آخرشان توصيه­هايي کردند، توصيه به نماز کردند، توصيه به حج کردند، توصيه به زکات کردند، توصيه به حقوق همسايگان کردند، توصيه به حقوق ايتام کردند: «اللَّهَ‏ اللَّهَ‏ فِي‏ الْأَيْتَامِ‏»[35] يتيم­ها را فراموش نکنيد، با چهره متغير و خشين با اين­ها رو به رو نشويد، به نسبت به کهنسالان، پيرزنان، زير دستان امام سفارش کردند ديگر حالا وقت به پايان رسيده، آقا سفارش­هايي لازم را کردند مثل ديروز وقتی که روح ملکوتی حضرت به ملکوت اعلی پيوست و آقا را به خاک سپردند امروز يکپارچه مردم کوفه عزادار، همه می­آيند به آقا امام حسن عرض تسليت می­­گويند:

کوفه را ماتم گرفته، کوچه­ها را غم گرفته

آيد از هر خرابه صدايي، يا علی يا علی در کجايي

خانه­ها از غم سيه پوش، صحن مسجد مانده خاموش

کوفه ديگر صفايي ندارد، يا علی يا علی در کجايي

يک عزيزی گفت چرا پيکر مقام معظم رهبری شهيد را به خاک نمی­سپارند؟ گفتم تاريخ را نخواندی؟ جد بزرگوار ايشان اميرالمؤمنين را مخفيانه دفن کردند، آقايون قبر اميرالمؤمنين را تا زمان امام صادق کسی بلد نبود، چه ظلمی بر جامعه بشريت حاکم بود، جدش امام حسين را سه روز در برابر آفتاب پيکرش را رها کردند، اين­ها سلاله همان خانواده هستند، اين­ها می­رساند که ظلم تکرار می­شود در تاريخ مردم از اين تجربه تاريخ خوب استفاده کنيم.

اهل مسجد بی­قرار اند، مؤمنين چشم انتظار اند

تا به بانگ اذان لب گشايي، يا علی يا علی در کجايي

 

[1] صف4.

[2] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج‏2 ص478.

[3] نحل61.

[4] مائده54.

[5] مائده54.

[6] مائده54.

[7] مائده54.

[8] صف4.

[9] صف4.

[10] صف4.

[11] صف4.

[12] صف4.

[13] بقره154.

[14] صف4.

[15] مكاتيب الرسول صلى الله عليه و آله و سلم ج‏3 ص275.

[16] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص303.

[17] صف4.

[18] مائده54.

[19] مائده54.

[20] مائده54.

[21] مائده54.

[22] مائده54.

[23] روم19.

[24] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج‏2 ص597.

[25] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج‏2 ص597.

[26] مصباح المتهجد و سلاح المتعبد ج‏2 ص502.

[27] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص303.

[28] مائده54.

[29] مائده54.

[30] مائده54.

[31] الحياة / ترجمه احمد آرام ج‏4 ص163.

[32] بقره156.

[33] توبه40.

[34] توبه40.

[35] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ص421.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب اخیر

شرط تکامل جامعه
وحدت اسلامی / 4 شهریور 1405
نگرانی ارزشمند