استاد حدائق روز دوشنبه 14 تیر1400 در مسجدالنبی(ص) شیراز به ادامه سلسله مباحث سبک زندگی مهدوی پرداختند.

 

دانلود

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحيم

قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه، القران الحکیم «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[1]

صدق الله العلی العظیم

بحث جلسات گذشته، با محوریت سبک زندگی مهدوی و استناد به این کلام نورانی امام عصر «وَ عَلَى‏ مَوْتَاهُمْ‏ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ»[2] نسبت به اموات ولی عصر از خدا تقاضای رافت و رحمت می‏کند توضیحاتی داده شد، تفاوت بین رحمت و رافت که اموات را «اذکروا موتاکم بالخیر»[3] این نکات بدان پرداخته شد. بحثی مطرح شد، عواملی که جلب رحمت و مودت می‏کند. همانطوری که از خدا می‏خواهیم برای گذشتگان‏مان و برای خودمان رحمت الهی ما را در بر بگیرد، خودمان هم باید تلاشی بکنیم یک کاری بکنیم آیاتی که ناظر به این مطلب بود در جلسات گذشته ذکر شد چه کارهای ما را مشمول رحمت و مودت الهی می‏کند. خوب امشب شام سالروز ازدواج دو شخصیت بزرگ در نظام خلقت امیرالمومنین و حضرت زهرا‏ی مرضیه بود روزی که گذشت روز اول ذی الحجه و امشب شب دوم ذی الحجه، به همین مناسبت ما به پاس احترام امروز یکی از مناسبت‏های مهم عالم اسلام روز اول ذی الحجه شروع و آغاز زندگی حضرت امیرالمومنین و حضرت زهرای مرضیه بود. بحثم بحث عوامل جلب رحمت. من برای اینکه هم بحث ما گسسته نشده باشد و هم اعتبار امروز و صاحب امروز رعایت شده باشد، آیه‏ی 21 از سوره مبارکه روم زینت بخش مجلس گردد.

یک تذکری را هم توی پرانتز عرض کنم. یکی از متدین مدتهاست تقاضا می‏کرد که ما دوست داریم یک مجموعه‏ی را در مسجد النبی که کلنگ این مسجد را آیت الله والد به زمین زده است در بیش از 50 سال قبل. خوب این مجموعه‏ی درست بشود بعضی از آثار خطی و علمی ‏ایشان و حالا تعدادی تصاویری ایشان را به صورت یک نمایشگاهی در گوشه‏ی از مسجد که مزاحمتی هم نه برای نماز داشته باشد. نه جایی مسجد را سدّ کرده باشد انجام دهیم. مدتی متقاضی بود که این عزیز آمد و در آن قسمت پایین مسجد جایی را آماده کردند امشب بنا بود که یک رو نمایی بشود ظاهرا موکول به فردا شب شد. حالا عزیزانی که فردا شب تشریف دارند این بحث رونمایی از یک سری از آثار مرحوم آیت الله آقای حاج محمد رضا حدائق که خیلی‏ها هم مشتاق بودند اظهار می‏کردند که حالا يك مجموعه‏ی را از آثار ایشان در حد مختصر ارائه بشود تقاضای مومنین بود و آن شخص بانی خاص هم مُصرّ بر این مطلب بود، حالا عزیزانی که فردا شب موفق شدید در این مسجد بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء ان شاء الله این رونمایی هم از این مجموعه صورت خواهد گرفت.

مجددا شادی ارواح همه علما شهدا درگذشتگان جمع حاضر صلواتی ختم کنید.

در قرآن یازده مرتبه در این مجموعه‏ی بیش از شش هزار آیات شریفه، با «وَ مِنْ آياتِهِ»[4]

خدا آیه را شروع کرده است. «وَ مِنْ آياتِهِ»[5] یعنی از نشانه‏های خدا. نشانه‏ی مستقیم خدا. یکی از این آیات همین آیه‏ی 21 که از سوره مبارکه روم ذکر شد. که خداوند ازدواج را نشانه خدا می‏داند. اینهایی که حالا مجرد زندگی کردند و مجرد به رحمت حق رفتند از این فیض محروم شدند. ازدواج امر واجبی نیست اما امر مستحبی است و از نظر فقها واجب می‏شود برای کسی که اگر ازدواج نکند به گناه کشیده شود. اگر کسی بگوید اگر من مجرد باشم می‏افتم تو گناه، می‏گویند واجب است بروی زن بگیری. خانم واجب است بروی شوهر بکنی. تو داری نافرمانی خدا را انجام می‏دهی. اینجا برای دفع حرام، که دفع حرام واجب است، واجب است بروی ازدواج کنی. اما اگر یک کسی آمد گفت آقا من رغبتی به ازدواج ندارم، گناه هم نمی‏کنم، مجرد زندگی کردنم هم مصادف با نافرمانی خدا نمی‏شود می‏گویند یک مستحبی را از دست داده است. مثل نماز شب که مستحب است. تعقیبات که مستحب است از فیض یک مستحب خودش را محروم کرده است. من امشب به اعتبار امروزی که گذشت، و به اعتبار بحث ما که عوامل رحمت چیست؟ می‏خواهید بعد از مردن مشمول رحمت شوید، یکش ازدواج است. آنهایی که ازدواج می‏کنند و آنهایی که از آنها نسل صالح می‏ماند، رحمت الهی مستمره. روایت نبوی را بشنوید:

پیغمبر فرمود: «إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ‏ عَمَلُهُ»[6] وقتی اولاد آدم از دنیا می‏رود رشته‏ی ارتباط این فرد با دنیا قطع می‏شود «إِلَّا مِنْ ثَلَاثٍ»[7] مگر در سه جا، اگر در این سه جا کار کرده باشد نمرده زنده است. نرفته است موجود است. خانم‏ها آقایان، ای که دستت می‏رسد کاری بکن. می‏خواهی بعد از رفتنت بمانی، می‏خواهی طومارت با رفتنت برچیده نشود ببینید پیغمبر چه فرمود؟

جایگاه اول «وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ»[8] اگر اولاد صالحی از شما بماند که آن اولاد صالح دعاگوی شما باشد. هستی نرفتی. وجود داری. الآن شماها امشب این را من بشارت می‏دهم به شما، تمام شماهای که آمدید مسجد، زن و مرد، نماز خواندید، بخواهید و نخواهید، بدانید و ندانید، گذشتگان‏تان از این آمدن مسجد شما بهره‏مند شدند. نیت هم که نکرده باشید آنها دارند سودشان را می‏برند. به اجدادتان می‏گوید دهمین نوه‏ات امشب نماز جماعت خواند. امشب در مسجد، امشب در محفل دینی و معارف دینی شرکت کرد. یعنی یک خیری متصل شما برای تمام گذشتگان خودتان برقرار کردید. این برای شماها که خوبید. نعوذ بالله اگر کسی اولاد ناخلف از او بماند. و کوتاهی در تربیت کرده باشد، بلی یک وقت اولاد ناخلف دست آدم نیست نوح یکی از فرزندانش ناخلف شد به نام کنعان، نوح کوتاهی نکرده بود. نوح حرفش را زد، نوح نصیحتش را کرد، بچه‏های نوح همه با نوح بودند یکیش مسیرش را عوض کرد او ربطی به حضرت نوح ندارد. اما یک پدری که کوتاهی کرده است همه‏ی دغدغه‏ی زندگی‏اش فقط شکم بود لباس بود، سواد بود، آسایش بود، معارف، تربیت، رشد اخلاقی، رشد دینی، اینها اصلا در زندگی دیده نشد خودب این پدر مسئول است این بچه اگر به گناه کشیده شد، به هر اندازه که این پدر کوتاهی کرده باشد، باید جواب پس دهد. بچه‏های تان، زن و مرد، خدا سالم تحویل تان می‏دهد، پاک تحویل تان می‏دهد شما هم باید سالم و پاک تحویل خدا بدهید، هر مقدار که ناپاکی یک فرزند ناشی از کوتاهی پدر و مادر باشد قیامت سختی دارد. قیامت جلو این پدر و مادر را می‏گیرند می‏گویند ما این بچه را سالم تحویل تو دادیم با فطرت توحیدی تحویل تو دادیم. چرا این بچه را تو کوتاهی کردی و تربیت درست نکردی.

در همین شبستان مسجد و محراب مسجد، 15 سال قبل یک جوانی آمد سر جانماز. گفت آقا سال دوم دانشگاه هستم نماز بلد نیستم، آمدم حمد و سوره بخوانم ببنید درست می‏خوانم؟ سال دوم دانشگاه، یعنی 14 سال درس خوانده. حمد سوره‏ی را خواند غلط هم داشتم گفتم تا حالا شما کجا بودی؟ حالا فکر نماز افتادی؟ بعد از سال‏ها از زندگی گذشتن بیست و چند سال از عمرت گذشته...گفت حاج آقا من یک پدری داشتم لا مذهب. پناه می‏برم به خدا این را هم به همه تان بگویم بدانید تا بهش برسید.

پیامبر خدا فرمود روز قیامت اولین دادگاهی که خداوند تشکیل می‏دهد دادگاه خانواده است. خانم‏ها جواب آماده کنید برای شوهران‏تان. آقایان جواب آماده کنید برای همسران تان، پدر و مادرها جواب آماده کنید برای فرزندان‏تان، فرزندان، جواب آماده کنید برای پدر و مادرهای‏تان. قبل از اینکه به پرونده‏های دیگران برسند می‏گویند اول آقای حاجی، تو خانواده‏ات طلبکار نداری، فرزندت همسرت شوهرت برادرت، خواهرت، از شما شاکی نیست؟ کوتاهی نکردی؟

خوب پدرم یک پدر لامذهبی بود مادری داشتم متدین و مومنه. گفت مادرم نمازش ترک نمی‏شد نماز شب می‏خواند اما پدرم مسخره می‏کرد. بدترین شکل تربیتی تو خانواده همین است که زن و مرد مقابل هم بایستند. گفت مادر نماز می‏خواند پدر مسخره می‏کرد، گفت تو این دوگانگی من بزرگ شدم. دیگه نه پدر برایم ارزش داشت و نه مادر. گفت چند شب قبل مادرم از دنیا رفت. لحظاتی آخر زندگی کنار بسترش بودم یک جمله گفت و تمام کرد. گفت پسرم، مادرت بودم. حق بر تو دارم. 9 ماه تو را تو شکمم بزرگ کردم.

امام سجاد فرمود هیچ کس این کار را نمی‏کند شما یک هندوانه 2 کیلویی بدهند تو دستت. حاجی. بگیر تو دستت چقدر می‏توانی. ده دقیقه؟ یک ساعت؟ دو ساعت؟ یک روز؟ دو روز؟ یک ماه؟ 2 ماه؟ 9 ماه این مادر شما را حمل کرد.

امام سجاد می‏فرماید: مادر کاری کرده که نمی‏توانی جبران کنی زحماتش را. گفت مادر 9 ماه تو را حمل کردم. شیرت دادم. تر و خشکت کردم. حقی دارم بر تو. دارم می‏روم. اگر می‏خواهی از تو راضی باشم، نماز بخوان. گفت این را مادر گفت و تمام کرد. این جوان پای سجاده تو همین مسجد به من گفت. گفت از زمانی که این مادر این را گفت و مادر مُرد، تحول عجیبی پیدا کردم. رفتن مادر، سخن آخر مادر من را متحول کرد. آمدم نماز یاد بگیرم. آمدم نماز بخوانم. این جوان بیست و چند سال از عمرش می‏گذشت تارک الصلاه بود پدر تارک الصلاه، پدر لامذهب، این بچه را از دین گرفته بود. حالا این تلنگری که به این جوان خورد، مردن مادر بود.

اولاد صالح انسان را ماندگار می‏کند. «ولد صالح یدعو له»[9] این یک.

از خودتان اولاد صالح بگذارید. حالا یک کسی می‏گوید آقا من ازدواج نکردم، ازدواج کردم بچه گیرم نیامد، نشد، همسر مناسب گیرم نیامد، شوهر مناسب گیرم نیامد، مجرد ماندم و دارم می‏روم آیا باب خیر بسته است؟ خیر! اگر اولاد نداری، دو کار دیگر را پیغمبر می‏فرماید برسید بهش که بمانید.

دو «عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ»[10] بروید یک دانشی یاد بگیرید که از دانش شما بعد از شما استفاده کنند. ازدواج نکردی، اولاد نداری، تحصیلات داشتی، مطالبی یاد گرفتی حالا «علم ینتفع به»[11] معنایش این نیست که بشوی شیخ طوسی، بشوی شهید مطهری، بشوی امام. تالیفات داشته باشی، آقا چهار تا مطلب شنیدید، همین را هم بخل داری؟ خدا رحمت کند آیت الله والد ما را، این توصیه را از دوران نوجوانی می‏کردند می‏گفتند بابا هرجا که این را خیلی‏های ما عمل نمی‏کنیم. می‏گفتند هر جا مطلبی، سخنی، زیبا، از معصوم، یا از بزرگی شنیدی، این را بنویس. این بعد از شما می‏شود، صدقه جاریه، همین کار را نمی‏کنیم. روایت می‏شنویم از مجلس می‏رویم بیرون یادمان رفته. آقای حاجی، نوشتن سخن معصوم، بعد از صد و بیست سال که رفتی ورثه‏ات نگاه می‏کنند می‏گویند خدا رحمتش کند نوشته در تاریخ فلان، فلان مجلس این سخن را از پیامبر شنیدم. این را یک نفر بعد از شما اثر بگذاره می‏شود صدقه جاریه.

آیت الله والد، بیش از ده‏ها دفترچه حدیثی، از دوران جوانی شان نوشتند در تاریخ فلان، در فلان مجلس بودم، سال هزار و سیصد و سی، این جمله را فلانی گفت. الآن یک بخشی از اینها در همین نمایشگاه عرضه می‏شود، دست خط‏های ایشان، این می‏شود صدقه جاریه.

یک مطلب حدیثی را نوشتن مکتوب کردند، بلدی، ولی نوشتن این، آینده ورثه شما، نسل شما، به دست‏شان می‏رسد می‏خوانند، روی یک نفرش اثر بگذاره می‏شود صدقه جاریه. «علم ینتفع به»[12] یعنی آنچه که یاد گرفتی یک جوری بگذار تا دیگران استفاده کنند. آقا امیرالمومنین فرمود: «ما كتب قرّ و ما حفظ فر»[13] هرچه نوشتی می‏ماند، هرچی حفظ کردی حاجی یادت می‏رود. نعوذ بالله می‏رسی به دوران پیری آلزایمر اسم خودت هم یاد می‏رود. حافظه ما مثل کامپیوتره؟ حافظه‏ات را از دست می‏دهی.

«وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْق»[14] بنویس این‏ها را. یکی از ضعف‏های جلسات دینی ما همین است که حرف هم خوب گوش می‏کنیم هم خوب یادمان می‏رود. بارها گفتیم آقا روی یک دفترچه بنویس. اگر خودت را دوست داری بنویس. این را بعد از تو بازماندگانت می‏خوانند می‏شود صدقه جاریه. الان این دست نوشته‏های آیت الله حدائق اینجا ارائه می‏شود هرکه اینها را ببیند می‏گوید خدا رحمت کند ایشان را. یک جمله‏اش را می‏خواند روی زندگی‏اش اثر می‏گذارد می‏شود صدقه جاریه. رفتند. ولی هستند. «علم ینتفع به» یاد بگیریم از پیامبر. کلاس‏مان پایین نمی‏رود. آقا قلم بگیرم به دست زشته! زشته! سخن رسول الله است. سخن معصوم است. سومین چیزی که ماندگارتان می‏کند «أَوْ صَدَقَةٍ تَجْرِي لَهُ»[15] صدقه جاریه از خودتان به یادگار بگذارید. یا اولاد صالح به یادگار بگذارید، یا علم از شما بماند، «علم ینتفع به» یا صدقه جاریه. آقا وضع مالیت خوبه، خدا بهت داده، یک آثار خیری از خودت باقی بگذار که رفتی ولی هست. الان همین مسجد، بنیان گذار این مسجد خدا رحمت کند آقای حاج قلی خان نثاری، حاج قلی خان اولاد نداشت، دفنش اینجاست. روحش حاضره. تو این حجره دفنه. حاج قلی خان را من کاملا آشنا بودم. فرزند نداشت، ولی خدا به او پول داده بود. پول هم چیز عجیبی است. تو روایت داریم گاهی خدا پول به کسانی می‏دهد که آدم تعجب می‏کند. طرف ادعای زرنگی اش می‏شود هی می‏دود هشتش گرو نهش است حاج قلی خان نثاری خدا رحمتش کند سواد خواندن و نوشتن نداشت. فقط یک امضایی به زور می‏کرد. خدا یک ثروت عجیبی به او داده بود. جریان ثروتمند شدنش هم یک وقت برای ما نقل کرد. تو دو سال، کل این قائانی نو، گل‌کوب تا برود قبله، گیر این آقا آمد بگو

بنازم خداوند دیروز را، پریروز و دیروز و امروز را

سرمان می‏شود بازار تو مشت مان است؟ بورس را رصد مي‏كنيم؟ اينها را بگذار کنار. «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏»[16] این آقای حاج قلی خان، یکی از صدقات جاریه‏اش این مسجد  است. الان بدانید حاجی رفته. اولاد هم نداشت. خانمش هم رفت. خدا رحمت کند همسرش را. او هم یک بانویی مومنه‏ی خیره بود. حاجیه خانم رباب سِنِمّار. این زن و مرد اولاد نداشتند. این آقا آمد این مسجد را ساخت تقریبا نزدیک به نیم قرن این مسجد مورد بهره برداری و استفاده است. تمام شماهایی که می‏آیید نماز می‏خوانید نه امشب، نه گذشته، در آینده، زن و مرد، آن ثوابی که خدا به همه شما می‏دهد بابت شرکت در مسجد، بابت اقامه نماز، بابات شرکت در مراسم‏های دینی مسجد، عیناً بدون هیچ کم و کاستی به حاج قلی خان دارد می‏دهد. به روح او هم می‏رسد. این می‏شود صدقه جاریه. این همانی است که پیامبر فرمود، اولاد نداری، سواد نداری، راه رسوم، پول داری، با پولت یک کاری بکن. یعنی راه بسته نیست. پول داری با پولت، سواد داری با سوادت، اولاد داری با فرزندت، ارتباطت را با دنیا قطع نکن. حالا این مسجد تا هر زمانی که مسجد باشد، مرتب این خیرات به روح آن مرحوم می‏رسد بچه را در مسجد مدیریت کنیم. بچه اگر در مسجد نیاید کجا برود؟ بچه‏ها که آمدند بزرگترها مدیریت شان کنند ساکت باشند، با تندی هم با بچه‏ها برخورد نکنیم. اینها با زحمت می‏آیند تو مسجد، به راحتی درشان می‏کنیم باید تو مسجد بیایند بزرگترها محبت کنید اینها را دعوت به آرامش کنید، طبیعت بچه بازی کردن است. ولی خوب باید رعایت کرد پیغمبر در حال نماز بودند رکعت دوم، صدای گریه‏ی بچه‏ی شیرخواره‏ای از میان خانم‏ها بلند شد رسول الله تو نماز جماعت بودند. پیامبر برای ما الگو است. پیامبر دو رکعت باقی مانده نماز را با سرعت تمام کردند. با عجله. به اقل اذکار. نماز که تمام شد مامومین تعجب کردند این پیامبر الگوی ماهاست. عرض کردند یا رسول الله چی شد شما دو رکعت نماز باقی مانده را سریع تمام کردید؟ پیامبر فرمودند مگر صدای گریه آن بچه خردسال را از تو خانم‏ها به گوش‏تان نخورد؟ مادرش در حال نماز بود نمی‏توانست به این بچه برسد من سریع نماز را تمام کردم تا مادر به بچه برسد. پیامبر نفرمود خانم بچه‏ات را مسجد نیاور. رعایت کنیم. آینده‏ی مساجد باید دست جوان‏های ما اداره بشود. دست همین بچه‏ها اداره بشود. اگر از مَنِ مسجدی برخورد خوب نبینند رشته ارتباطی شان با مسجد قطع خواهد شد. خوب این سومین نکته. می‏شود صدقه جاریه. علم ینتفع به، ولد صالحی که یدعو له اینها شما را مرتبط می‏کند با دنیا پس از رفتن. رفته‎‏اید ولی هستید. رفته‏اید ولی هستید. خوب آیه قران را بخوانم. یکی از مواردی که موجب رحمت می‏شود ازدواج است. ازدواج سبب می‏شود که ماندگارتان کند عرض کردم تمام این جمعیت حاضر امشب، همه شماها یادبودی گذشتگان تان هستید تا حضرت آدم. تمام شما، اگر پدران شما، و نیاکان شما، ازدواج نکرده بودند، فرزند از اینها نمی‏ماند، شماها نبودید، از آنها یادی نمی‏شد. من مقدمه‏ی عراضیم در طلب مغفرت اگر حواس‏های تان جمع بود این جمله را هم گفتم. گفتم درگذشتگان از جمع حاضر، یعنی هرکسی از شما فوت کرده باشد، پدری و مادری، امشب تو این دعای شما شریک شدند. آنها بهره‏مند شدند و پای سفره این فیض قرار گرفتند اگر پدر شما ازدواج نمی‏کرد شما نبودید و یادی از او نمی‏شد. از عواملی که ما را مشمول رحمت قرا می‏دهد ازدواج است. این که بعضی‏ها می‏گویند آقا ما دوست نداریم ازدواج کنیم. می‏گوییم خودت را از این فیض محروم کردید. از رحمت الهی عقب ماندید، یکی از شعبات رحمت الهی، ازدواج است که تو محروم شدی. از این بهره مندی رحمت الهی دستت کوتاه است. من آیه را ترجمه کنم.

«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها» عرض کردم این آیه را به اعتبار امروز که گذشت سالروز ازدواج دو شخصیت بزرگ نظام خلقت بود، خدا می‏فرماید: از نشانه‏های قدرت نمایی خدا، و آثار الهی، این است که از خود شما برای شما، همسر انتخاب کرده است. «وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة»[17] نتیجه این ازدواج مودت و رحمت بین شماها شد. «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[18] آرامش در زندگی بیاید این یکی از برکات ازدواج است، مودت و رحمت ایجاد بشود از برکات دیگر ازدواج است. خدا می‏فرماید در ازدواج آثار فراوانی است برای آنهایی که اهل فکر و تدبیر و اندیشه باشند. ازدواج برکات فراوانی دارد. پدر و مادری که دست تان می‏رسد زودتر کمک کنید وسایل وصلت جوانان را. حالا من نکاتی را در این آیه محضر عزیزان عرض کنم.

یکی از برکات ازدواج اولا در این آیه خداوند می‏فرماید آفرینش هدفدار است. این طوری نیست که ما آمده باشیم و برویم. خدا می‏فرماید ما با هدف شما را خلق کردیم. «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً»[19] نشانه خدا است. با هدف شما را آفریدیم. هدف این است که شما در این مسیر تکامل قرار بگیرید. آرامش مودت رحمت تقرب به خدا در زندگی اتفاق بیفتد. یکی از نکاتی است که از آیه استفاده می‏شود. مطلب مهمی‏که در این آیه عرض کنم از آیاتی که گویای این است که زن و مرد از یک جنس هستند و در عرض همدیگر هستند. این را خوب دقت کنید مخصوصا خانم‏ها، نگویید اسلام بین مرد و زن تبعیض قائل شده است. این حرف غلطی است. این توهین به اسلام است. زن و مرد، از نظر اصالت و هویت انسانی، یکسان هستند. «وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ»[20] در کنار هم هستند. در این آیه «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً» زن و مرد از یک جنس هستند. از یک نوع هستند مزیتی بر یکدیگر دارند جز به تقوا. «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[21] بعد حالا این نکته ی که بعضی‏ها می‏گویند چرا ارث زن‏ها نصف مردهاست این یک بحث حقوقی است. آن یک بحثی است که امام رضا به مامون جواب دادند حالا وقتش هم نیست. شهادت زن نیمی‏شهادت مرد محاسبه می‏شود. در ارث، زن، نصف مرد، اینها تو مباحث حقوقی است دلیل هم داریم. حضرت علی بن موسی الرضا می‏فرماید اداره اقتصاد زندگی به عهده مرد است اسلام در مسائل مالی، از مرد حمایت بیشتر کرده است. من یک مثال بزنم تا جا بیفتد. شما دو تا فرزند دارید. به یک فرزندت مسئولیت خرید سنگینی می‏دهید. به نسبت آن خرید، پول در اختیارش قرار می‏دهید به فرزند دیگرت مسئولیت خرید سبک تری می‏دهید، به نسبت آن کار، حمایتش می‏کنید. حالا این دوتا فرزند بگویند که چرا پدر بین ما فرق گذاشتی به این فرزند صد هزار تومان دادی به من بیست هزار تومان دادی؟ می‏گوید کاری که از او می‏خواهم در حد صد هزار تومن است و کاری که از تو می‏خواهم در حد بیست هزار تومن است. این ظلم است؟ این عین عدالت است. اسلام می‏فرماید خانم، اداره اقتصاد زندگی مسئولیتش به عهده شما نیست. مرد موظف است صفر تا صد زندگی را اداره کند. حالا که مرد موظف است، از مرد حمایت کردیم می‏گوییم ارث دو برابر است. زن اگر میلیاردر باشد می‏تواند در خانه شوهرش خرج نکند. زنی که مسئولیت خرج کردن ندارد می‏گویند نصف ببر. این ظلم است یا عدل است؟ این عین عدالت است. ظلم می‏دانید کجا می‏بود؟ اگر می‏بود؟ بگویند نماز خانم‏ها نصف نماز مردها ثواب داشت. اگر موردی پیدا کردی منم قبول می‏کنم ظلم است. یک مورد نداریم عبادت زن‏ها از نظر ثواب نصف عبادت مردها باشد. حج یک زن، نماز یک زن، روزه یک زن، از نظر ارزش بگویند نصف عبادت یک مرد  است، اصلا ما نداریم. زن و مرد در کنار یکدیگر در عرض یکدیگر هستند در همه کارهای معنوی. صدقه ی یک زن عبادت یک زن، حج یک زن، مثل یک مرد است. آنجایی که یم بینید اسلام آمده یک قانونی وضع کرده آن به اعتبار مسائل حقوقی و مسئولیت‏هایی است که اسلام تفویض کرده است. این آیه از آیاتی است که بیانگر آن است که زن و مرد از یک جنس هستند در عرض هم هستند. مزیتی بر یکدیگر ندارند. جز به تقوای الهی. این طور نیست که حالا بگویند نماز زن‏ها ثوابش کمتر  است صدقه زن‏ها ثوابش کمتر است. معیار تقوا است. زن و مرد باتقوا باشد، می‏درخشد می‏شود آسیه. مرد بی تقوا شد نزول پیدا می‏کند و سقوط می‏کند مثل فرعون. معیار « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم»[22] این هم نکته ی دیگر از نکاتی که در این آیه حائز اهمیت است زن و شوهر باید عامل و مایه آرامش باشند نه عامل تشنج. از آثار ارزشمند ازدواج ارامش در زندگی است اگر مردی و زنی اظهار کرد که ما از شروع زندگی مان هر چه بیشتر می‏گذرد تشنج در زندگی ما می‏شود این ازدواجی نیست که خدا می‏خواهد ازدواج نشانه موفقیتش این است که حاج آقا، حاج خانم هرچی پیرتر می‏شوی هرچه ازدواج کهنه تر، آرامش در زندگی بیشتر. بعضی‏ها می‏گویند اگر خوشی بود همان سال‏های اول بود. اگر آرامش بود... این ازدواجی نیست که خدا می‏خواهد ازدواج یعنی هرچه به مرز رفتن نزدیکتر می‏شوی آرامش در زندگی بیشتر شود. آرامش با آسایش فرق دارد.

ما شاید تقریبا دو سه سالی بحث شب‏های سه شنبه عوامل آرامش در قرآن بود. آرامش یعنی آسودگی خیال. آرامش درونی. آسایش یعنی امکانات به روز. تجهیزات مرفه. اینها آسایش است. خانه آنچنانی. اسپیلت، پکیج، ریموت ماشین‏های تمام اتوماتیک، لباسشویی ظرف شویی اینها می‏شود آسایش. اما خیلی‏ها اینها را دارند اما آرامش ندارند. زندگی خوش ندارند. دغدغه دارند، اضطراب دارند، شب باید با آرام بخش بخوابد. خواب راحت ندارد. آرامش یعنی خیال آسوده. بعضی‏ها زندگی ساده دارند ولی آرامش دارند. بعضی‏ها میلیاردر هستند ولی آرامش ندارند. از کارهایی که آرامش ایجاد می‏کند ازدواج با آن معیاری است که خدا می‏خواهد. ازدواج موفق آن است که آرامش در زندگی ایجاد می‏کند نه تنشج. و توجه داشته باشیم که هدف از ازدواج فقط ارضاء غریزه جنسی نیست. این یک گوشه‏ی کار است. مهمترین آثار ازدواج، تقرب به خداوند و رسیدن به آرامش جسمی‏ و روحی است.

این مهمترین آثار ازدواج است. پیامبر فرمود دو رکعت نماز انسان متاهل، افضل است از هفتاد رکعت نماز افراد مجرد. در بعضی از روایات داریم که یک شبانه روز. یعنی دو رکعت نماز که یک آدم متاهل به جا می آورد از نظر ارزشی و ثوابی، ولی آن هم عملش را به جا آورده اما ثواب ویژه می‏دهد متاهلین از این موقعیت بهره مند هستند. در ازدواج داریم که به برکت ازدواج 50 درصد ایمان‏تان واکسینه می شود. مجردها باید 100 درصد دین شان را مراقبت کنند. پیامبر فرمود: «مَنْ‏ تَزَوَّجَ‏ أَحْرَزَ نِصْفَ‏ دِينِهِ»[23] نصفش حفظ می‏شود نیمه دیگر را باید مراقبت کند. ازدواج سنت رسول خداست. و پیامبر فرمود کسی که از این سنت اعراض کند و پشت کند از من نیست. «النِّكَاحُ‏ سُنَّتِي‏ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي‏»[24] یکی از آثار ارزشمند ازدواج این است که به خدا نزدیک تر می‏شوی. آیات الهی است. نشانه خداست. روی عبادت ما اثر می‏گذارد، روی ایمان ما اثر می‏گذارد، ایمان ما را حفظ می‏کند اینها از برکات ازدواج است. و این محبتی که هدیه‏ی الهی است که گاهی اوقات با مال، مقام، و زیبایی به دست نمی‏آید یکی از جاهایی که « وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَة»[25] جایش تو ازدواج است. شما فکر می‏کنید هر کس پول داره مردم دوستش داره؟ اتفاقا این را بگویم امیر المومنین به کمیل فرمود آقای کمیل، یکی از تفاوت‏هایی بین علم و ثروت این است که علم هرچه بیشتر بشود دوستان دارانت بیشتر می‏شود ثروت هرچه بیشتر بشود دشمنانت بیشتر می‏شود. گاهی اوقات این رگه‏‏های دشمنی تو کانون خانواده می‏آید. یک وقت می‏بینی اولاد به پدر و مادر دشمن می‏شود چرا به فلانی بیشتر داد به ما نداد. نتیجه‏ی علم، افزایش دوستی است کثرت مال، گاهی اوقات دشمن‏ها را امیر المومنین می‏فرماید افزایش می‏دهد. لذا یکی از مواردی که محبت را زیاد می‏کند ازدواج است. خدا کلی در ازدواج ایجاد محبت می‏کند. شما وقتی پیوندی را ایجاد می‏کنید خانواده‏ای جدید با شما آشنا می‏شود همسر شما شوهر شما، آینده فرزندان شما اینها افزایش محبت و مودت می‏دهد و قطعا طبق این آیه رابطه زن و مرد باید مبتنی بر مودت و رحمت باشد مودت را اشاره کردیم آن علاقه‏های درونی و پایدار رحمت هم آن محبت‏های ظاهری و آشکارا است. هر دو ظاهر و باطن درون برون آمیخته با مهربانی می‏شود به برکت ازدواج این هم نکته‏ی دیگر و اگر این دو با هم آمد کارساز می‏شود. ما در روایت داریم پیامبر می‏فرماید اگر مردی به خانمش بگوید «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ، لَا يَذْهَبُ‏ مِنْ‏ قَلْبِهَا أَبَداً»[26] دوسِت دارم،  این مطلب از قلبش خارج نمی‏شود. ما گاهی اوقات حاجی نماز شب می‏خواند عارش می‏شود به بچه‏اش بگوید دوسِت دارم. عارش می‏شود به همسرش بگوید دوسِت دارم. یا زن عارش می‏شود به شوهرش این حرف را بگوید. اینها دور شدن از ارزش‏های اخلاقی است. مودت و رحمت هر دو باید باهم باشد تا کارساز شود. آقایی آمد می‏گفت من اعتقادم  این است که پسر باید به چشم اولاد باید به چشم خار و به دل عزیز باشد. گفتم این خرافات را کی به قلبت کرده. این چه حرفی غلطی است که تو می‏زنی. اسلام می‏فرماید فرزندان شما هم با قلب هم با زبان هم با رفتار باید مورد تکریم قرار بگیرد. چرا فرزندت نفهمد که او را دوست می‏داری؟ یک جمله بگویم خیلی‏های‏مان عقب هستیم. رسول خدا می‏فرماید اگر پدر و مادری، از روی محبت و رحمت، یعنی اینها اسباب رحمت است که تو ازدواج به دست می‏آید. از روی محبت و رحمت فرزند خودش را ببوسد، خدا ثواب پانصد سال عبادت را به او می‏دهد. یک بوسیدن، چقدر بچه‏های‏تان را می‏بوسید؟ می‏گوید آقا لوس می‏شود؟ لوس می‏شود؟ تربیت را بلد نیستی. پیغمبر هر گاه فاطمه زهرا حاضر می‏شد بر رسول الله، رسول الله تمام قامت می‏ایستاد. پیشانی فاطمه را می‏بوسید. گاهی اوقات رسول الله شانه فاطمه را بوسه می‏زد. می‏فرمود پدرت به فدایت «ابوک بفداک» حالا بذارید به پول نزدیکش کنم تا ارزش روایت را بیشتر بفهمیم. عبادت، حداقلش نماز و روزه است. الان یک سال نماز و روزه استیجاری، سالی 5 میلیون تومن است. 500 تا 5 میلیون می‏شود چقدر؟ می‏شود 2 میلیاد و نیم. یک بوسیدن 2 میلیارد ارزش داره. گاهی اوقات وقت می‏گذاریم برای ده هزار تومان از دست مان نرود. یک اضافه کاری اینقدر به حقوق ما باز شود. بابا. چشم دل باز کن. کجایی کاری. اولاد باید به چشم خار باشد؟ این حدیث، حدیث شخصیتی است که خدا می‏فرماید: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»[27] پیغمبر الگو است برای شما. یک بوسیدن پانصد سال عبادت. حداقل قیمت ریالی‏اش 2 میلیاد و پانصد میلیون است. به ما بگوید آقا خدا وکیلی اگر بانی پیدا شود اگر یک کسی بانی شود بگوید فردا صبح کنار قبور شهدای گمنام دروازه قرآن، هر کی بالای کوه بیاید ما یک ربع سکه بهار آزادی به او می‏دهیم. اگر بانی پیدا شود تمام شیراز می‏آید آنجا. نمی‏آید؟ پیغمبر می‏فرماید: یک بوسیدن پانصد سال عبادت، بشر به داد خودت برس. بشر استفاده کن. همه‏اش هم بالاخره در همین مسجد آمدن نیست. یک وقت نیایی مسجد نماز اول وقت مان تعطیل نشود اما خلاق تو خانه مان، نعوذ بالله کالشمر ذی الجوشن. خانم بد اخلاق. آقا بد اخلاق. یک خانم دختری دانشجو می‏گفت مادر من همیشه تو جلسات قرآن است تو خانه با پدرم که حرفش می‏شود مفاتیح پرت می‏کند گفتم عجب مادر بزن بهادری داری. که فرق نمی‏گذارد بین مفاتیح و پاره آجر. چه ارزش داره؟ السلام علیک یا ابا عبدالله. اخلاق امام حسین این بود؟

این اخلاق عملی است؟ یکی دو نکته هم عرض کنم. قرآن می‏فرماید «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[28] ارزش این ازدواج و ارزش این برکات را کسانی می‏داند که اهل تفکر و اهل اندیشه باشند. آنهایی که فکر می‏کنند می‏فهمند چه خبر است در ازدواج و چه آثاری است در این وصلت مبارک که هم بقاء نسل را برای ما رقم می‏زند و هم کانون آرامش زندگی است و هم کانون مودت و رحمت است.

یک خاطره بگویم و تمام کنم.

لذا اگر می‏خواهید مشمول رحمت الهی بشوید که بعد از 120 سال «وَ عَلَى‏ مَوْتَاهُمْ‏ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ»[29] آقا تا هستی یک کاری بکنید. اولاد خوب، نشد با ثروتت آثار خوب، نشد با قلمت و سوادت، نوشتار خوب، برای خودتون باقی بگذارید. در این شیراز، آقایی رحمت خدا رفت و خانمی خدا رحمت خدا رفت. شوهرش 84 سال داشت خانم 79 ساله بود. در مسجد الرسول مجلس ترحیم شان بود بنا بود ما سخنرانی کنیم. وارد که شدم دیدم شوهر، عصا به دست پیر مرد 84 ساله ایستاده بود می گفتند شوهر متوفای خانم است. وارد که شدم گفتند آقای حدائق شما هستید. گفتم بلی. گفت شما می خواهید منبر بروید. گفتم بلی. گفت من یک جمله فقط بگویم بعد شما سخنرانی کنید. گفتم بفرمایید. گفت من شنیده بودم انسان با از دست دادن پدر یتیم می شود این حرف یک پیر مرد 84 ساله بود گفت من داغ پدر دیده ام داغ مادر دیده ام عموها عمه ها خاله ها برادر خواهر تو این عمر 84 ساله، شاهد درگذشت خیلی از نزدیکان و عزیزانم بودم. به جرات می‏گویم مصیبتی بدتر از مصیبت و فقدان همسر نیست. این حرف یک پیرمردی بود که دیگر در آن تب و تاب جوانی شهوات جوانی نبود در سن 84 سالگی سخن برگرفته از پختگی و درایت و ظرافت. گفت آقای حدائق، من در این سن احساس یتیمی کردم. پدرم که فوت کرد احساس یتیمی نکردم. مادر که از دست دادم اینگونه احساس غربت نکردم گفت این را به شما بگویم هیچ مصیبتی بدتر از دست دادن همسر شایسته و همسر خوب، نیست. این همانی است که قرآن می‌فرماید. تو سن  84 سالگی خانمی که پیر زنی که 79 ساله بود حالا احساس می‏کنم که یتیم شده‏ام. آن زندگی‏های که زن و شوهر چشم دیدن همدیگر را ندارند می‏گوید برو که الهی دیگر بر نگردی آن زندگی آن نیست که خدا می‏خواست. زندگی موفق باید هرچه از تاریخ صدورش می‏گذرد وابستگی بیشتر.

مرحوم حاج آقای خمینی رحمت الله علیه می‏گوید آن یکی دو ماه آخر عمر امام، در سال 68، می‏گوید مادر ما از امام اجازه گرفت برود دیدن برخی بستگان شان در لواسان، یک صله‏ی رحمی بکند امام هم اجازه دادند حاج احمد آقا در خاطراتش می‏نویسد روز اول که مادر ما رفت، امام کم حرف شد، روز دوم، امام کم خوراک شد، دیگر خوراک می‏گفت امام که میل ندارم. حاج احمد آقا می گوید سریع به مادر تماس گرفتم. گفتم مادر سریع برگرد که ما نگران حال امام هستیم. امام به شما نگفتند نروید. گفت صله رحم می‏خواستید بکنید مانع نشدم ولی دوری شما روی امام دارد اثر می‏گذارد. امام کم حرف کم سخن، و سریع برگردید که ما می‏ترسیم امام بیمار شود. این زندگی زندگی ایده‏آل است  این همانی است که خدا می‏فرماید. این همانی است که امروز شکل گرفت. زندگی امیرالمومنین و حضرت زهرای مرضیه و لذا امیرالمومنین کنار قبر حضرت زهرا یک شعری سرود و شعری گفت و زانو به زمین زد که شاعر می‏گوید:

زانوی سردار خیبر خم شد

داغی که بر امیرالمومنین در فقدان حضرت زهرا تحمیل شد داغ بسیار سنگینی بود امیدواریم که ان شاء الله به عظمت این ماه عزیز، و به عظمت این دهه که پیغمبر فرمودند مقدس‏ترین ایام سال دهه اول ذی الحجه است و مناسبت‏هایی که در این دهه اتفاق افتاده، ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا ما شهادت امام باقر را به قولی داریم و روز عرفه، و روز عید سعید قربان، که از اعیاد بزرگ اسلامی است و مناسبت‏های مهمی که در دهه دوم و سوم ذی الحجه چندین مناسبت در شان و منقبت امیرالمومنین در دهه دوم و سوم ذی الحجه اتفاق افتاده.

پروردگارا به این ماه عزیز قسمت می‏دهیم فرج امام زمان ما را نزدیک بگردان.

 

[1] . روم، 21.

[2] . البلد الامین و الدرع الحصین، ص 349.

[3] . الصوارم المهرقه فی نقد ال صواعق المحرقه، ص 49.

[4] . روم، 21.

[5] . روم، 21.

[6] نهج‌الفصاحه ص200

[7] نهج‌الفصاحه ص200

[8] نهج‌الفصاحه ص200

[9] نهج‌الفصاحه ص200

[10] نهج‌الفصاحه ص200

[11] نهج‌الفصاحه ص200

[12] نهج‌الفصاحه ص200

[13] . کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج 1، ص 287.

[14] . یس، 68.

[15] . روضه الواعظین، ج 1، ص 11.

[16] . طلاق، 3.

[17] . روم، 21.

[18] . روم، 21.

[19] . روم، 21.

[20] . احزاب، 35.

[21] . حجرات، 13.

[22] حجرات آیه13

[23] . کافی، ج 5، ص 329.

[24] . جامع الاخبار، ص 101

[25] روم آیه21

[26] . کافی، ج 11، ص 316.

[27] . احزاب، 31.

[28] . روم، 21.

[29] . البلد الامین و الدرع الحصین، ص 349.

 

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
0 کاراکتر ها
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟
طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه