finds ir 201803097104321

حضرت آیت‌الله محمدرضا حدائق نقل می‌کردند یک روزی من از مدرسه منصوریه آمدم بیرون در خروجی مدرسه یکی از ثروتمندان آن زمان شیراز آمد چند تا مسأله پرسید.
من داشتم جواب مسائلش را می‌دادم فقیری آمد رو کرد به آن فرد ثروتمند گفت: آقای حاجی یک کمکی به من بکنید.
آن آقای ثروتمند در کمال بی‌ادبی رو کرد به فقیر و گفت برو که بیشتر از این لیاقت نداری اگر آدم لایقی بودی خدا به تو می‌داد.
آیت‌الله حدائق فرمودند منتظر بودم تا آن ثروتمند چوب این کارش را بخورد.
ده دوازده روز بیشتر نگذشت در شیراز خبر پیچید که این آقای ثروتمند ورشکست شد...

 

دانلود

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

طراحی و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری رسانه