ghalb

یکی از خواسته‌های امیرالمؤمنین علیه‌السلام از خدا این است و شما هم از خدا بخواهید! نترسید!

امام علیه السلام می فرماید: پروردگارا! اول نعمتی که در دنیا از من می‌ستانی جان من باشد؛ یعنی خدایا قبل از این‌که ذلیل و علیل شوم و دیگران بخواهند به من کمک کنند مرا ببر!

یعنی قبل از این‌که آن‌هایی که یک‌زمانی زیر بغلشان را گرفتیم با منت و نگاه خفت‌بار به ما نگاه کنند و سر نگه‌داشتنمان دعوا...

momen

مؤمن واقعی کسی است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را بیش از خودش دوست بدارد.

در لیلةالمبیت، چهل جوان از چهل قبیله قریش مسلح شده بودند پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله  را در خانه ترور کنند. همان شب جبرئیل ابلاغ کرد که ای پیامبر! امشب در خانه نمان! می‌خواهند شما را ترور کنند.

برنامه چیست؟

خدا می‌فرماید: شما از منزل خارج شوید و علی در بستر جای شما...

abaseqomi

آیت‌الله حاج شیخ محسن محدث زاده پسر حاج شیخ عباس قمی خاطرات زیادی از پدر خود برای من نقل کرد. یک خاطره را بگویم.

گفت: پدر ما در اواخر عمر یک‌دفعه بینایی خود را از دست داد.

روزی پدرم وضو گرفت و به طبقه فوقانی منزل که پنجره‌ای رو به حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام داشت آمد و پنجره را باز کرد. رو به حرم، کتاب اصول کافی را باز کرد و چشم‌هایش را استلام به صفحات کتاب داد و یک جمله به امیرالمؤمنین...

iran

من یک‌چیزی بگویم به خودتان بنازید که ایمانتان علوی است.

لعنت بر کسانی که می‌گویند ایمان ایرانی‌ها عمری است. ما ایمانمان، ایمان علوی است.

زمانی که اسرای ایرانی را در مدینه بردند، عمر خلیفه بود. یک تعدادی از زن‌ها و مردهای ایرانی را آورده بودند.

آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بلند شدند نزد عمر سخنرانی کردند و فرمودند: ای عمر! از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که قوم کریم و عالم و حکیم...

ebrahim

یکی از آداب ذکر، اخلاص است و آن‌هایی که در دعاهایشان و اذکارشان اخلاص دارند نتیجه می‌گیرند.

یک‌وقتی حضرت ابراهیم علیه‌السلام در منجنیق گرفتار بود.

جبرئیل گفت: جناب ابراهیم! کمکت کنیم؟

گفت: خیر. از خدا کمک می‌خواهم؛ نه از تو.

آقایان خیلی عجیب است که انسان هیچ کمکی نداشته باشد و گرفتاری داشته باشد و جبرئیل، فرشته خدا نیز بگوید کمکت کنم بگوید من از خدا کمک می‌خواهم.

گفت: الآن تو...

nejat

رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند:

روزی سه نفر داشتند به مسافرت می‌رفتند. همین‌که در دامنه کوهی می‌رفتند باران شدیدی بارید و این سه نفر به غاری پناه بردند.

هم‌زمان تخته‌سنگی از بالای کوه حرکت کرد و در دهانه این غار افتاد و غار به قبر آن‌ها تبدیل شد و کاملاً از زندگی ناامید شدند.

با خود گفتند که هرکدام، بهترین کار زندگی را نام ببریم و بگوییم خدایا اگر این را قبول کردی به برکت این...

ekhlas

امام خمینی رحمةالله‌علیه در کتاب اربعین حدیث می‌نویسند:

یکی از بزرگان علمای نجف مقید بود صف اول جا بگیرد و در نماز جماعت شرکت کند.

بیست سال صف اول جماعت نماز می‌خواند. خودش نیز امام جماعت نبود.

یک جلسه‌ای آمد به صف اول نرسید. در صف دوم جایش شد.

او در خودش بررسی می‌کند. می‌گوید: دیدم برایم کسر شأن است که صف دوم نماز خواندم. مثل‌اینکه صف دوم برای من یک افتخار...

1000

یک‌وقت‌هایی خدا فراموشمان می‌شود و پول و مسائل دیگر برای ما مهم‌تر از خدا می‌گردد؛ و لذا اگر خدا نزد کسی بزرگ شد دنیا در نظر او با همه عظمت، کوچک می‌شود و ذره‌ای نزد او ارزش ندارد.

بودن کشتی در آب عیب نیست؛ بودن آب در کشتی عیب است.

بودن مؤمن در دنیا عیب نیست؛ بودن دنیا در دل مؤمن عیب است.

اگر دنیا در نهاد کسی آمد خطرناک است وگرنه حضور شما در...

طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه